تبليغاتX
siren
 مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
يَصِفُ فيهَا الْمُنافِقينَ
"بندگان خدا، شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم، و از اهل نفاق مى ترسانم، چرا كه آنان
گمراه و گمراه كننده اند، و دچار لغزش و لغزاننده اند. رنگ به رنگ مى شوند، و به حالات گوناگون

ظاهر مى گردند، به هر وسيله كوبنده اى براى گمراه كردن شما متوسل مى شوند،
 و در  هر كمينگاهى كمين مى گيرند.
قلوبشان فاسد، و ظاهرشان پاك مى نمايد. براى فريب مردم به دور از ديده حركت مى كنند،
و چون روباه در ميان جنگل انبوه از درخت مى جهند. وصفشان به ظاهر دواى درد، و گفتارشان شفاست،
 امّا عملشان دردى است بى دوا. بر راحت مردمان حسد مى برند، بر گرفتارى ديگران مى افزايند،
و اميدواران را نوميد مى كنند. اينان را به هر راهى افتاده اى، و در هر دلى شفيعى،
و در هر غم و اندوهى اشكى است. مدح و ثناى يكديگر را به هم وام دهند، و پاداش آن را متوقعند.
در سؤال اصرار ورزند، و به وقت سرزنش پرده درى كنند، و اگر در قضيه اى حَكَم قرار گيرند
اسراف در ستم نمايند. برابر هر حقّى باطلى، و براى هر راستى كژى اى، و براى هر زنده اى
قاتلى، و براى هر درى كليدى، و براى هر شبى چراغى آماده كرده اند. با اظهار بى رغبتى
زمينه ساز طمع خود هستند تا بازارشان را به پا دارند، و متاع هاى كاسد به ظاهر نفيس خود را رواج دهند.

باطل مى گويند ولى حق جلوه مى دهند، و بد وصف مى كنند و زيبا مى نمايانند. راه سخت و تنگ باطل را آسان جلوه مى دهند، و از راه حق بر اين پايه كه راهى سخت و تنگ است مى ترسانند. اينان ياران شيطان، و زبانه هاى آتشند، «آنان حزب شيطانند، و بدانيد حزب شيطان زيــانــكــارانــنــد»."
 
خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه امیرالمومنین علی علیه السلام
 
 
 

 
 
+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 و ساعت 1:59 |
بعد از کش و قوس فراوان، دادگاه مهدی هاشمی و باقی اعضاء باند وی با دستور مستقیم امام خمینی (ره) برگزار شد و وی به اعدام محکوم شد.پس از اینکه منتظری از حکم مهدی هاشمی اطلاع یافت،برای پیشگیری از اجرای حکم توسط سراج الدین موسوی یادداشتی برای امام ارسال نمود:

۱)سید مهدی هر چه بود و شد بالاخره بیست سال سنگ اسلام و انقلاب و امام را به سینه زد!!

۲)او نه مرتد است و نه محارب و نه مفسد و بالاخره به انقلاب و اسلام اعتقاد کامل دارد هر چند در سلیقه خطاکار است.(به جرایم ایشان مراجعه شود)

۳)اعدام او سبب می شود در شهرهای مختلف افراد خوب را به اتهام ارتباط با او،خراب و منزوی سازند و قطعا حضرت عالی به این امر راضی نیستید.

۴)او هنوز طرفداران بسیاری در بین حزب اللهی ها و جبهه برو ها و افراد انقلابی دارد و اعدام او در روح آنان اثر بد باقی می گذارد.

۵)او از خیلی از کسانی که مورد عفو امام قرار گرفته اند بدتر نیست و مادر پیر و زن و فرزندان خردسال او مورد ترحم اند و خانواده و بیت او مورد احترام است.

۶)و بالاخره انچه گفته شد نه به خاطر علاقه شخصی است که من فعلا هیچ علاقه شخصی ندارم-بلکه فقط از نظر مصالح اسلام و اینده انقلاب است و این اعدام و خونریزی بالاخره بساط کدورت و خون در پی دارد.اعدام همیشه میسر است ولی کشته را نمی شود زنده کرد.

قضاوت را به خوانندگان محترم و تاریخ می سپاریم فقط یک نکته کلیدی !جضرت ایت الله!این که نوشته بودید خون،خون می اورد دیگر خیلی عوامی است چرا که باید قصاص را در اسلام تعطیل کرد چون اولا خون ،خون می اورد ثانیا کشته را نمی توان زنده کرد(سنجه انصاف ص۲۵۴)

بررسی برکناری منتظری در هیئت دولت

مهندس میرحسین موسوی:"امام فرموده اند عکس ها و آثار منتظری،از ادارات و ارگان ها برداشته شود و در این رابطه بخش نامه ای به کلیه ارگان ها صادر شد.

در آن جلسه اقای محتشمی پور بعد از موسوی بیانات تندی بر ضد منتظری مطرح کرد.سپس مهاجرانی معاون نخست وزیر گفت:مردم را برای این موضوع باید توجیه کرد.

در مورد نمایندگی های منتظری،سعیدی کیا وزیر راه و ترابری برخلاف بهزاد نبوی وزیر صنایع سنگین معتقد بود"کار،خیلی سخت نیست".

سید محمد خاتمی وزیر ارشاد گفت:"کشاندن این مسئله به میان مردم فعلا مصلحت نیست،خصوصا قبل از اینکه نظر امام معلوم شود که چیست،ولی مسئولین و معاونین لازم است که توجیه شوند."

محتشمی:"منتظری بعد از درس دیروز ظاهرا ؟امده تهران و یکی دوبار صریحا اعلام کرده که من از این انقلاب نیستم هر چه امام بگوید،می پذیرم."

موسوی در پایان خاطر نشان کرد:"خط کلی این است که در رابطه با این مسئله ،طبق نظر امام عمل کنیم."

در شب  بعد آقایان خامنه ای،مشکینی،هاشمی و امینی از امام خواستند تا ایشان مسئله سلب عدالت را از نامه شان بردارند که نپذیرفتند.

ادامه دارد

پ.ن:

نامه موسوی به منتظری و پاسخ وی

نامه طاهری به موسوی

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت 1:40 |
امام خمینی (ره) در نامه مورخ ۲۶/۱/۱۳۶۸ خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی:

"همین قدر بدانید که پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیه ها و پیغام ها،تمام تلاش خود را نموده است تا قضیه بدین جا ختم نگردد،ولی متاسفانه موفق نشد"(۱)

این سخن نشان می دهد که تصمیم امام در مورد برکناری منتظری شتاب زده و بدون مطالعه و ان طور که منتظری می پنداشته است،در اثر عصبانیت و یا بیماری و القای دیگران نبوده است،بلکه تصمیم لااقل ریشه در دو سال مطالعه و تلاش داشته است.نقاط ضعف منتظری از نگاه امام عبارت است از ساده لوحی،مدیر و مدبر نبودن و اطرافیان ناصالح.

امام که می دانستند جریان های سیاسی ناصالح و در راس انها جریان خطرناک مهدی هاشمی،از ساده لوحی منتظری سوءاستفاده خواهند کرد و از طرفی وی را در معرض رهبری اینده جمهوری اسلامی ایران می دیدند،سال ها تلاش کردند تا منتظری،حساب خود را از اطرافیان ناصالح جدا کند و انان را از خود،رسما طرد نماید،اما اقدامی صورت نگرفت و همین امر موجب برکناری او از رهبری گردید.

نخستین هشدار امام به منتظری:۲۲/۴/۱۳۶۲

"...باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و اشخاص منحرف در بیوت شما،با چهره های صد در صد اسلامی و انقلابی،ممکن است-خدای نخواسته-فاجعه به بار اورند و با یک عمل انحرافی،نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و و جمهوری اسلامی،سیلی زنند.الله الله،در انتخاب اصحاب خود!..."(۲)

                                                            مهدی هاشمی

اقدامات مجرمانه باند مهدی هاشمی تحت لوای موسسه نهضت های اسلامی در ایران:

۱)قتل مرحوم شمس ابادی،شیخ قنبرعلی صفرزاده،فردی به نام حشمت و فرزندانش،رمضان مهدی زاده،

۲)قتل و ادم ربایی

۳)همکاری ب ساواک(ایا اتهام فقط به مهدی هاشمی مربوط می باشد.)

۴)فعالیت های مخفی غیر قانونی

۵)نگهداری مواد منفجره و سلاح به طور غیرقانونی

۶)جعل اسناد دولتی

۷)نگهداری اسناد طبقه بندی شده دولتی

۸)توطئه برای منحرف نمودن انقلاب از مسیر اصلی و قرار دادن ان در مسیر دلخواه(۳)

موضع گیری منتظری و مقاومت وی در برابر قانون :

پس از بازداشت مهدی هاشمی،فشارها برای ممانعت از تحقیق و پیگیری اتهاماتش افزایش می یابد به نحوی که منتظری در اقدامی بی شرمانه اعلام می کند"اگر امام،مرا تحت فشار قرار دهد،حساب خود را از انقلاب جدا خواهم کرد."این تهدید به رغم خواسته کریمانه امام عملی شد.امام از منتظری خواسته بودند که اگر به واسطه عذر شرعی،مهدی هاشمی را به وزارت اطلاعات معرفی نکرد،لااقل سکوت کند و عکس العملی از خود بروز ندهد اما پس از بازداشت مهدی هاشمی،منتظری ملاقات های خود را قطع کردو جتی مسئولان رده اول کشور نیز امکان ملاقات با وی را نداشتند.

این اقدام -که در تعارض اشکار با دستور امام بود- موجب تبلیغات سوء بسیاری بر ضد ایران شد.در داخل کشور نیز اعلامیه های متعددی با بهره گیری از امکانات جمهوری اسلامی و بیت منتظزی تهیه و منتشر گردید.این اعلامیه ها که در ظاهر در دفاع از منتظری و مهدی هاشمی تهیه می شدند،تیرهای مسمومی بودند که به طور مستقیم کلیت نظام و مسئولان و شخص امام خمینی را هدف قرار داده بودند.رسانه های بیگانه نیز پس از سال ها تلاش و القای توهم وجود اختلاف و جنگ قدرت در بین مسئولان به موردی عینی دست یافته بودند،بر التهاب افکار عمومی می افزودند.عدم امکان بازگویی بسیاری از مسائل،بر پیچیدگی اوضاع افزوده بود.افراد زیادی تحت تاثیر این شرایط دچار تردیدی عمیق شده بودند و بر سر یک دوراهی وحشت افرین قرار گرفته بودند.از یک سو،قائم مقام رهبری را می دیدند که با لحنی حق به جانب بیانیه و اطلاعیه های پی در پی صادر می کند و مطالبی تند و افتراامیز را به سوی دیگر یعنی وزارت اطلاعات نسبت می دهد.

در ملاقات دلسوزان نظام برای شکستن اعتصاب منتظری وی گفت:"امام کار بی ربط کرده و من مهدی هاشمی را می شناسم و او را تایید می کنم."

در نهایت شخص امام با کمال بزرگواری منتظری را خواستند و طی جلسه ای که سران قوا و نخست وزیر نیز حضور داشتند با تواضع فرمودند"ایا شما ماها را دشمن خود می دانید؟یقینا این را نمی توانید بگویید."سپس با حالت صمیمی گفتند:"من از شما خواهش می کنم این کارها را کنار بگذارید و مشغول کار خود شوید."قبول نکرد .فرمودند:"من ارادت به شما دارم.من مخلص شما هستم.از این مرید و مخلص خود قبول بفرمایید و به کار خود مشغول شوید."منتظری با کمال خشونت گفت:"لا یکلف الله نفسا الا وسعها"

در این هنگام همگان از شرم و حیاء سرهایشان را به پایین افکندند و اقای خامنه ای اشک در چشمانشان بود.اقای رفسنجانی و ری شهری در جلو امام به منتظری گفتند که شما قائل به ولایت فقیه هستید و به قول خوتان هفتصد صفحه پیرامون ان مطلب نوشته اید(البته تا ان موقع)،چرا گوش به حرف امام نمی دهید؟باز همان جمله"لایکلف الله..."را به زبان اورد و امام با خونسردی به وی نگاه کردند.(۴)

ادامه دارد

منابع:

۱)صحیفه نور

۲)صحیفه نور،ج۱۸،ص۷

۳)سنجه انصاف

۴)مجموعه اثار یادگار امام،ص۱۹۹ و سنجه انصاف مخمدی ری شهری،ص۱۱۲

 

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 3:36 |
۱)حقیقت گویی:"من گناهم این بود انچه را درک می کردم و می دانستم که شعارهای دروغی است و کارهای غلطی است،برای این که قداست امام و روحانیت و جمهوری اسلامی باقی بماند،اینها را گفتم و به مرحوم امام می نوشتم،بلکه از ان جلوگیری شود،ولی متاسفانه اقایان این حرف های دلسوزانه را جور دیگری تفسیر کردند...جالا می خواهند اسمش را سادگی بگذارند،بگذارند!(۱)

در همین منبع منتظری اعتراف می کند که "امام باخدا و بی هوا بودند"(۲) و از سوی دیگر،در سخنانی که از وی ملاحظه شد،امام را به چنان استبدادی متهم می نماید که فضایی به وجود اورده کخ هیچ کس جز منتظری جرئت ندارد مشکلات و نابسامانی های کشور را به ایشان منتقل کند و بالاخره همین گناه منتظری بود که سبب شد امام،او را از رهبری محروم نماید!

۲)نفوذ شیاطین!یکی دیگر از علل محروم شدن منتظری از رهبری از نگاه دید خودش،این است که امام (ره) در اثر نفوذ شیاطین،خیال کرده اند که منتظری در مقابل ایشان ایستاده و با این خیال باطل ،تصمیم به برکناری او گرفته اند.

"حتی احتمال هم نمی دادم که شیاطین،اینقدر بتوانند نفوذ کنند که امام،خیال کنند من در مقابل ایشان ایستاده ام.جدا من این احتمال را نمی دادم.(۳)

جل الخالق!منتظری کسی است که افرادی مانند مهدی هاشمی ،قاتل مرحوم شمس ابادی و ... انقدر در او نفوذ کرده اند،که انها برای صدور انقلاب به خارج،به عنوان متصدی امر نهضت ها استفاده می کند و انقدر به انها اعتماد دارد که در پاسخ نامه امام به او نوشته اند:"باید تمام فعالیت هایی که به اسم کمک به سازمان های به اصطلاح ازادی بخش است،قطع شود و تمام کسانی که در این امور دخالت داشته اند ،محاکمه شوند"(۴)برای جلوگیری از رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی و همدستانش صریحا به امام می نویسد:

"محاکمه اولا باید متوجه من و مرحوم محمد در عالم برزخ بشود،نه اقای حسنی و سید مهدی هاشمی که ماموریتی را  انجام داده اند...(۵)

۳)تصفیه حساب سیاسی:منتظری در این باره می گوید:"از همان ابتدا احساس می شد که بعضی افراد ،از این مسائل سوء استفاده می کنند و انتقاد های مرا به گونه دیگری نزد امام،جلوه می دهند.تا این که قضایای ۶۵ و ۶۶ پیش امد و من احساس کردم عده ای تحت عناوین دیگر و به بهانه سید مهدی هاشمی،دست به یک تصفیه حساب سیاسی گسترده زده اند و مشخص بود که هدف اصلی انان،من بودم..."(۶)

منتظری در ادامه توضیح نمی دهد که چه کسی با ایشان درگیری سیاسی داشته که بخواهد از این طریق با وی ،تصفیه حساب کند.بی تردید ،این تهمتی اشکار است که وی باید در محضر خداوند متعال پاسخگو باشد.

۴)استقلال طلبی فکری!

"انها می خواستند بیت مرا که قرار بود در اینده مثلا رهبری انقلاب را به عهده اش باشد در اختیار بگیرند و مثل زمان امام هر کاری خواستند بکنند.متاسفانه مرحوم امام را در این قضیه وارد کردند و با سرمایه گذاری از ایشان،برنامه های خودشان را پیش بردند".(۷)

در جای دیگر می گوید:"هدف اصلی من بودم نه سید مهدی .شاید هدف،تثبیت موقعیت  اینده احمد اقا بود.هدف اصلی تعقیب کنندگان داستان سید مهدی ،لوث کردن دامن بزرگان بود نه پاک کردن دامن بزرگان!هدف اصلی ولایت بر فقیه بود نه ولایت فقیه!"(۸)

و سرانجام منتظری به دلیل برخورد با این توطئه و حفظ استقلال فکری و ارادی خود از رهبری محروم شد!به نظر می رسد که این ادعاهای سست و اهانت های ایشان به امام نیازی به پاسخ ندارد و این گونه اظهارات از کسی که با تصمیم قطعی امام،از رهبری اینده کشور محروم می گردد،طبیعی است.

مراجع:

۱)خاطرات منتظری،ص ۵۹۸

۲)همان،ص ۶۴۴

۳)همان،ص ۷۱۹

۴)صحیفه نور

۵)خاطرات منتظری،ص ۶۶۸

۶)همان،ص ۶۶۶

۷)همان،ص ۶۱۰

۸)همان،ص ۶۱۸

ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 15:5 |
دوستی نوشته از منتظری چه می دانم...چند پست را به این ملعون اختصاص می دهم.مهمترین واقعه تاریخی در مورد منتظری این نامه است:

نامه به آقاي منتظري "عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي"
 
(جلد 21 - صفحه 330) نامه
 
زمان: 6 فروردين 1368 / 18 شعبان 1409
 
مكان: تهران، جماران
 
موضوع: عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي
 
مخاطب: منتظري، حسين علي
 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
جناب آقاي منتظري
 
با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً
 
(جلد 21 - صفحه 331)
 
مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:
 
1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.
 
2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.
 
3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.
 
4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.
 
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.
 
سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.
 
(جلد 21 - صفحه 332)
 
من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.
 
يكشنبه 6 / 1 / 68
 
روح‌الله الموسوي الخميني

ما هنوز همان مردم هستیم...ان شاء الله.حال این امام و این مقیاس حق و باطل.خودمان را با مقیاس امام ،عریان بسنجیم.


این لینک هم مناسب است.هر چند با احترام به همه هواداران موسوی باید بگویم به نظر من موسوی ساده تر ار این حرف ها است و همان نظریه قدرت طلبی را صحیح می دانم.

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 14:46 |
این مطلب را خیلی وقت پیش دوست داشتم بنویسم ولی چون نگاشتن جملات انتقادی نیاز به ارامش درونی دارد ننوشتم!اکنون قدری ارام هستم....

همانطور که قبلا هم در این وبلاگ اشاره شده بود وجود یک اپوزیسیون قوی با یک رهبری قوی از داخل مرزهای کشور برای رشد و تعالی یک کشور بسیار مفید است.هر چند که درجه اعلای دموکراسی حضور دائمی و رسمی اپوزیسیون به صورت تعریف شده داخل دولت است.

ولی اپوزیسیون داخلی کجا و جوان های داغ و بعضا بیسواد امروزی کجا؟!اول از همه باید یاد بگیریم هیچ کس علامه دهر نیست و با توجه به فضای الوده خبری که در جهان و موکدا بر ایران حاکم است بسیار بسیار با دقت اخبار را باید دنبال کنیم و در اخر با در نظر گرفتن تخصص و اگاهی مان در آن زمینه اظهار نظر کنیم.

متاسفانه جامعه به اصطلاح روشنفکری ما دچار جوزدگی شدید و سیاست زدگی شده است و به نوعی فرهیختگی در مخالفت و بیان جمله "با این سیاست ها مخالف هستم" تعریف می شود.نهایت آمال مردم را در زمان کورش و داریوش تعریف کردن دیگر چه صیغه سلطنت طلبانه مزخرفی هست خدا می داند.برخی دیگر هم با یک عقب گرد ۳۰ ساله تلاش می کنند تمام اقدامات انجام شده بعد از انقلاب را اشتباهی بزرگ قلمداد کنند و در نهایت جامعه را به حمایت کورکورانه از غرب ترغیب کنند.

بحث های کارشناسان و نخبگان جامعه متاسفانه در حد بحث های تاکسی محور عوام تنزل کرده است!یک بچه هم حتی اگر اراده کند می تواند با سوار شدن بر این موج سیاست زدگی جامعه به خواسته های بجا و بیجایش برسد.

یکی به جرم قتل عمد با ضربات متعدد چاقو در ۲۱ سالگی اعدام می شود و خانواده اش در نهایت دغل بازی یک جامعه ۷۰ میلیونی را به چالش می کشند و می گویند"کودک بیگناه ما را اعدام کردند".

بعد از ۲ هفته که جامعه درگیر موضوع قضایی می شود که هیچ ربطی به من و شما ندارد مشخص می شود کودک بی گناه مردم یک فرد سابقه دار است که در یک پارک عمومی بر سر نزاع غیر اخلاقی با یک پسر ۱۵ ساله وی را به قتل رسانده است .چرا متولی این پرونده قضایی نامربوط جنبش سبز می شود؟؟؟

در موردی دیگر یک تروریست کومله سابقه دار در یک درگیری مسلحانه زخمی و سرانجام دستگیر می شود.چرا جنبش سبز ذهن مردم را درگیر اعدام فردی می کند که ما از اعدام او خوشحال هم باید بشویم و اگر نشویم به وطن پرستی مان باید شک کنیم؟؟؟

چرا جنبش سبز که به عنوان یک اپوزیسیون سیاسی باید به دنبال مطالبات مردم از دولت باشد و پیگیر عملکرد دولت در مورد شعارهای انتخاباتی باشد خود را درگیر این موضوعات پیش پا افتاده و غیرتخصصی می کند؟

تا به امروز هیچ کس در جهان در مورد پارازیت های رادیویی یا حتی امواج مایکروویو به نتیجه منفی نرسده است.چه شده که امروز همه جهان نگران پارازیت های تهران شده اند و از همه بدتر اینکه جنبش سبز خود را متولی ازادسازی امواج چند شبکه ضدنظام می داند!؟؟اینقدر ما پیش پا افتاده و بدبخت شده ایم که گوگوش و شجریان و معتمد اریا و مخملباف وکلای احقاق حقوق ما شده اند!!؟آدم های علیه السلام تر از اینها نبود؟؟این فقط به علت عملکرد ضعیف من و تو جوان است.

درد در این مملکت کم نیست.کاش مثل زمان انتخابات از فقر،گرانی،مشکلات بیمه،رفاه اجتماعی و هزار مشکل دیگر این مردم گله داشتید...کاش صداقت را در کلام کروبی جستجو نمی کردید و نهایت آمال و ارزویتان خوش آمد منتظری ملعون نبود.

بازی نخوری عزیز من!آب گل الود شده و کسی که متجاوز به عنف بوده و همیشه در این جامعه منفور بوده خود را فعال سیاسی معرفی می کند و در بی بی سی برای من و شما میزگرد هسته ای می گذارد!دیگری پرونده کلاه برداری میلیاردی دارد و برای ما از احقاق حق مردان و زنان این مملکت صحبت می کند.

درد زیاد است...عینک سیاست زدگی را از چشمانت بردار و ببین!ما هنوز هم همان ادم هایی هستیم که از دیدن دخترک گل فروش کنار چهارراه دلمان به درد می اید.من باید از ضرورت تهیه سریع دفترچه الکترونیک بیمه بنویسم نه از احسان فتاحیان ملعون!

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 13:50 |
"تجمع در دانشگاه تهران در حمایت از یک تروریست"این تیتر خبر سایت جهان نیوز است.متن خبر

احسان فتاحیان کیست؟

امروز رفته بودم دانشکده خودمون...روی برد انجمن اسلامی را هم مطابق معمول نگاهی انداختم.اخرین صحبت های همین مزدور حزب کومله را با خط درشت نوشته بودند.نمی دانم بخندم یا گریه کنم!

حدود دو هفته پیش هم برای اعدام "بهنود شجاعی" بردشان را پر از کاریکاتورهایی کرده بودند که در ان تصویر کودکی بود که خرسی اسباب بازی در دست دارد و اعدام شده است.از این که ادم های احمقی مثل شما در دانشگاه و دانشکده ما حضور دارند واقعا حالت تهوع می گیرم.

انجمن اسلامی و دفاع از کومله؟!انجمن اسلامی و دفاع از قاتل ۲۱ ساله!؟به کجا چنین شتابان؟چرا عناوین برد شما همیشه با عنواین صفحه خانگی بی بی سی فارسی یکی است؟!

شما اگر جبهه سیاسی مخالف دولت هستید که عملکردتان افتضاح است عمو!خوش به حال ما با این اپوزیسیون بچه بازمان!

دانشجو هم دانشجو های قدیم!واسه یکی بمیر که فردا سرتو گوش تا گوش مثل آب خوردن نبره!خوش به حالت با این ایدئولوژی قویی که داری!شرمنده صدام نباشی فردای قیامت صلوات بلند بفرست بچه مسلمون!

"احسان فتاحيان در آخرين اقدام خود همراه با هفت نفر از تروريست‌ها بر اساس ماموريت محوله از جانب سران گروهك تروريستي كومله وارد مناطق عمومي شهرستان كامياران شده و طي درگيري مسلحانه با نيروهاي نظامي در منطقه مجروح و از همراهي با تيم تروريستي باز مي‌ماند و سرانجام در يك مرحله تعقيب و گريز مسلحانه در 29 تير 87 دستگير و پس از محاکمه به چوبه دار آویخته شد."

بلند بگو "یا علی"

 

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 0:48 |

دوستان توجه کنند!واکسن انفولانزای فصلی ربط چندانی به انفولانزای تیپ A ندارد و فقط برای کودکان زیر 5 سال و کهنسالان بالای 60 سال و همچنین افراد با نقص سیستم ایمنی توصیه می شود.برای این تعداد افراد واکسن در داروخانه ها موجود است ولی با هجوم اوردن و دعوا فقط شرایط برای بیماران و واجدین شرایط سخت می شود.با ناسزا نثار احمدی نژاد کردن هم اوضاع تغییری نمی کند چرا که مسئله جهانی است!

اصولا واکسن انفولانزای فصلی همانقدر مفید است که سرماخوردگی در فصل پاییز اثر دارد.وقتی سیستم ایمنی انواع ویروس های مختلف را دید و با انها جنگید کارکشته می شود و احتمال اینکه شما در برخورد با ویروس H1N1 به حال زار بیافتید پایین می اید.

ماسک های کاغذی فقط برای جیب داروخانه دار ها مفید هستند و تاثیری در پیشگیری از بیماری ها ندارند.شما موفق شدید با هجوم به داروخانه ها قیمت ماسک های بی ارزش 50 تومانی را تا 300 تومان بالا ببرید و این جای تقدیر دارد.پس لطفا خونسرد باشید و بدانید:در همه گیری تنفسی ویروسی پیشگیری یعنی کشک!

اگر خیلی حساس هستید توصیه می کنم از ماسک های فیلتر دار کربنی در محیط های شلوغ مثل مترو و ... استفاده کنید و امروز یک ژل ضد عفونی کننده دست بدون نیاز به آب برای خودتان و اعضاء خانواده تان تهیه کنید.

شلغم بخورید و هر روز صبح به خودتان ایت الکرسی فوت کنید

+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 22:13 |
رفتم سینما و پشیمان نیستم که دو تا ۳۰۰۰۰ ریال خرج کردیم و اطوارهای مردم را تحمل کردیم و در کنارشان فیلم دیدیم!

کتاب قانون در یک جمله متفاوت است و سعی می کند این تفاوت ها را در چشم و دل بیننده فرو کند.فیلم در پنج دقیقه ابتدایی خود به شبهای بیروت می رسد و با ترانه های انچنانی بهترین خوانندگان زن لبنانی هوش از سر تماشاگر می برد.جو فیلم طنز و مادی باقی می ماند تا می رسیم به پانزده دقیقه نهایی که تحول فیلم اغاز می شود!ورودمان را به دنیای واقعی با یک ترانه از کاظم الساحر جشن می گیرند و با قصیده زن زندگی من نزار قبانی به پایان می برند.

اگر خیلی نمی توانی هنری نگاه کنی و چشمانت فقط نکات سیاسی و مذهبی را می چیند احتمالا به این فیلم رتبه C می دهی ولی به نظر من که فیلم زیاد می بینم مهم نیست تو که خیلی ارمانی فکر می کنی از این قرتی بازی های زیاد و تو ذوق زن فیلم خوشت نمی اید، چون اصلا این سناریو برای خیلی خوب ها...خیلی مومن ها نوشته نشده است.این فیلم تلنگری به زندگی مسلمانان اسمی و نامدار مادرزاد است.همون هایی که خودمان حداقل بیست نفرشان را می شناسیم.همون هایی که تا حالا هزار بار دلت خواسته بهشون بگی:بهشت را به نام ما سند نزده اند عزیز من!باید جان کند تا بهشتی شد.

خیلی خوب است که کسی از مسلمانی ما با زبان فیلم غلط گرفته است.منبر تصویری تاثیرش روی من که خیلی زیاد است حالا دانشمندان هم یه تحقیقی بکنند بد نیست!

سبحه بر دست و دعا بر لب و سجاده به دوش 

                                                           پی تزویر و ریا تازه مسلمان شده ایم!

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 12:50 |

از وبلاگ اسکالپل:

"یک زیدی ، دامن پیراهنش رو دستش گرفته بود و به شکل یک ظرف رو به آسمون ، هی اینطرف اونطرف می رفت . یه زید-پریم ( مانند z1 نوشته و خونده میشه ) اومد به زید اولی گفت : سلام ، چطوری ؟ چیکار داری می کنی ؟ زید اولی گفت : هیچی. منتظرم مرغابی ها توی آسمون که تخم می کنن و تخم هاشون می افته پایین ٬ بین زمین و هوا، من [تخم مرغابی ها رو ] بگیرم و بفروشم . زید- پریم گفت : اِ . چه جالب . بیا این تراول رو بگیر رو برای من چند تا از این تخم مرغابی ها بذار کنار .

یه عمرو و بکری هم داشتند این منظره رو می دیدن . عمرو رو به بکر کرد و گفت : اون یارو که دامن پیراهنش رو گرفته دستش عجب دراز گوشیه ها . معلوم نیست مرغابی از اینجا رد بشه یا نه . تازه اگر هم رد بشه ، معلوم نیست تخم بکنه یا نه . فرضا" اگر هم تخم کرد توی آسمون ، معلوم نیست این بابا آخرش بتونه این تخم مرغابی ها رو سالم بگیره یا نه . بکر یه لبخندی زد و گفت : اون زید - پریم که دراز گوش تره از این بابائه که یه پولی هم داده تخم مرغابی ها رو پیش خرید کرده !! "

خلاصه اقا!مرده لگد زدن ندارد.حیف وقت و عمر من و شمای تحصیل کرده است که صرف این بازی خوردگان نحیف فکری شود.در صحنه بودن خیلی خوب است ولی خودت را هلاک نکن.به قول آقا انرژی ما باید صرف آبادانی و علم شود.متخصص متعهد کم داریم.بجنب عقب نمونی عزیز من!از سال ۱۳۵۸ که پدر من دانشجو بود عمله های  آمریکا و اسراییل در این کشور زندگی انگلی و بحران زیستی داشتند تا الان!کم و زیادش را هم حتما دیده اید.منتظر نباش تک تک اینها هدایت بشوند...نه جانم!یکی نوک پایش به سنگ می خورد و هدایت می شود دیگری اگر گردنش هم در راه باطل بشکند نمی فهمد از کجا خورده است.عده ای هم که نان خور استکبارند و دلیل شان صد البته موجه!

خلاصه از زندگی نیافتی عزیز من!حصار ایمان باید دور جوان کشید.دیوار تقوای مملکت را باید بلند تر کرد تا ضدضربه فرهنگی هم بشویم.لا حول ولاقوه الا بالله العلی العظیم

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 0:29 |
"الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمة طيبه كشجرة طيبه اصلها ثابت و فرعها في‌السماء

توتي اكلها كل حين باذن ربها و يضرب‌الله الامثال للناس لعلهم يتذكرون

و مثل كلمة خبيثه كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار

يثبت‌الله الذين امنوا بالقول الثابت في الحيوه الدنيا و في‌الاخره و يضل‌الله الظالمين و يفعل‌الله ما يشاء‌ "

سوره مباركه ابراهيم آيات 27-24

سبز رنگ پرچم و ملاک موجودیت تشیع است به همین دلیل هم سرمایه گذاری زیادی از جانب دشمن برای لوث کردن این رنگ صورت می گردد.امروز بر من و شما دوست عزیز مسلمان واجب است قران را از سر نیزه پایین بیاوریم و به دست علی ابن ابیطالب،امیرالمومنین برسانیم.

دین ما ملعبه بازی های سیاسی نیست که امروز پرچم قدرت طلبی منافقین شود فردا پوشش بازی خوردگان و ناکسین.

۱۳ ابان پرچم را پس بگیر!

یا علی مددی

 لینک خبر

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 13:9 |

جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید

می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید

صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید

از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید

مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!

جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید

صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید

هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید

بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید

شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید

دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید

با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید

گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید

چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید

خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید

علیرضل قزوه

 

+ نوشته شده توسط سوده در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 20:26 |

 یکی دلش برای شوهرش تنگ شده،یکی نگران برادرش است،دیگری ناراحتی قلبی دارد.ملت ما هم دل نازک اند و طاقت داستان های سوزناک را ندارند.وظیفه قوه قضاییه هم این است که بی معطلی همه زندانیان را ازد کند!

مظلوم!

اخه خواهر من!برادر من!این شد طرز فکر؟!مسائل و رسائل حقوقی را که نمی توان با احساسات و من بمیرم تو بمیری حل کرد.شما درست می فرمایید در حق پنج نفر ظلم شده،اصلا در حق چند نفر ظلم شده؟تو بگو!همه بی جهت و به خاطر بغض و کینه شخصی احمدی نژاد زندانی شده اند و پنجاه روز است حبس می کشند؟شما اسم چند نفر را در فیس بوک و تویتر و هزار سوراخ سومبه اینترنتی می بینی که ملت جهان شاکی باشند از زندانی شدنشان در گوانتانامو و باقی زندان های مخفی و اشکار ؟

باور کنیم که یک عده از این راه مشهور شده اند.عده ای دیگر منافع مادی و معنوی بدست اورده اند.بعضی پناهندگی با شرایط عالی و یا متوسط از کشورهای اروپایی و امریکایی گرفته اند و بعضی هم جایزه های ازادی بیان و حقوق بشر برنده شده اند و بدنبال ان به الاف و الوف رسیده اند.عده ای هم هستند البته که بدنبال این مقاصد بودند و در میانه راه بد اوردند و از اینجا مانده و از انجا رانده شدند.

حقیقتن اگر خواستار ازادی یک زندانی هستی جویای جرمش نیز باش!اگر شنیدی حقی از کسی ضایع شده حتما پیگیر ماجرا باش ولی ساده نیاندیش و مثل بره های سربراه شنونده اخبار تنها یک منبع نباش.طبیعی نیست که پیگیر ازادی همه زندانیان هستی...معقول نیست که هر چه می شنوی باور می کنی...منطقی نیست که انتظار داری افراد در برابر اعمالی که از انها سر می زند مصونیت داشته باشند...هر چند که تحصیل کرده هستی و معمولا از روی عقل می اندیشی و گفتگو می کنی.


 تصویر:شاهپور کاظمی،برادر مظلوم و بی گناه همسر موسوی کبیر.من کمی تحقیق کردم.فاصله واقعیت با اطلاعاتی که ژیلا خانوم داده اند زمین تا اسمان است.ای کاش یه لینکی به این منابع اصولگرا می دادند.به هر حال منبع خبری بهتر از بهمن که وجود ندارد!هر چه باشد شوهر خانوم هستند ظاهرا و هم سلولی سابق شاهپور خان!منافق مسلح و مهندس باوقار!یا علی مددی!

پ.ن:یه سر هم به وبلاگ بهمن زدم..."ژیلا امروز برنده جایزه بین المللی شجاعت در روزنامه نگاری شد"ژیلا و بهمن مثال اند.در بند نام نباش.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 1:44 |
سوار تاکسی بودم،با حامد قرار داشتم.مسیر طولانی بود و هر کس برای خودش حرفی می زد.خانومی که کنار من نشسته بود گفت:روزگاری شده!من کارمند ازمایشگاه هستم...امروز یه بچه ۶ ماهه که سرطان خون داشت را برای ازمایش اورده بودند.می گویند به خاطر این پارازیت های ماهواره و قطعی موبایل بعد از انتخابات جنین خانوم های باردار خراب شده است!

خودت را بگذار جای من!اصلا اهل بحث های تاکسی محور نیستم.گفتم اینجا یه مطلبی بنویسم شاید یه کم بهتر بشوم!

می گویند در سال ۱۹۱۸ زنی به کشیشی تهمت خیلی بدی زد و این موضوع تبدیل به یک شایعه عمومی شد.بعد از مدتی زن به اشتباه خود پی برد و نزد همان کشیش اظهار ندامت و تقاضای بخشش کرد.

کشیش گفت تنها در یک صورت تو را می بخشم و ان این است که یک بالش را با خود به پشت بام ببری و چندین ضربه محکم چاقو به ان بزنی.زن قبول کرد و فردای ان روز نزد کشیش بازگشت.کشیش گفت انجام دادی؟زن تایید کرد.کشیش گفت چه شد؟

زن گفت:پر!پر!همه جا پر از پر شد!

کشیش گفت:حالا برو و همه ان پر ها را جمع کن تا تو را ببخشم.

شایعه مثل همان پرهای بالش می ماند.هرگز نمی توان همه پرها را جمع کرد.به گمانم گناهی نابخشودنی باشد.


پ.ن:

امواج کوتاه مثل امواج رادیو هستند و تاکنون خطری برای سلامتی بشر نداشته اند.

نوعی از سرطان خون به نام لوسمی ALL مخصوص کودکان بوده و ناشی از اختلال ژنتیکی است.

هنوز دانشمندان امواج مایکروویو را طبق تحقیقات انجام شده تاکنون ،ایمن می دانند.

داستان :اشاره به فیلم DOUBT (شک) دارد.

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 15:50 |
وقتی بی سوادترین و کم هوش ترین افراد جامعه در راستای ایجاد روحیه ناامیدی در میان مردم ،قلم فرسایی می کنند نتیجه چنین می شود:

مقاله اقای جعفر محمدی را بخوانید و خوشحال باشید که بهره هوشی شما هنوز سقوط نکرده است!

فکر می کنید وقتی می گویند بهره هوشی افراد یک جامعه یا یک نژاد از نرم جهان بالاتر است در مورد دانشجویان یا مهاجران ان جامعه صحبت می شود؟ایا می دانید نقشه ژنتیکی چیست؟واقعا فکر می کنید اگر من ژن هایم را از کشور خارج کنم به جامعه صدمه زده ام؟حداکثر صدمه ای که من با فرارم به عنوان مثلا یک نخبه به جامعه وارد می کنم مریوط به پتانسیل کاری و اجتماعی حضورم در جامعه است و البته این صدمه سنگینی است در صورتیکه که واقعا متعهد باشم و برای جامعه خودم ارزش قائل باشم و گرنه که می شود همان جریان "یک نون خور کمتر" یا به عبارت بهتر "یک مفت خور کمتر"!

برای ملتی که همیشه دوست دارند کم کار کنند و درامد خوبی کسب کنند کسی کاری نمی تواند بکند،به قولی شما برو امریکا پول روی زمین ریخته ،همه منتظرند شما بیایی جمع کنی!

من کاملا موافقم که شرایط خوبی برای نخبگان در اجتماع امروز ما فراهم نیست و به عبارت بهتر خریدار زیادی برای خوش فکری نیست ولی خیلی ها هم این وسط جفنگ می گویند!

حامد قدوسی نوشته:"یک فرق ایران و این‌جا این است که توی ایران ده تا درخواست هم‌کاری می‌دادن یکی را قبول می‌کردیم. این جا ده تا درخواست هم‌کاری می‌دیم شاید یکی قبول شود. خلاصه زندگی بالا و پایین داره. ولی داریم عادت می‌کنیم."

کلا من با منصف بودن بیشتر موافقم و به طرز فکر غیر علمی و خاله زنکی جعفر محمدی لبخند می زنم...روحش شاد!

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 15:21 |
اوضاع خوب است.مشکلی نیست.خدا را شکر!منتظر محرم هستیم تا همه ایران را سبز کنیم.غمت چیه عزیز من؟غصه ات چیه عزیز من؟تلاش می کنیم.ما کلا امیدوارانه زاده شدیم.فکر کن!لشکر اقا باید در تکاپو باشد...لشکر اقا باید امتحان پس بدهد.تا الان که خوب هم بوده...غربال به این بزرگی می خواستی از کجا پیدا کنی؟اصلا اختراع شدنی بود؟

خوشحال باش خواهر من!خوشحال باش برادر من!فکر کن اگر مادران ما را نزاییده بودند...اگر دینی تربیت مان نمی کردند...اگر با نام حسین علیه السلام سیراب مان نکرده بودند و اگر پدرمان روزی حلال کسب نکرده بود...چه می کردی عزیز من؟شاکر باش!برای داشته ها و نداشته هایمان باید شاکر باشیم.حق که نمرده است...کلام علی علیه السلام را باید روی پیشانی هایمان بنویسیم....

فتنه شناس عالم اسلام، امیرمومنان علی (ع) در فرازی از خطبه 93 نهج البلاغه می فرمایند:

«فتنه ها آنگاه که روی آورند با حق شباهت دارند و چون پشت کنند حقیقت چنان که هست، نشان داده می شود، فتنه ها چون می آیند شناخته نمی شوند و چون می گذرند، شناخته
 می شوند، فتنه ها چون گرد بادها می چرخند، از همه جا عبور می کنند، در بعضی از شهرها حادثه می آفرینند و از برخی شهرها می گذرند.»

و در فرازی از خطبه 151 می فرمایند: «هدف تیرهای بلا هستید که نزدیک است، از مستی های نعمت بپرهیزید، و از سختی های عذاب الهی بترسید و بگریزید، و در فتنه های درهم پیچیده، به هنگام پیدایش نوزاد فتنه ها و آشکار شدن باطن آنها، و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن، با آگاهی قدم بردارید.»

«گاه به راست رفتند و گاه به چپ ، ولى ، راهشان راه ضلالت بود و دورى از طریق هدایت . پس ، آنچه را كه آمدنى است و انتظارش مى رود به شتاب مطلبید و هر چه را، كه فردا خواهد آورد، آمدنش را دیر مشمارید. بسا كسى كه چیزى را به شتاب مى طلبد و، چون به آن رسد، آرزو كند كه اى كاش هرگز نرسیده بود. چقدر امروز به سپیده فردا نزدیك است . اى مردم ، زمان فراز آمدن چیزهایى است كه شما را وعده داده اند. و نزدیك است كه فتنه اى را، كه نمى دانید چیست ، دیدار نماید. بدانید، كه از ما هر كه آن را دریابد با چراغ روشنى كه در دست دارد، آن تاریكیها را طى كند و پاى به جاى پاى صالحان نهد، تا بندهایى را كه بر گردنهاست بگشاید و اسیران را آزاد كند و جمعیت باطل را پریشان سازد و پراكندگان اهل صلاح را گرد آورد و این كارها پوشیده از مردم به انجام رساند.

آنكه در پى یافتن نشان اوست ، هر چه به جستجویش كوشد، از او نشانى نیابد. پس گروهى در كشاكش آن فتنه ها بصیرت خویش را چنان صیقل دهند كه آهنگر تیغه شمشیر را. دیدگانش به نور قرآن جلا گیرد و تفسیر قرآن گوشهایشان را نوازش دهد و هر شامگاه و بامداد جامهاى حكمت نوشند.»

باشد که اینگونه باشیم و در این راه قدم برداریم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 15:49 |
ما را چی فرض کرده اید دکتر؟لینک نامه

مطهرات زیادند از جمله اب،افتاب،خاک،نمک و ... انگار قرار است از این به بعد نام بیت امام هم به لیست مطهرات اضافه شود!

 "جمع‌بندي من راجع به بيت شريف امام اين است:

1ـ آنان هرگز مرعوب نمي‌شوند.

2ـ مفتون اسم و نام و رسم نيستند.

3ـ آزادانه و شجاعانه از حق و انصاف و عدالت و اسلام ناب دفاع مي‌كنند.

4ـ همواره در خط اصيل امام و حفظ نظام بوده و خواهند بود.

5ـ ان‌شاءالله سرنوشت و جايگاه آنان با دست لطف الهي رقم خواهد خورد؛ كما اينكه در مورد امام و ياران راستين او چنين بوده است."

دکتر جان!حتی خانواده پیامبر هم بعد از رحلت ایشان فتنه ها کاشتند و ابیاری کردند!خود خمینی کبیر بارها در زمان حیات شان با خانواده شان در موارد متفاوتی برخورد کردند.این هرگز ها و پیش گویی های اینده نگر را از کجا اوردید؟دسترسی شما به منابع غیبی قابل تقدیر است!

اگر تاریخ نمی خوانید به خاطرات و صحیفه خود امام خمینی مراجعه کنید که مطمئنا از این نامه شما خشمگین شده اند.شان امام عزیز ما را با ان سیره سراسر ارزشی در حد خانواده سلطنتی محمد رضا ملعون پایین نیاورید.

جمهوری اسلامی همچنان با این بچه بازی های حسن اقا و ... مدارا می کند،شما زیاد نگران نباشید.خرابکاری های ایشان به قدری زیاد است که با یک نامه تطهیر نمی شود.مگر اینکه روزی چند بار برایمان نامه های انچنانی بنویسید!

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 16:8 |
امروز بی بی سی پرشین می دیدم.چقدر راحت می شود با ذهن مخاطب بازی کرد و از چند نکته منفی یک نتیجه گیری منفی دیگر کرد.به عبارت بهتر وقتی اعتماد مخاطب را جلب کردی می توانی قوانین را عوض کنی...منفی در  منفی مثبت می شود؟نه!فکر نکنم!

مثلا می توانی از دو خبر با منبع مشکوک و تاکید بر اینکه معلوم نیست این اخبار صحیح باشند نتیجه گیری دلخواه کنی!

انگار اداره کردن یک رسانه تاثیرگذار چندان هم هوش بالایی نمی خواهد ولی ماندگاری چرا...می خواهد!

گاهی افکار عمومی جامعه را با نتیجه یک بازی فوتبال می توانی برای ماه ها کنترل کنی.مثلا با یک پیام به داور مسابقه از تساوی ایکس و ایگرگ جلوگیری کنی و سوپاپ اطمینان را مطمئن نگه داری!


به مجری کارشناس احمق بی بی سی:هر بار که یک تاس را به هوا پرتاب می کنی نتیجه، مستقل از پرتاب های قبلی است پس می شود ۳۰-۴۰ بازی هم با نتیجه مساوی به پایان برسند هر چند که از سیاست به دور است!مسوولان تربیت بدنی ظاهرا خیلی سرشان شلوغ است! 

ظاهرا فوتبال و سیاست و اقتصاد مثل شیر و شکر و کاکائو  در شیر کاکائو جداناشدنی هستند!

 

+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 3:58 |
بعضی از دوستان با وقایع بین المللی همانطور برخورد می کنند که با یک بازی تیم فوتبال!شما دوست دارید تیم فوتبالی که هوادارش هستید همیشه بهترین نتایج را بگیرد،با تیم های خیلی خیلی بزرگ مثل المان و ایتالیا و فرانسه بازی کند و مرتب در مجامع بین المللی از بازیکنانش تعریف و تمجید کنند.حاشیه خیلی کمی داشته باشد و فقط اخبار پیروزی های پی در پی انها در جهان مخابره شود.هر وقت یک مجله یا سایت معتبر را مشاهده می کنید از تیم شما و به عبارتی خود شما اخباری باشد!

خوب دوست عزیز من عرصه سیاست یک فرق های کوچکی با تیم ملی دارد.حتی همان فوتبالی که شما خیلی دوستش دارید یک ظاهر دارد و یک باطن.این ظاهر زیبایی که من و شما روزی چند بار شیفته اش می شویم و برایش هورا می کشیم کاملا در خدمت باطن ان است و همانطور که همگی می دانید باطن فوتبال اقتصاد است و این ظواهر فریبنده اهمیت چندانی برای صاحبان صنعت فوتبال ندارد،بی اهمیت هم نیست ولی ...خودت بلدی دیگر توضیح نمی دهم.

در سیاست هم یا چشم می گویی یا خورده می شوی!شق سومی وجود نداشت تا اینکه پدران من و شما انقلاب کردند.چند دهه طول کشید که جهان از حالت دو قطبی خارج شد و مثلا امریکا قبول کرد که سیاه ها هم می توانند یک زندگی بخور و نمیری داشته باشند یا مردم امریکا فهمیدند که خدا بقیه جهان را برای بردگی انها نیافریده است ولی خوب هنوز هم سیاستمداران المانی مثلا به خاطر رفتارهای هیتلر با مردم بقیه جهان شرمنده نیستند و به یهودی هایی که خودشان سنگشان را به سینه می زنند حاضر نیستند غرامت بدهند.

هنوز هم راه نرفته پیش رو داریم ولی خوشحالیم که امروز می توانیم در اصفهان به انگلیسی بگوییم:"لطفا روی چمن ها راه نروید،این چمن ها از پول مالیات ما سبز شده اند".

اگر امروز فرانسه و المان و امریکا از ما عصبانی هستند چون حاضر نیستیم در مورد مسائل داخلی کشورمان حتی اندکی حق برایشان قائل شویم یعنی ما ۳-۰ جلو افتاده ایم.اگر ما با انها بازی تدارکاتی نمی کنیم یعنی انها در حد المان هیتلری پایین امده اند.

اگر ما با قوانین دیپلماسی عمومی( مثل دوز بازی خودمان می ماند)یکی یکی کشورهای امریکای جنوبی و افریقایی را باخودمان همراه می کنیم یعنی توپ و میدان دست ماست.

با توجه به اینکه همه جای دنیا بلند شدن از سر سخنرانی فردی بلند مرتبه از لحاظ علمی یا سیاسی را بد می دانند وقتی کشورهای زورگو به هر دلیلی صحن سازمان ملل را ترک می کنند یعنی چه بخواهند یا نخواهند اسیر بازی احمدی نژاد شده اند.جتما به این توجه داری که صحن مجمع عمومی سازمان ملل را نمی شود وتو کرد و گرنه حتما به دلیلی سخنرانی و حضور هیئت ایرانی را وتو می کردند!

عزیز من!اگر ما باخته ایم چرا نتانیاهو در صحن مجمع عمومی از شدت خشم به سران دیگر کشورها ناسزا می گوید؟

اگر ما باخته ایم چرا فرانسه و المان و امریکا در پایان این دور هم ایران را تهدیدی بزرگ می دانند؟خوب مرده که لگد زدن ندارد!!

البته ابرقدرت شدن هزینه هم دارد.جزء هشت کشور برتر جهان در عرصه های گوناگون شدن راحت نیست ولی این راهی است که به فضل الهی هفتاد درصد ان را با خون عزیزانمان و تحمل تحریم های گوناگون پیموده ایم.صبور باش!خدا با ماست!

باید یاد بگیریم در عرصه های بین المللی سطحی نگر و کوته فکر نباشیم.راهی که می رویم وابسته به اشخاص نیست که بر سر اختلافات داخلی هستی مان را ببازیم.راحت ترین راه برای تحمل عواقب بعد از باخت این است که به تماشاگران رقیب بفهمانی که ما بردیم و شما باختید.چه جوری؟

-ما کوتاه نمی اییم!ا

هشدار تند اوباما،سارکوزی و براون به ایران

-وای!بدبخت شدید! 

ایران با افزایش فشار و انزوای بیشتر روبرو خواهد شد(همراه با عکس خشمگین اوباما)

-اگر داور 3 تا پنالتی به نفع ما بگیرد...

استقبال آمریکا از 'همکاری' ایران با آژانس درباره مرکز اتمی جدید


پ.ن:لینک ها به سر تیتر های بی بی سی است.ظاهرا با ف.ش باز نمی شود.خودتان بروید بخوانید.

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 3:40 |
 اینقدر راهپیمایی روز قدس حال من را خوب کرد که تقریبا هیچ نگرانی خاصی بابت اتفاقات بعد از انتخابات ندارم.بهترین کار همین است که در اجتماعات عمومی شرکت کنیم و ایمان مان را قوی کنیم .همان طور که حضرت اقا فرمودند این جریان دیگر تمام شد و مهم ما هستیم.ایشان با همه هوش و ذکاوتی که دارند مثل همیشه بهترین عملکرد را داشتند.من فکر می کنم در طول این سه ماه گذشته اصلا سعی نداشتند جلوی این جمع را که با سرعت داشتند از جامعه اسلامی خارج می شدند را بگیرند بلکه یک غربال بزرگ را زیر این جمعیت گرفته بودند تا خسارت کمتر شود و تا انجا که می شود جمعیت افرادی که از بدنه نظام جدا می شوند را کم کنند.

انهایی که به علت نارضایتی از شرایط اقتصادی،فرهنگی یا اجتماعی با منافقین سبز همراه شده بودند باید با حفظ و کرامت و عزت به جامعه بازگردانده شوند و برای بازگشت این دسته ما هم باید خودمان را تغییر دهیم.اگر روحانی بی مرضی مثل ایت الله طباطبایی از برخی رفتارهای غیر اخلاقی رئیس جمهور به ستوه امده باید حق را به او بدهیم و انزجارمان را از بی اخلاقی رخ داده اعلام کنیم.

این مهمترین و مفید ترین استراتژی در برابر خطری است که قبلا به ان اشاره کرده بودم.

"با توجه به این که انقلاب های مخملی محدودیت زمانی ندارند ( حتی تا ده سال پس از نقطه شروع هم می توانند به حیات زیر زمینی خود ادامه دهند) موجب بروز یک ناهنجاری بزرگ در جامعه می شوند.به این ترتیب که با شروع زندگی خاموش اپوزیسیون برانداز، اعتراضات مشروع  مقطعی اعم از  صنفی،سیاسی،اجتماعی و یا فرهنگی گروه اقلیت  ناراضی جامعه مورد بهره برداری قرار گرفته و افراد مجبور می شوند یا خود و خواسته هایشان را تحت پرچم اپوزیسیون مطرح کنند یا برای برائت جویی از براندازان  اعلام انصراف کنند.
مثال واضح رفتار اپوزیسون برانداز سازمان مجاهدین خلق(منافقین) می باشد.منافقین نزدیک به سی سال پیش از صحنه سیاسی ایران حذف شدند ولی هنوز هم به هر بهانه ای با صدور یک اطلاعیه خود را در جامعه نیمه فعال نگاه داشته اند."

با حرکت صحیح و برنامه ریزی شده رهبر انقلاب دیگر لازم نیست هنرمندان ناراضی از شرایط فعلی وزارت ارشاد پرچم سبز به دست بگیرند تا مورد توجه و عنایت مسوولین قرار گیرند یا مثلا نخبگان ناراضی از بی توجهی های رئیس جمهور می توانند به راحتی و با کمترین هزینه از دولت و سیاست هایش انتقاد کنند بدون اینکه با برچسب منافق مجبور شوند با موسوی یا کروبی همراه شوند و در نهایت هم بی وطن شوند.

واقعیت این است که برای من و تو بچه مذهبی جمعیتی که روبروی حسین (ع) در روز عاشوراء قرار گرفتند اهمیتی نداشته و ندارد ولی در تاریخ خیلی واضح ذکر شده است که امام  ما چه لطماتی را متحمل شدند تا یک نفر حتی از صف باطل جدا شده و به حق بپیوندد.

قاطبه مردم بعد از روز قدس با خوشحالی زاید الوصفی اعلام می کردند که جمعیتی نبودند و اهمیتی هم ندارد که از این به بعد عاقبت این گروه چه می شود.خیلی از ما هم سرانجام منافقین خلق را برای شان متصور می دانیم ولی برای رهبر جامعه اسلامی  عاقبت به خیری همه این افراد مهم است حتی اگر خودشان در جهل دست و پا بزنند.

دعا کن عزیز من!دعا کن!

این  و این من باب انبساط خاطر

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 4:2 |