فیلمسازی امروزه مقوله ای تاثیر گذار و فراگیر است که ابزاری مهم در دست اربابان قدرت و حکومت هاست. رسم نانوشته دنیای امروز این است که کشورهای قدرتمند و مطرح جهان از لحاظ سیاسی و نظامی در مورد برهه های مهم و سرنوشت ساز تاریخ خود یا حتی دیگر کشورها فیلم بسازند تا با توسل به این زبان همه فهم بین المللی نقش خود را در تاریخ سازی جهان پررنگ تر رقم بزنند.
یک غالب مشهور تاریخ سازی در هالیوود این است که سیستم تمایل به انتقاد از خود را با صرف هزینه عملی می کند چرا که اعتراض از درون یک راه شناخته شده برای کنترل جامعه و سوپاپ اطمینان فرهنگی اجتماع است. پس یک سیستم هوشمند تلاش می کند داستان این "انتقاد فراگیر یا جزئی از خود" را طوری طراحی کند که در پایان بیننده با مشکلات فلسفی و شکاکیت آزار دهنده نسبت به "قدرت حاکم" از سینما خارج نشود.
یک راه برون رفت از چنین مسئله ای بزرگ جلوه دادن فساد در پایین دست مجموعه و منزه نمایاندن بالادست سیستم است به گونه ای که نظام طراحی شده پیش چشم مخاطب چنان قدرتمند و کارآمد نشان داده شود که قادر باشد هر گونه آلودگی و فساد اعم از بزرگ یا کوچک را از درون شناسایی و به دست خود نابود کند. چه بسا که اگر غیر از این باشد فیلم سوق دهنده مردم به عنوان اجزاء تشکیل دهنده جامعه به سمت تغییر سیستم و حتی انقلاب است که به تبع این موضوع مطلوب هیچ حکومت دوراندیشی نخواهد بود.
فیلم سینمایی قلاده های طلا با پرچم گروه "روایت فتح" با زمینه سازی و جوسازی رسانه ای نسبتا زیاد به روی پرده رفت. فیلمی تقریبا خوش ساخت با خط داستانی مناسب، بازیگرانی شهره، موضوعی هیجان انگیز با عنوان "سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران" که در شرف توقیف هم معرفی می شود! مجموعه عواملی که هر علاقمندی را تحریک می کند حداقل برای از دست ندادن فرصت مغتنم آشنایی با "وزارت اطلاعات" همراه با نوید پرده برداری از زوایای پنهان فتنه ۸۸ خود را به سینما برساند. اما سوال این است که در پایان تماشاگر با چه دیدی نسبت به نظام و بالاخص مجموعه حفاظت اطلاعات به عنوان چشم ناظر وزارت اطلاعات از سینما خارج می شود؟
محور های اصلی فیلمی که قرار بود از موفقیت بسیار بزرگ نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کشورمان با همراهی گسترده مردم، رونمایی کند خلاصه است در چند مورد تکان دهنده که در صحنه های مختلف درشت شده است:
اصل ماجرا:
بنیان داستان قلاده های طلا بر ماجرای بمب گذاری در هواپیمای کیش- تهران و طرح دروغین ترور خاتمی، استوار شده است. متاسفانه با وجود پایان یافتن فاز تحقیقات و معرفی متخلفین و متهمین این جریان به علت عدم همکاری برخی و فشارهای وارده از سوی جریان انحرافی، این پرونده هنوز بسته نشده است. حال مشخص نیست چه کسی از کارگردان متعهدی چون ابوالقاسم طالبی سوء استفاده کرده تا با توسل به روایت داستان فتنه ۸۸، عوامل یک پروژه شکست خورده و خطرناک را تبرئه کرده و فرافکنی کند. بهتر بود کارگردان فیلم به جای تکیه بر اطلاعات محفلی کذب، مانور بیشتری بر دستورالعمل های بنیادهای براندازی می داد که مرتبا در فیلم از آنها نام برده است اما حتی در مورد طرح های جزوه های کلاسه بندی شده جین شارپ در انقلاب های مخملی منطقه ای و جهانی، صحبتی به میان نیاورده است.
عدم توجه به اصول و روابط عناصر نظامی:
ورود دوربین فیلم به محوطه وزارت اطلاعات به عنوان یک مکان نظامی همراه شده است با نمایش درگیری و عدم هماهنگی گروه های مختلف امنیتی شامل نیروی انتظامی، افسران اطلاعاتی در سطوح بالای مدیریتی و عدم فرمانبری از مافوق در سطوح پایین که در ارگان های نظامی جرمی غیرقابل اغماض محسوب می شود. بزرگ کردن این موضوع ادامه می یابد تا آنجا که افسر معلق اطلاعات بدون مدارک و کارت الکترونیکی به دفتر معاون وزیر می رسد گویی هیچ گونه ضوابطی در این وزارت خانه وجود ندارد و قانون بازیچه است!
تاکید مکرر و عجیب بر غیر قابل اطمینان بودن همه افسران حفاظت اطلاعات اعم از بالادستی یا دون پایه، بدون توجه به این موضوع که هر سیستمی برای روز مبادا ناظری مطمئن ذخیره کرده است، تنها به اعتماد مخاطب به سیستمی صدمه می زند که قرار است حافظ جان و مال و ناموس مردم در برابر بیگانگان و دشمنان باشد و این شکی خطرناک است که متاسفانه تا پایان فیلم هم رفع نمی شود.
به عنوان مثال توهین به روحانیت معظم در یک مورد و افسران اطلاعاتی - که در اغلب سکانس های فیلم ساری و جاری است- از جمله عصبی و غیر منطقی نشان دادن افسر قهرمان فیلم (امین حیایی) و مانور دادن بر قضایای مشکوک زندگی شخصی وی که تا آخر داستان نیز بی پاسخ می مانند.
دشمن شناسی ضعیف فیلم:
ضعیف نشان دادن دشمن و تاکید بر نقاط قوت فردی به جای پرداختن به استراتژی های کلاسه بندی شده بنیادها و سازمان هایی که مرتبا در فیلم از آنها نام برده می شود بیننده را متوجه این موضوع می کند که "پیروزی" در برابر چنین افرادی چندان هم باارزش و قابل افتخار نیست. حتی در اوج فتنه مدیران خارج نشین مستقر در کشتی تفریحی و در حال عیش و نوش جلوه می کنند در حالی که اتاق های فکر ظاهرا خالی هستند! عدم توجه به مورد جالب و لو رفته ای مثل کلوتید ریس با پرونده قطور جاسوسی هم نشان از کم دقتی و شناخت ضعیف نویسنده داستان از دشمنان قدرتمند و آموزش دیده نظام است که یک علت آن می تواند ناشی از ارتباط نگرفتن با وزارت اطلاعات پیش از کلید خوردن پروژه قلاده های طلا باشد.
مانور ضعیف بر داشته های خودی ها:
عدم توجه به قابلیت های فنی، تاکتیکی و تکنیکی افسران اطلاعاتی و نیروی انتظامی با وجود تحریم همه ابزارها و لوازم جنگ های الکترونیک و فنی، بیننده را در کشف قابلیت های قهرمانان فیلم تنها می گذارد. تغییر قیافه و تاکید بر رصد شهر با دوربین های ترافیکی و مترو یک نکته از هزاران است که متاسفانه این موضوع هم به علت ارتباط برقرار نکردن با وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی است. ذکر این نکته ضروری است که "ضعف مدیریت رسانه" در وزارت اطلاعات موج می زند. روابط عمومی این وزارت خانه مهم بسیار ضعیف است. سایتی در خور شان وجود ندارد و بی شک دسترسی طالبی به افسران اطلاعاتی و مدیران حفاظت تقریبا ناممکن بوده است. وزارت اطلاعات وظیفه داشت به محض اگاهی از نیت کارگردانی مومن و متعهد مثل ابوالقاسم طالبی با وی ارتباط گیرد هر چند احتمالات دیگری هم ممکن است.
ظلمی بی پایان به خانواده های نظامیان:
ضعیف، سرخورده و بی بصیرت نشان دادن خانواده های سربازان گمنام امام زمان (عج) و عدم توجه به فداکاری ها این قشر که متاسفانه در پلان های مختلف این فیلم و بسیاری از فیلم و سریال های دیگر با موضوع مشابه، بر روی آن مانور داده می شود. خانواده هایی که نه مثل زن و فرزند قهرمان فیلم (امین حیایی) تهران را تا اطلاع ثانوی همسر ترک کردند و نه مانند همسر تنها روحانی فیلم برای درمان به خارج از کشور اعزام می شوند! یا حتی هم چون همسر افسر خائن قلاده ها از بحث سیاسی می گریزند مبادا که جنین شان ناراحت شود! در مقابل حوادث جامعه منفعل هستند و هیچ از سیاست نمی فهمند! نه رصد سیاسی دارند و نه کمک حال همسر در اوج درگیری ها هستند! آیا پشت هر مرد موفقی زنی صبور، با بصیرت، مومن و متعهد به نظام چون کوه نایستاده است؟ آیا موفقیتی بدون همراهی خانواده برای یک افسر اطلاعاتی با کاری شبانه روزی متصور است؟
نمایش ناتوانی نیروهای نظامی:
- تاکید بر توانایی های فردی یک افسر همراه با زیر سوال بردن توانمندی های تیم های عملیاتی تعقیب مراقبت (ت میم) به اضافه نمایش شکست های پی در پی گروه های عملیاتی وزارت اطلاعات.
- ضعیف و سست عنصر نشان دادن نیروهای بسیجی و حذف کامل نقش بسیار مهم این بازوی پرتوان نظام در برچیدن بساط فتنه و پاکسازی خیابانی و مبارزات میدانی.
انتخاب بازیگران:
- استفاده از حمیدرضا پگاه بازیگر نقش افسر موفق اطلاعاتی در تله فیلم ها و سریال ساخته شده به سفارش وزارت اطلاعات در همان نقش به عنوان "خائن به سیستم" اشتباهی غیر قابل اغماض است. این انتخاب به قدری غیر حرفه ای است که گویی "رمبو" یا "آرنولد" در سری جدید فیلم شان به طالبان ملحق شوند!
پشت پرده تخریب وزارت اطلاعات:
بعد از برکناری حجه الاسلام محسنی اژه ای -به علت عدم سازش و مسامحه با تخلفات جریان انحرافی و حلقه خطرناک نظامی حامی این طیف - یکی از مسئولین در توجیه اقدامات خود موضوعی را مطرح کرد با این عنوان که وزارت اطلاعات در برخورد با فتنه ضعیف عمل کرده و همین موضوع به عنوان بهانه ای برای کلید خوردن پروژه خطرناک تسویه جمع کثیری از نیروهای مومن و انقلابی به عنوان "پروژه پاکسازی وزارت از نیروهای نزدیک به میرحسین موسوی" مطرح شد. در ذیل این برخوردها اتفاقاتی در این وزارتخانه رخ داد که بخشی از آن در همان زمان افشا شد. اما فارغ از این که چرا چنین شد و چه دست هایی پشت این جریان بودند صرف وجود این احتمال ضعیف که کارگردان قلاده های طلا ناخواسته در دام طیف نظامی حامی جریان انحرافی افتاده باشد، قابل بررسی است.
تخریب برای کاهش محبوبیت:
بی شک محبوب ترین نیروی نظامی جمهوری اسلامی در طول ۳۰ سال گذشته در میان مردم، وزارت اطلاعات متشکل از سربازان گمنام امام زمان (عج) است. بررسی این موضوع که چرا در بازگشایی مقطعی از تاریخ کشور که افسران مومن و انقلابی وزارت اطلاعات به اذعان دوست و دشمن (اشاره به گزارش سالیانه سازمان های اطلاعاتی انگلیس، آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۱۰-۲۰۱۱) به موفقیت های چشمگیری در حوزه فنی، اطلاعاتی و عملیاتی دست یافتند، داستانی تخریبی به محوریت فتنه به نمایش عام گذاشته می شود، حتما ضروری است.
ورودی شجاعانه به مسئله فتنه:
نویسنده این مقاله به هیچ وجه قصد تخریب شخص ابوالقاسم طالبی کارگردان برگزیده، خیرخواه، مصلح و انقلابی قلاده های طلا را ندارد چرا که شجاعت وی در پرداختن به موضوع مهم و تاریخی فتنه ۸۸ با توجه به نمایش نقاط ضعف و قدرت نظام به دور از پشت پرده سیاسی این جریان جای هزاران بار تقدیر و تمجید را دارد اما روایت یک جنگ اطلاعاتی بدون مشورت با یک افسر اطلاعاتی یا ارگان "حفاظت اطلاعات" به عنوان موضوع اصلی فیلم کمی عجیب و غیر حرفه ای است. سینماگران ما ناگزیرند بیاموزند سیاست از سینما جدا نیست. چه بسا مشاوری که امروز در پوستین یک انقلابی دو آتشه خزیده است همان نفوذی قلاده طلایی باشد که در به درش بوده ایم. همان طور که ذکر شد ضعف وزارت اطلاعات در بخش تعامل، ارتباط گیری و مدیریت فضای رسانه باید برطرف شود چرا که این تازه ابتدای راه است.
همین مطلب در : جهان نیوز ،جام نیوز
مقاله شبهات پیرامون انتصابی مجدد که در سایت الف منتشر شده متاسفانه با اصل مطلب سایرن در دو مورد تفاوت دارد که ممکن است شائبه دفاع از انتصاب مرتضوی به سمت ریاست سازمان تامین اجتماعی را ایجاد کند. مقاله مرقومه بنده در دفاع از انتصاب هاشمی رفسنجانی به حکم ولی امر مسلمین به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. ذکر این نکته را ضروری می دانستم که علت این بی توجهی برای بنده روشن نیست!
برچسبها:
وزارت اطلاعات,
ابوالقاسم طالبی,
قلاده های طلا,
نیروی انتظامی,
بسیج,
امین حیایی,
ترور خاتمی