امام خمینی (ره) در نامه مورخ ۲۶/۱/۱۳۶۸ خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی:
"همین قدر بدانید که پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیه ها و پیغام ها،تمام تلاش خود را نموده است تا قضیه بدین جا ختم نگردد،ولی متاسفانه موفق نشد"(۱)
این سخن نشان می دهد که تصمیم امام در مورد برکناری منتظری شتاب زده و بدون مطالعه و ان طور که منتظری می پنداشته است،در اثر عصبانیت و یا بیماری و القای دیگران نبوده است،بلکه تصمیم لااقل ریشه در دو سال مطالعه و تلاش داشته است.نقاط ضعف منتظری از نگاه امام عبارت است از ساده لوحی،مدیر و مدبر نبودن و اطرافیان ناصالح.
امام که می دانستند جریان های سیاسی ناصالح و در راس انها جریان خطرناک مهدی هاشمی،از ساده لوحی منتظری سوءاستفاده خواهند کرد و از طرفی وی را در معرض رهبری اینده جمهوری اسلامی ایران می دیدند،سال ها تلاش کردند تا منتظری،حساب خود را از اطرافیان ناصالح جدا کند و انان را از خود،رسما طرد نماید،اما اقدامی صورت نگرفت و همین امر موجب برکناری او از رهبری گردید.
نخستین هشدار امام به منتظری:۲۲/۴/۱۳۶۲
"...باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و اشخاص منحرف در بیوت شما،با چهره های صد در صد اسلامی و انقلابی،ممکن است-خدای نخواسته-فاجعه به بار اورند و با یک عمل انحرافی،نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و و جمهوری اسلامی،سیلی زنند.الله الله،در انتخاب اصحاب خود!..."(۲)

اقدامات مجرمانه باند مهدی هاشمی تحت لوای موسسه نهضت های اسلامی در ایران:
۱)قتل مرحوم شمس ابادی،شیخ قنبرعلی صفرزاده،فردی به نام حشمت و فرزندانش،رمضان مهدی زاده،
۲)قتل و ادم ربایی
۳)همکاری ب ساواک(ایا اتهام فقط به مهدی هاشمی مربوط می باشد.)
۴)فعالیت های مخفی غیر قانونی
۵)نگهداری مواد منفجره و سلاح به طور غیرقانونی
۶)جعل اسناد دولتی
۷)نگهداری اسناد طبقه بندی شده دولتی
۸)توطئه برای منحرف نمودن انقلاب از مسیر اصلی و قرار دادن ان در مسیر دلخواه(۳)
موضع گیری منتظری و مقاومت وی در برابر قانون :
پس از بازداشت مهدی هاشمی،فشارها برای ممانعت از تحقیق و پیگیری اتهاماتش افزایش می یابد به نحوی که منتظری در اقدامی بی شرمانه اعلام می کند"اگر امام،مرا تحت فشار قرار دهد،حساب خود را از انقلاب جدا خواهم کرد."این تهدید به رغم خواسته کریمانه امام عملی شد.امام از منتظری خواسته بودند که اگر به واسطه عذر شرعی،مهدی هاشمی را به وزارت اطلاعات معرفی نکرد،لااقل سکوت کند و عکس العملی از خود بروز ندهد اما پس از بازداشت مهدی هاشمی،منتظری ملاقات های خود را قطع کردو جتی مسئولان رده اول کشور نیز امکان ملاقات با وی را نداشتند.
این اقدام -که در تعارض اشکار با دستور امام بود- موجب تبلیغات سوء بسیاری بر ضد ایران شد.در داخل کشور نیز اعلامیه های متعددی با بهره گیری از امکانات جمهوری اسلامی و بیت منتظزی تهیه و منتشر گردید.این اعلامیه ها که در ظاهر در دفاع از منتظری و مهدی هاشمی تهیه می شدند،تیرهای مسمومی بودند که به طور مستقیم کلیت نظام و مسئولان و شخص امام خمینی را هدف قرار داده بودند.رسانه های بیگانه نیز پس از سال ها تلاش و القای توهم وجود اختلاف و جنگ قدرت در بین مسئولان به موردی عینی دست یافته بودند،بر التهاب افکار عمومی می افزودند.عدم امکان بازگویی بسیاری از مسائل،بر پیچیدگی اوضاع افزوده بود.افراد زیادی تحت تاثیر این شرایط دچار تردیدی عمیق شده بودند و بر سر یک دوراهی وحشت افرین قرار گرفته بودند.از یک سو،قائم مقام رهبری را می دیدند که با لحنی حق به جانب بیانیه و اطلاعیه های پی در پی صادر می کند و مطالبی تند و افتراامیز را به سوی دیگر یعنی وزارت اطلاعات نسبت می دهد.
در ملاقات دلسوزان نظام برای شکستن اعتصاب منتظری وی گفت:"امام کار بی ربط کرده و من مهدی هاشمی را می شناسم و او را تایید می کنم."
در نهایت شخص امام با کمال بزرگواری منتظری را خواستند و طی جلسه ای که سران قوا و نخست وزیر نیز حضور داشتند با تواضع فرمودند"ایا شما ماها را دشمن خود می دانید؟یقینا این را نمی توانید بگویید."سپس با حالت صمیمی گفتند:"من از شما خواهش می کنم این کارها را کنار بگذارید و مشغول کار خود شوید."قبول نکرد .فرمودند:"من ارادت به شما دارم.من مخلص شما هستم.از این مرید و مخلص خود قبول بفرمایید و به کار خود مشغول شوید."منتظری با کمال خشونت گفت:"لا یکلف الله نفسا الا وسعها"
در این هنگام همگان از شرم و حیاء سرهایشان را به پایین افکندند و اقای خامنه ای اشک در چشمانشان بود.اقای رفسنجانی و ری شهری در جلو امام به منتظری گفتند که شما قائل به ولایت فقیه هستید و به قول خوتان هفتصد صفحه پیرامون ان مطلب نوشته اید(البته تا ان موقع)،چرا گوش به حرف امام نمی دهید؟باز همان جمله"لایکلف الله..."را به زبان اورد و امام با خونسردی به وی نگاه کردند.(۴)
ادامه دارد
منابع:
۱)صحیفه نور
۲)صحیفه نور،ج۱۸،ص۷
۳)سنجه انصاف
۴)مجموعه اثار یادگار امام،ص۱۹۹ و سنجه انصاف مخمدی ری شهری،ص۱۱۲
+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت
3:36 |