تبليغاتX
siren
رفتم سینما و پشیمان نیستم که دو تا ۳۰۰۰۰ ریال خرج کردیم و اطوارهای مردم را تحمل کردیم و در کنارشان فیلم دیدیم!

کتاب قانون در یک جمله متفاوت است و سعی می کند این تفاوت ها را در چشم و دل بیننده فرو کند.فیلم در پنج دقیقه ابتدایی خود به شبهای بیروت می رسد و با ترانه های انچنانی بهترین خوانندگان زن لبنانی هوش از سر تماشاگر می برد.جو فیلم طنز و مادی باقی می ماند تا می رسیم به پانزده دقیقه نهایی که تحول فیلم اغاز می شود!ورودمان را به دنیای واقعی با یک ترانه از کاظم الساحر جشن می گیرند و با قصیده زن زندگی من نزار قبانی به پایان می برند.

اگر خیلی نمی توانی هنری نگاه کنی و چشمانت فقط نکات سیاسی و مذهبی را می چیند احتمالا به این فیلم رتبه C می دهی ولی به نظر من که فیلم زیاد می بینم مهم نیست تو که خیلی ارمانی فکر می کنی از این قرتی بازی های زیاد و تو ذوق زن فیلم خوشت نمی اید، چون اصلا این سناریو برای خیلی خوب ها...خیلی مومن ها نوشته نشده است.این فیلم تلنگری به زندگی مسلمانان اسمی و نامدار مادرزاد است.همون هایی که خودمان حداقل بیست نفرشان را می شناسیم.همون هایی که تا حالا هزار بار دلت خواسته بهشون بگی:بهشت را به نام ما سند نزده اند عزیز من!باید جان کند تا بهشتی شد.

خیلی خوب است که کسی از مسلمانی ما با زبان فیلم غلط گرفته است.منبر تصویری تاثیرش روی من که خیلی زیاد است حالا دانشمندان هم یه تحقیقی بکنند بد نیست!

سبحه بر دست و دعا بر لب و سجاده به دوش 

                                                           پی تزویر و ریا تازه مسلمان شده ایم!

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 12:50 |

از وبلاگ اسکالپل:

"یک زیدی ، دامن پیراهنش رو دستش گرفته بود و به شکل یک ظرف رو به آسمون ، هی اینطرف اونطرف می رفت . یه زید-پریم ( مانند z1 نوشته و خونده میشه ) اومد به زید اولی گفت : سلام ، چطوری ؟ چیکار داری می کنی ؟ زید اولی گفت : هیچی. منتظرم مرغابی ها توی آسمون که تخم می کنن و تخم هاشون می افته پایین ٬ بین زمین و هوا، من [تخم مرغابی ها رو ] بگیرم و بفروشم . زید- پریم گفت : اِ . چه جالب . بیا این تراول رو بگیر رو برای من چند تا از این تخم مرغابی ها بذار کنار .

یه عمرو و بکری هم داشتند این منظره رو می دیدن . عمرو رو به بکر کرد و گفت : اون یارو که دامن پیراهنش رو گرفته دستش عجب دراز گوشیه ها . معلوم نیست مرغابی از اینجا رد بشه یا نه . تازه اگر هم رد بشه ، معلوم نیست تخم بکنه یا نه . فرضا" اگر هم تخم کرد توی آسمون ، معلوم نیست این بابا آخرش بتونه این تخم مرغابی ها رو سالم بگیره یا نه . بکر یه لبخندی زد و گفت : اون زید - پریم که دراز گوش تره از این بابائه که یه پولی هم داده تخم مرغابی ها رو پیش خرید کرده !! "

خلاصه اقا!مرده لگد زدن ندارد.حیف وقت و عمر من و شمای تحصیل کرده است که صرف این بازی خوردگان نحیف فکری شود.در صحنه بودن خیلی خوب است ولی خودت را هلاک نکن.به قول آقا انرژی ما باید صرف آبادانی و علم شود.متخصص متعهد کم داریم.بجنب عقب نمونی عزیز من!از سال ۱۳۵۸ که پدر من دانشجو بود عمله های  آمریکا و اسراییل در این کشور زندگی انگلی و بحران زیستی داشتند تا الان!کم و زیادش را هم حتما دیده اید.منتظر نباش تک تک اینها هدایت بشوند...نه جانم!یکی نوک پایش به سنگ می خورد و هدایت می شود دیگری اگر گردنش هم در راه باطل بشکند نمی فهمد از کجا خورده است.عده ای هم که نان خور استکبارند و دلیل شان صد البته موجه!

خلاصه از زندگی نیافتی عزیز من!حصار ایمان باید دور جوان کشید.دیوار تقوای مملکت را باید بلند تر کرد تا ضدضربه فرهنگی هم بشویم.لا حول ولاقوه الا بالله العلی العظیم

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 0:29 |
"الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمة طيبه كشجرة طيبه اصلها ثابت و فرعها في‌السماء

توتي اكلها كل حين باذن ربها و يضرب‌الله الامثال للناس لعلهم يتذكرون

و مثل كلمة خبيثه كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار

يثبت‌الله الذين امنوا بالقول الثابت في الحيوه الدنيا و في‌الاخره و يضل‌الله الظالمين و يفعل‌الله ما يشاء‌ "

سوره مباركه ابراهيم آيات 27-24

سبز رنگ پرچم و ملاک موجودیت تشیع است به همین دلیل هم سرمایه گذاری زیادی از جانب دشمن برای لوث کردن این رنگ صورت می گردد.امروز بر من و شما دوست عزیز مسلمان واجب است قران را از سر نیزه پایین بیاوریم و به دست علی ابن ابیطالب،امیرالمومنین برسانیم.

دین ما ملعبه بازی های سیاسی نیست که امروز پرچم قدرت طلبی منافقین شود فردا پوشش بازی خوردگان و ناکسین.

۱۳ ابان پرچم را پس بگیر!

یا علی مددی

 لینک خبر

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 13:9 |

جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید

می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید

صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید

از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید

مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!

جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید

صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید

هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید

بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید

شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید

دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید

با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید

گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید

چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید

خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید

علیرضل قزوه

 

+ نوشته شده توسط سوده در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 20:26 |

 یکی دلش برای شوهرش تنگ شده،یکی نگران برادرش است،دیگری ناراحتی قلبی دارد.ملت ما هم دل نازک اند و طاقت داستان های سوزناک را ندارند.وظیفه قوه قضاییه هم این است که بی معطلی همه زندانیان را ازد کند!

مظلوم!

اخه خواهر من!برادر من!این شد طرز فکر؟!مسائل و رسائل حقوقی را که نمی توان با احساسات و من بمیرم تو بمیری حل کرد.شما درست می فرمایید در حق پنج نفر ظلم شده،اصلا در حق چند نفر ظلم شده؟تو بگو!همه بی جهت و به خاطر بغض و کینه شخصی احمدی نژاد زندانی شده اند و پنجاه روز است حبس می کشند؟شما اسم چند نفر را در فیس بوک و تویتر و هزار سوراخ سومبه اینترنتی می بینی که ملت جهان شاکی باشند از زندانی شدنشان در گوانتانامو و باقی زندان های مخفی و اشکار ؟

باور کنیم که یک عده از این راه مشهور شده اند.عده ای دیگر منافع مادی و معنوی بدست اورده اند.بعضی پناهندگی با شرایط عالی و یا متوسط از کشورهای اروپایی و امریکایی گرفته اند و بعضی هم جایزه های ازادی بیان و حقوق بشر برنده شده اند و بدنبال ان به الاف و الوف رسیده اند.عده ای هم هستند البته که بدنبال این مقاصد بودند و در میانه راه بد اوردند و از اینجا مانده و از انجا رانده شدند.

حقیقتن اگر خواستار ازادی یک زندانی هستی جویای جرمش نیز باش!اگر شنیدی حقی از کسی ضایع شده حتما پیگیر ماجرا باش ولی ساده نیاندیش و مثل بره های سربراه شنونده اخبار تنها یک منبع نباش.طبیعی نیست که پیگیر ازادی همه زندانیان هستی...معقول نیست که هر چه می شنوی باور می کنی...منطقی نیست که انتظار داری افراد در برابر اعمالی که از انها سر می زند مصونیت داشته باشند...هر چند که تحصیل کرده هستی و معمولا از روی عقل می اندیشی و گفتگو می کنی.


 تصویر:شاهپور کاظمی،برادر مظلوم و بی گناه همسر موسوی کبیر.من کمی تحقیق کردم.فاصله واقعیت با اطلاعاتی که ژیلا خانوم داده اند زمین تا اسمان است.ای کاش یه لینکی به این منابع اصولگرا می دادند.به هر حال منبع خبری بهتر از بهمن که وجود ندارد!هر چه باشد شوهر خانوم هستند ظاهرا و هم سلولی سابق شاهپور خان!منافق مسلح و مهندس باوقار!یا علی مددی!

پ.ن:یه سر هم به وبلاگ بهمن زدم..."ژیلا امروز برنده جایزه بین المللی شجاعت در روزنامه نگاری شد"ژیلا و بهمن مثال اند.در بند نام نباش.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 1:44 |
سوار تاکسی بودم،با حامد قرار داشتم.مسیر طولانی بود و هر کس برای خودش حرفی می زد.خانومی که کنار من نشسته بود گفت:روزگاری شده!من کارمند ازمایشگاه هستم...امروز یه بچه ۶ ماهه که سرطان خون داشت را برای ازمایش اورده بودند.می گویند به خاطر این پارازیت های ماهواره و قطعی موبایل بعد از انتخابات جنین خانوم های باردار خراب شده است!

خودت را بگذار جای من!اصلا اهل بحث های تاکسی محور نیستم.گفتم اینجا یه مطلبی بنویسم شاید یه کم بهتر بشوم!

می گویند در سال ۱۹۱۸ زنی به کشیشی تهمت خیلی بدی زد و این موضوع تبدیل به یک شایعه عمومی شد.بعد از مدتی زن به اشتباه خود پی برد و نزد همان کشیش اظهار ندامت و تقاضای بخشش کرد.

کشیش گفت تنها در یک صورت تو را می بخشم و ان این است که یک بالش را با خود به پشت بام ببری و چندین ضربه محکم چاقو به ان بزنی.زن قبول کرد و فردای ان روز نزد کشیش بازگشت.کشیش گفت انجام دادی؟زن تایید کرد.کشیش گفت چه شد؟

زن گفت:پر!پر!همه جا پر از پر شد!

کشیش گفت:حالا برو و همه ان پر ها را جمع کن تا تو را ببخشم.

شایعه مثل همان پرهای بالش می ماند.هرگز نمی توان همه پرها را جمع کرد.به گمانم گناهی نابخشودنی باشد.


پ.ن:

امواج کوتاه مثل امواج رادیو هستند و تاکنون خطری برای سلامتی بشر نداشته اند.

نوعی از سرطان خون به نام لوسمی ALL مخصوص کودکان بوده و ناشی از اختلال ژنتیکی است.

هنوز دانشمندان امواج مایکروویو را طبق تحقیقات انجام شده تاکنون ،ایمن می دانند.

داستان :اشاره به فیلم DOUBT (شک) دارد.

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 15:50 |
وقتی بی سوادترین و کم هوش ترین افراد جامعه در راستای ایجاد روحیه ناامیدی در میان مردم ،قلم فرسایی می کنند نتیجه چنین می شود:

مقاله اقای جعفر محمدی را بخوانید و خوشحال باشید که بهره هوشی شما هنوز سقوط نکرده است!

فکر می کنید وقتی می گویند بهره هوشی افراد یک جامعه یا یک نژاد از نرم جهان بالاتر است در مورد دانشجویان یا مهاجران ان جامعه صحبت می شود؟ایا می دانید نقشه ژنتیکی چیست؟واقعا فکر می کنید اگر من ژن هایم را از کشور خارج کنم به جامعه صدمه زده ام؟حداکثر صدمه ای که من با فرارم به عنوان مثلا یک نخبه به جامعه وارد می کنم مریوط به پتانسیل کاری و اجتماعی حضورم در جامعه است و البته این صدمه سنگینی است در صورتیکه که واقعا متعهد باشم و برای جامعه خودم ارزش قائل باشم و گرنه که می شود همان جریان "یک نون خور کمتر" یا به عبارت بهتر "یک مفت خور کمتر"!

برای ملتی که همیشه دوست دارند کم کار کنند و درامد خوبی کسب کنند کسی کاری نمی تواند بکند،به قولی شما برو امریکا پول روی زمین ریخته ،همه منتظرند شما بیایی جمع کنی!

من کاملا موافقم که شرایط خوبی برای نخبگان در اجتماع امروز ما فراهم نیست و به عبارت بهتر خریدار زیادی برای خوش فکری نیست ولی خیلی ها هم این وسط جفنگ می گویند!

حامد قدوسی نوشته:"یک فرق ایران و این‌جا این است که توی ایران ده تا درخواست هم‌کاری می‌دادن یکی را قبول می‌کردیم. این جا ده تا درخواست هم‌کاری می‌دیم شاید یکی قبول شود. خلاصه زندگی بالا و پایین داره. ولی داریم عادت می‌کنیم."

کلا من با منصف بودن بیشتر موافقم و به طرز فکر غیر علمی و خاله زنکی جعفر محمدی لبخند می زنم...روحش شاد!

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 15:21 |
اوضاع خوب است.مشکلی نیست.خدا را شکر!منتظر محرم هستیم تا همه ایران را سبز کنیم.غمت چیه عزیز من؟غصه ات چیه عزیز من؟تلاش می کنیم.ما کلا امیدوارانه زاده شدیم.فکر کن!لشکر اقا باید در تکاپو باشد...لشکر اقا باید امتحان پس بدهد.تا الان که خوب هم بوده...غربال به این بزرگی می خواستی از کجا پیدا کنی؟اصلا اختراع شدنی بود؟

خوشحال باش خواهر من!خوشحال باش برادر من!فکر کن اگر مادران ما را نزاییده بودند...اگر دینی تربیت مان نمی کردند...اگر با نام حسین علیه السلام سیراب مان نکرده بودند و اگر پدرمان روزی حلال کسب نکرده بود...چه می کردی عزیز من؟شاکر باش!برای داشته ها و نداشته هایمان باید شاکر باشیم.حق که نمرده است...کلام علی علیه السلام را باید روی پیشانی هایمان بنویسیم....

فتنه شناس عالم اسلام، امیرمومنان علی (ع) در فرازی از خطبه 93 نهج البلاغه می فرمایند:

«فتنه ها آنگاه که روی آورند با حق شباهت دارند و چون پشت کنند حقیقت چنان که هست، نشان داده می شود، فتنه ها چون می آیند شناخته نمی شوند و چون می گذرند، شناخته
 می شوند، فتنه ها چون گرد بادها می چرخند، از همه جا عبور می کنند، در بعضی از شهرها حادثه می آفرینند و از برخی شهرها می گذرند.»

و در فرازی از خطبه 151 می فرمایند: «هدف تیرهای بلا هستید که نزدیک است، از مستی های نعمت بپرهیزید، و از سختی های عذاب الهی بترسید و بگریزید، و در فتنه های درهم پیچیده، به هنگام پیدایش نوزاد فتنه ها و آشکار شدن باطن آنها، و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن، با آگاهی قدم بردارید.»

«گاه به راست رفتند و گاه به چپ ، ولى ، راهشان راه ضلالت بود و دورى از طریق هدایت . پس ، آنچه را كه آمدنى است و انتظارش مى رود به شتاب مطلبید و هر چه را، كه فردا خواهد آورد، آمدنش را دیر مشمارید. بسا كسى كه چیزى را به شتاب مى طلبد و، چون به آن رسد، آرزو كند كه اى كاش هرگز نرسیده بود. چقدر امروز به سپیده فردا نزدیك است . اى مردم ، زمان فراز آمدن چیزهایى است كه شما را وعده داده اند. و نزدیك است كه فتنه اى را، كه نمى دانید چیست ، دیدار نماید. بدانید، كه از ما هر كه آن را دریابد با چراغ روشنى كه در دست دارد، آن تاریكیها را طى كند و پاى به جاى پاى صالحان نهد، تا بندهایى را كه بر گردنهاست بگشاید و اسیران را آزاد كند و جمعیت باطل را پریشان سازد و پراكندگان اهل صلاح را گرد آورد و این كارها پوشیده از مردم به انجام رساند.

آنكه در پى یافتن نشان اوست ، هر چه به جستجویش كوشد، از او نشانى نیابد. پس گروهى در كشاكش آن فتنه ها بصیرت خویش را چنان صیقل دهند كه آهنگر تیغه شمشیر را. دیدگانش به نور قرآن جلا گیرد و تفسیر قرآن گوشهایشان را نوازش دهد و هر شامگاه و بامداد جامهاى حكمت نوشند.»

باشد که اینگونه باشیم و در این راه قدم برداریم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 15:49 |
ما را چی فرض کرده اید دکتر؟لینک نامه

مطهرات زیادند از جمله اب،افتاب،خاک،نمک و ... انگار قرار است از این به بعد نام بیت امام هم به لیست مطهرات اضافه شود!

 "جمع‌بندي من راجع به بيت شريف امام اين است:

1ـ آنان هرگز مرعوب نمي‌شوند.

2ـ مفتون اسم و نام و رسم نيستند.

3ـ آزادانه و شجاعانه از حق و انصاف و عدالت و اسلام ناب دفاع مي‌كنند.

4ـ همواره در خط اصيل امام و حفظ نظام بوده و خواهند بود.

5ـ ان‌شاءالله سرنوشت و جايگاه آنان با دست لطف الهي رقم خواهد خورد؛ كما اينكه در مورد امام و ياران راستين او چنين بوده است."

دکتر جان!حتی خانواده پیامبر هم بعد از رحلت ایشان فتنه ها کاشتند و ابیاری کردند!خود خمینی کبیر بارها در زمان حیات شان با خانواده شان در موارد متفاوتی برخورد کردند.این هرگز ها و پیش گویی های اینده نگر را از کجا اوردید؟دسترسی شما به منابع غیبی قابل تقدیر است!

اگر تاریخ نمی خوانید به خاطرات و صحیفه خود امام خمینی مراجعه کنید که مطمئنا از این نامه شما خشمگین شده اند.شان امام عزیز ما را با ان سیره سراسر ارزشی در حد خانواده سلطنتی محمد رضا ملعون پایین نیاورید.

جمهوری اسلامی همچنان با این بچه بازی های حسن اقا و ... مدارا می کند،شما زیاد نگران نباشید.خرابکاری های ایشان به قدری زیاد است که با یک نامه تطهیر نمی شود.مگر اینکه روزی چند بار برایمان نامه های انچنانی بنویسید!

 

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 16:8 |
امروز بی بی سی پرشین می دیدم.چقدر راحت می شود با ذهن مخاطب بازی کرد و از چند نکته منفی یک نتیجه گیری منفی دیگر کرد.به عبارت بهتر وقتی اعتماد مخاطب را جلب کردی می توانی قوانین را عوض کنی...منفی در  منفی مثبت می شود؟نه!فکر نکنم!

مثلا می توانی از دو خبر با منبع مشکوک و تاکید بر اینکه معلوم نیست این اخبار صحیح باشند نتیجه گیری دلخواه کنی!

انگار اداره کردن یک رسانه تاثیرگذار چندان هم هوش بالایی نمی خواهد ولی ماندگاری چرا...می خواهد!

گاهی افکار عمومی جامعه را با نتیجه یک بازی فوتبال می توانی برای ماه ها کنترل کنی.مثلا با یک پیام به داور مسابقه از تساوی ایکس و ایگرگ جلوگیری کنی و سوپاپ اطمینان را مطمئن نگه داری!


به مجری کارشناس احمق بی بی سی:هر بار که یک تاس را به هوا پرتاب می کنی نتیجه، مستقل از پرتاب های قبلی است پس می شود ۳۰-۴۰ بازی هم با نتیجه مساوی به پایان برسند هر چند که از سیاست به دور است!مسوولان تربیت بدنی ظاهرا خیلی سرشان شلوغ است! 

ظاهرا فوتبال و سیاست و اقتصاد مثل شیر و شکر و کاکائو  در شیر کاکائو جداناشدنی هستند!

 

+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 3:58 |
بعضی از دوستان با وقایع بین المللی همانطور برخورد می کنند که با یک بازی تیم فوتبال!شما دوست دارید تیم فوتبالی که هوادارش هستید همیشه بهترین نتایج را بگیرد،با تیم های خیلی خیلی بزرگ مثل المان و ایتالیا و فرانسه بازی کند و مرتب در مجامع بین المللی از بازیکنانش تعریف و تمجید کنند.حاشیه خیلی کمی داشته باشد و فقط اخبار پیروزی های پی در پی انها در جهان مخابره شود.هر وقت یک مجله یا سایت معتبر را مشاهده می کنید از تیم شما و به عبارتی خود شما اخباری باشد!

خوب دوست عزیز من عرصه سیاست یک فرق های کوچکی با تیم ملی دارد.حتی همان فوتبالی که شما خیلی دوستش دارید یک ظاهر دارد و یک باطن.این ظاهر زیبایی که من و شما روزی چند بار شیفته اش می شویم و برایش هورا می کشیم کاملا در خدمت باطن ان است و همانطور که همگی می دانید باطن فوتبال اقتصاد است و این ظواهر فریبنده اهمیت چندانی برای صاحبان صنعت فوتبال ندارد،بی اهمیت هم نیست ولی ...خودت بلدی دیگر توضیح نمی دهم.

در سیاست هم یا چشم می گویی یا خورده می شوی!شق سومی وجود نداشت تا اینکه پدران من و شما انقلاب کردند.چند دهه طول کشید که جهان از حالت دو قطبی خارج شد و مثلا امریکا قبول کرد که سیاه ها هم می توانند یک زندگی بخور و نمیری داشته باشند یا مردم امریکا فهمیدند که خدا بقیه جهان را برای بردگی انها نیافریده است ولی خوب هنوز هم سیاستمداران المانی مثلا به خاطر رفتارهای هیتلر با مردم بقیه جهان شرمنده نیستند و به یهودی هایی که خودشان سنگشان را به سینه می زنند حاضر نیستند غرامت بدهند.

هنوز هم راه نرفته پیش رو داریم ولی خوشحالیم که امروز می توانیم در اصفهان به انگلیسی بگوییم:"لطفا روی چمن ها راه نروید،این چمن ها از پول مالیات ما سبز شده اند".

اگر امروز فرانسه و المان و امریکا از ما عصبانی هستند چون حاضر نیستیم در مورد مسائل داخلی کشورمان حتی اندکی حق برایشان قائل شویم یعنی ما ۳-۰ جلو افتاده ایم.اگر ما با انها بازی تدارکاتی نمی کنیم یعنی انها در حد المان هیتلری پایین امده اند.

اگر ما با قوانین دیپلماسی عمومی( مثل دوز بازی خودمان می ماند)یکی یکی کشورهای امریکای جنوبی و افریقایی را باخودمان همراه می کنیم یعنی توپ و میدان دست ماست.

با توجه به اینکه همه جای دنیا بلند شدن از سر سخنرانی فردی بلند مرتبه از لحاظ علمی یا سیاسی را بد می دانند وقتی کشورهای زورگو به هر دلیلی صحن سازمان ملل را ترک می کنند یعنی چه بخواهند یا نخواهند اسیر بازی احمدی نژاد شده اند.جتما به این توجه داری که صحن مجمع عمومی سازمان ملل را نمی شود وتو کرد و گرنه حتما به دلیلی سخنرانی و حضور هیئت ایرانی را وتو می کردند!

عزیز من!اگر ما باخته ایم چرا نتانیاهو در صحن مجمع عمومی از شدت خشم به سران دیگر کشورها ناسزا می گوید؟

اگر ما باخته ایم چرا فرانسه و المان و امریکا در پایان این دور هم ایران را تهدیدی بزرگ می دانند؟خوب مرده که لگد زدن ندارد!!

البته ابرقدرت شدن هزینه هم دارد.جزء هشت کشور برتر جهان در عرصه های گوناگون شدن راحت نیست ولی این راهی است که به فضل الهی هفتاد درصد ان را با خون عزیزانمان و تحمل تحریم های گوناگون پیموده ایم.صبور باش!خدا با ماست!

باید یاد بگیریم در عرصه های بین المللی سطحی نگر و کوته فکر نباشیم.راهی که می رویم وابسته به اشخاص نیست که بر سر اختلافات داخلی هستی مان را ببازیم.راحت ترین راه برای تحمل عواقب بعد از باخت این است که به تماشاگران رقیب بفهمانی که ما بردیم و شما باختید.چه جوری؟

-ما کوتاه نمی اییم!ا

هشدار تند اوباما،سارکوزی و براون به ایران

-وای!بدبخت شدید! 

ایران با افزایش فشار و انزوای بیشتر روبرو خواهد شد(همراه با عکس خشمگین اوباما)

-اگر داور 3 تا پنالتی به نفع ما بگیرد...

استقبال آمریکا از 'همکاری' ایران با آژانس درباره مرکز اتمی جدید


پ.ن:لینک ها به سر تیتر های بی بی سی است.ظاهرا با ف.ش باز نمی شود.خودتان بروید بخوانید.

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 3:40 |
 اینقدر راهپیمایی روز قدس حال من را خوب کرد که تقریبا هیچ نگرانی خاصی بابت اتفاقات بعد از انتخابات ندارم.بهترین کار همین است که در اجتماعات عمومی شرکت کنیم و ایمان مان را قوی کنیم .همان طور که حضرت اقا فرمودند این جریان دیگر تمام شد و مهم ما هستیم.ایشان با همه هوش و ذکاوتی که دارند مثل همیشه بهترین عملکرد را داشتند.من فکر می کنم در طول این سه ماه گذشته اصلا سعی نداشتند جلوی این جمع را که با سرعت داشتند از جامعه اسلامی خارج می شدند را بگیرند بلکه یک غربال بزرگ را زیر این جمعیت گرفته بودند تا خسارت کمتر شود و تا انجا که می شود جمعیت افرادی که از بدنه نظام جدا می شوند را کم کنند.

انهایی که به علت نارضایتی از شرایط اقتصادی،فرهنگی یا اجتماعی با منافقین سبز همراه شده بودند باید با حفظ و کرامت و عزت به جامعه بازگردانده شوند و برای بازگشت این دسته ما هم باید خودمان را تغییر دهیم.اگر روحانی بی مرضی مثل ایت الله طباطبایی از برخی رفتارهای غیر اخلاقی رئیس جمهور به ستوه امده باید حق را به او بدهیم و انزجارمان را از بی اخلاقی رخ داده اعلام کنیم.

این مهمترین و مفید ترین استراتژی در برابر خطری است که قبلا به ان اشاره کرده بودم.

"با توجه به این که انقلاب های مخملی محدودیت زمانی ندارند ( حتی تا ده سال پس از نقطه شروع هم می توانند به حیات زیر زمینی خود ادامه دهند) موجب بروز یک ناهنجاری بزرگ در جامعه می شوند.به این ترتیب که با شروع زندگی خاموش اپوزیسیون برانداز، اعتراضات مشروع  مقطعی اعم از  صنفی،سیاسی،اجتماعی و یا فرهنگی گروه اقلیت  ناراضی جامعه مورد بهره برداری قرار گرفته و افراد مجبور می شوند یا خود و خواسته هایشان را تحت پرچم اپوزیسیون مطرح کنند یا برای برائت جویی از براندازان  اعلام انصراف کنند.
مثال واضح رفتار اپوزیسون برانداز سازمان مجاهدین خلق(منافقین) می باشد.منافقین نزدیک به سی سال پیش از صحنه سیاسی ایران حذف شدند ولی هنوز هم به هر بهانه ای با صدور یک اطلاعیه خود را در جامعه نیمه فعال نگاه داشته اند."

با حرکت صحیح و برنامه ریزی شده رهبر انقلاب دیگر لازم نیست هنرمندان ناراضی از شرایط فعلی وزارت ارشاد پرچم سبز به دست بگیرند تا مورد توجه و عنایت مسوولین قرار گیرند یا مثلا نخبگان ناراضی از بی توجهی های رئیس جمهور می توانند به راحتی و با کمترین هزینه از دولت و سیاست هایش انتقاد کنند بدون اینکه با برچسب منافق مجبور شوند با موسوی یا کروبی همراه شوند و در نهایت هم بی وطن شوند.

واقعیت این است که برای من و تو بچه مذهبی جمعیتی که روبروی حسین (ع) در روز عاشوراء قرار گرفتند اهمیتی نداشته و ندارد ولی در تاریخ خیلی واضح ذکر شده است که امام  ما چه لطماتی را متحمل شدند تا یک نفر حتی از صف باطل جدا شده و به حق بپیوندد.

قاطبه مردم بعد از روز قدس با خوشحالی زاید الوصفی اعلام می کردند که جمعیتی نبودند و اهمیتی هم ندارد که از این به بعد عاقبت این گروه چه می شود.خیلی از ما هم سرانجام منافقین خلق را برای شان متصور می دانیم ولی برای رهبر جامعه اسلامی  عاقبت به خیری همه این افراد مهم است حتی اگر خودشان در جهل دست و پا بزنند.

دعا کن عزیز من!دعا کن!

این  و این من باب انبساط خاطر

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 4:2 |
اغاز انقلاب ایدئولوژیک منافقین سبز:خط خمینی کبیر؟!!

روز ایران سبز؟!

 

+ نوشته شده توسط سوده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 3:13 |
«فَأَنَا نَذِيرٌ لَكُمْ أَنْ تُصْبِحُوا صَرْعى بِأَثْناءِ النَّهْرِ بِأَهْضامِ هذا الْغائِطِ عَلى غَيْرِ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ...؛ شما را از آن مى‏ترسانم! مبادا صبح كنيد، در حالى كه جنازه‏هاى شما در اطراف رود نهروان و زمين پست و بلند آن افتاده باشد، بدون آنكه برهان روشنى از پروردگارتان و حجّت و دليل قاطعى داشته باشيد.»

بدون شرح

 و...منتظریسم!

 

+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 2:31 |
هیچ چیز برای من شیرین تر از جو ناامنی مدیریتی بوجود امده نیست.به طرز عجیب و غیر قابل باوری همه متهم هستند مگر اینکه خلافش ثابت شود.حملاتی که امروز به وزیر راه پیشنهادی شد دل هر بیننده ای با هر گرایش سیاسی را باید شاد کرده باشد.

اخبار از این دست زیاد است:ضایع شدن های پی در پی کروبی،ترومن شو های موسوی که الحق نقش جیم کری را خوب از بر کرده است،گاف های دری نجف ابادی با ان تکذیبیه دادن های پیش از موقع و در اخر از خود گذشتگی اش برای رفع ممنوع الخروجی مهدی هاشمی در اخرین لحظات پیش از عزل اش ! سفر ناگهانی مهدی هاشمی به انگلستان به جهت اب دادن به گلدان های منزل لندنشان مثلا! سال های سال بود کسی جرات نمی کرد به زنگنه یا حتی همین جاسبی خودمان بگوید بالای چشمتان ابرو!

قدیم ها احیانا اگر مچ کسی به طور کاملا اتفاقی نزد افکار عمومی باز می شد لشکری ماله به دست از جانب این و ان گسیل می شدند تا اوضاع سریع به حالت عادی بازگردد.

یادتونه؟اسم هاشمی رفسنجانی و نصف مقامات این مملکت در دادگاه یک بچه به نام شهرام جزایری اورده شد و در خیلی از موارد دریافت مبالغ سنگین رشوه  توسط اقایان به اثبات رسید و اخر کار فقط رشوه دهنده زندانی شد.

صلاحیت کروبی با وجود اینکه پرونده خرابکاری هایش در قوه قضاییه باز بود چطور تایید شد؟؟احکام قضایی که هرگز اجرا نمی شوند به چه دردی می خورند؟

واقعا جای امیدواری است که مشایی حداقل هر روز باید مصاحبه کند تا پرونده اش جدی نشود و به قولی در صحنه باقی بماند.شکی نیست که با این وضعیت مدت زیادی دوام نخواهد اورد ان شاء الله!

فکر می کنم انتخاب احمدی نژاد با وجود همه مشکلاتی که ایجاد کرد و در اینده نیز بوجود خواهد اورد  اگر فقط همین یک مزیت را داشته باشد برای من کافیست.

از همین امروز امادگی خودم را برای رای دادن به کاندیدایی از جبهه ای جدیدتر در انتخابات ۴ سال اینده اعلام می کنم تا رسوا شود هر که در او غش باشد!

در اخر کلامی از امیرالمومنین:امام على عليه السلام قوام حكومت را به اجراى عدل مى‏داند زيرا عدل يكى از ارزش‏ها يا بالاترين ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى است. امام در مقايسه‏اى بين عدل و جود، عدل  را بالاتر مى‏داند و مى‏فرمايد: عدل قرار دادن هر چيز در مقام و موضع خويش است ولى جود، اشياء را از مقام و موضع خود خارج مى‏سازد (العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها).

از نظر مولى در برابر بى عدالتى‏ها نبايد تماشاچى بود نبايد مصلحت انديشى كرد و نبايد براى رسيدن به پيروزى به تبعيض و بي عدالتى دست يازيد. امام عليه السلام شعار "هدف وسيله را توجيه مى‏كند"، عملا محكوم مى‏كند لذا بعد از كشته شدن عثمان در پاسخ كسانى كه از او مى‏خواهند براى محكم كردن پايه‏هاى حكومت خويش تبعيض‏ها و حاتم بخشى‏هاى عثمان از بيت المال را ناديده بگيرد مى‏فرمايد: أتامرونى ان اطلب النصر بالجور... آيا شما از من مى‏خواهيد كه پيروزى رابه قيمت ستمگرى بدست آورم؟ از من مى‏خواهيد عدالت را به پاى سياست قربانى كنم؟ سوگند به ذات خداوند كه تا دنيا دنياست چنين كارى نخواهم كرد. من و تبعيض؟ من و پايمال كردن عدالت؟...

یا علی

 

+ نوشته شده توسط سوده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 1:3 |
عدالت از پيچيده ترين موضوعاتي است كه انديشه بشري درباره آن به تامل و تفكر پرداخته است. پيچيدگي نظري عدالت از يك سو، و دشواري بسيار آن در تحقق عملي از سوي ديگر، عدالت را به مفهومي بسيار بغرنج تبديل كرده است و هم دغدغه اي دائمي و بزرگ براي تمامي بشريت بوده است. تندروی و کندروی در باب اجرای عدالت در جامعه می تواند مشکل ساز باشد ولی خدشه ای که کندروی به چهره عدالت نزد افکار عموم جامعه وارد می کند بسیار خطرناک تر و نگران کننده است.

از نظر على ( ع ) آن اصلى كه مى تواند تعادل اجتماع را حفظ كند و همه را راضى نگهدارد , به پيكر اجتماع , سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد عدالت است . ظلم و جور و تبعيض قادر نيست حتى روح خود ستمگر و روح آن كسى كه به نفع او ستمگرى مى شود را راضى و آرام نگهدارد تا چه رسد به ستمديدگان ! عدالت بزرگراهى است عمومى كه همه رامى تواند در خود بگنجاند و بدون مشكلى عبور دهد , اما ظلم و جور كوره راهی است كه حتى فرد ستمگر را به مقصد نمى رساند .
اجرای عدالت همیشه و در همه جوامع بشری ارزش محسوب می شده و مقوله ای است که همه افراد یک جامعه در ان وحدت کلمه دارند  و ضامن پایداری دولت ها است.در مورد اتفاقاتی که در این مدت در جامعه ما رخ داده است نیز ضروری است فارغ از هر گونه جهت گیری سیاسی پیگیر برخورد قاطع با افراد و جریان هایی باشیم که مشت نیرنگ شان در پیشگاه ملت باز شده است.برای مردم فرقی ندارد که کسی که امروز در دادگاه حاضر می شود چه سمت سیاسی داشته و دارد و یا فرزند این و ان باشد!صرف اجرای عدالت موجب رشد و تعالی جامعه و کاهنده فساد اقتصادی و اجتماعی است.علاوه بر ان بالا رفتن میزان امیدواری مردم در دستیابی به مطالبات به حق شان را هم در پی خواهد داشت. در غیر این صورت محاکمه اغتشاشگران ضعیف این ذهنیت را در افراد ایجاد خواهد کرد که بازی های سیاسی پشت پرده همیشه ادامه خواهند داشت و حصول شعار عدالت برای همه دست نیافتنی است و این در حالی است که در کشورهای شرق اسیا به راحتی با اتکا به قوانین مناسب موفق شده اند مفسدان اقتصادی و اجتماعی دارای مناصب بالای دولتی و یا اعضای خانواده شان را محاکمه و به دست قانون بسپارند.

 عثمان بن عفان قسمتى از اموال عمومى مسلمين را در دوره خلافتش تيول خويشاوندان و نزديكانش قرار داد , بعد از عثمان على ( ع )زمام امور را به دست گرفت . از آن حضرت خواستند كه عطف به ما سبق نكند و كارى به گذشته نداشته باشد . كوشش خود را محدود كند به حوادثى كه از اين به بعد در زمان خلافت خودش پيش می ايد , اما او جواب مى داد كه :
 الحق القديم لا يبطله شىء  
حق كهن به هيچ وجه باطل نمى شود .
فرمود به خدا قسم اگر با آن اموال براى خود زن گرفته باشند و يا كنيزكان خريده باشند باز هم آن را به بيت المال برمى گردانم .

اینکه پرونده فرد معلوم الحالی مثل مهدی هاشمی سال ها در جریان باشد و با وجود مدارک غیر قابل انکار ،ایشان به اتکا قدرت پدر برای ملت بیانیه های انچنانی و تکذیبیه ارسال کنند و دادگاه نظام را فرمایشی بخوانند به هیچ وجه قابل قبول نیست و دیر یا زود عواقب این رفتار دو گانه نظام در برخورد با مجرمین دامان خودش را خواهد گرفت.

این اضطراب را می ستاییم و امیدواریم همیشه مجرمین از ترس بازوی قدرتمند مجری عدالت خواب به چشمانشان نیاید.

 

 

+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 1:42 |
خوب من در این شب عزیز کاملا اتفاقی وصیت نامه شهید لاجوردی را دیدم.قطره اشکی از چشمم سرازیر شد.گلچین کردم برایتان همراه با لینک اصلی.برای همه مان خوب است...کسی را می شناسید در معرض وسوسه شیطان نباشد؟

...خدايا! تو شاهدي چندين بار به عناوين مختلف، خطر منافقين انقلاب را (همانان که التقاط، به گونه منافقين خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که رياکارانه براي رسيدن به مقصودشان، دستمال ابريشمي بسيار بزرگ -به بزرگي مجمع الاضداد- به دست گرفته اند، هم رجايي و باهنر را مي کُشند و هم به سوگ‌اشان مي نشينند، هم با منافقين خلق، پيوند تشکيلاتي و سپس...! برقرار مي کنند، هم آنان را دستگير مي کنند و هم براي آزادي‌اشان و اعطاي مقام و مسئوليت بدانان تلاش مي کنند و از افشاي ماهيت کثيف آنان سخت بيمناک مي شوند، هم در مبارزه عليه آنان و در حقيقت براي جلب رضايت مسئولين و نجات بنيادي آنان خود را در صف منافق کُشان مي زنند و هم در حوزه هاي علميه به فقه و فقاهت روي مي آورند تا مسير فقه را عوض کنند)، به مسئولين گوشزد کرده ام ولي نمي دانم چرا؟ (گرچه نسبت به بعضي، تا اندازه اي مي دانم چرا!) ترتيب اثر نداده اند.

به مسئولين بارها گفته ام که خطر اينان به‌مراتب زيادتر از خطر منافقين خلق است، چرا که علاوه بر همه شيوه هاي منافقانه‌ي منافقين، سالوسانه در صف حزب اللهيان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرين و سپس به صف قاعدين و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند، به گونه اي که عملاً عقل و اراده منفصل برخي تصميم گيرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصبها و حفظ و ابقاها دست به تخريب مي زنند و اعمال قدرت مي کنند.

اينها همه پوچ است و بي اهميت! مهم و بسيار مهم اين است که هدف غايي از همه اين تلاش‌ها، گسترش فکر التقاطي و انحرافي سازمان ضد خدايي‌اشان است که جز انديشه هاي مادي‌گرايانه و ماترياليستي، چيز ديگري نيست و با بهره گيري از تجربيات مثبت و منفي همپالگي‌هاي چپ و منافق‌اشان توانسته اند متأسفانه به نسبت بسيار زيادي (زيادتر از توفيق منافقان خلق در سالهاي 51 تا 54، تعداد کثيري از روحانيون را تحت تأثير قرار دهند و با لطايف الحِيَل، بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواه‌اشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنايتکارانه آنان با ديده اغماض بنگرند و حتي در مواردي نظير به شهادت رساندن باهنر و رجايي، به دست روي دست ماليدن‌هاي مسامحه کارانه و مصلحت انديشي‌هاي پشيماني آورنده متوسل شوند. باز مهمتر از همه اينکه با کمال تأسف، توانسته اند تعداد فراواني از جوانان مسلمان را جذب کرده، منحرف نمايند.

هان اي خانواده عزيزم! به‌هوش باشيد مبادا که فريب تأييد و تکريم‌هاي رياکارانه اين منافقان جدا از دين را بخوريد. چه بسا با ظاهري چاکرانه و دلسوزانه به سراغ‌اتان بيايند و خود را چنان حزب اللهي جا بزنند که سلمان‌ها و ابوذرها را جرأت لحظه اي هم لباسي و همشکلي با آنان نباشد!

فرزندانم! اگر گاهي بر شما سخت مي گرفته ام و اين در حالي بوده که برايم امکان فراهم آوردن رفاه بيشتر بوده، از آن جهت بوده است که اعتقادي استوار به کريمه "ان مع العُسر يُسراً" داشته ام و اگر مي توانستم شما را و خانواده را بيشتر از آنچه تحمل کرديد، قانع کنم، به‌طور قطع چنان مي کردم و يقين داشتم که در تکوين شخصيت سالم و رشد يابنده شما مؤثرتر و کارسازتر بود.

سلام و درود خدا بر شهدای راه حق

 

+ نوشته شده توسط سوده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 1:30 |
وقتی اصل یک قضیه در محدوده اختیارات فردی نیست و باز هم اصرار به قدرت نمایی وجود دارد به نظر شما تکلیف چیست؟

سعی می کنم روشن تر صحبت کنم.در ایام انتخابات بعضی مراجع تلاش کردند با صحبت های انچنانی و حتی بی دین و بادین دسته بندی کردن مردم در نتیجه انتخابات ورود کنند و همه این اقدامات در حالی رخ می دهد که امر رای دادن به افراد کاملا شخصی و دلبخواه است و البته باید تحقیق انجام شود.

در موردی دیگر یک مرجع تقلید از شرایط داشتن یا نداشتن فردی که با رای مردم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده است صحبت می کند در حالیکه اصل بررسی صلاحیت رئیس جمهور به عهده هیچ یک از مراجع نیست و فقط ولی فقیه و مجلس می توانند در این مورد دخول کنند.

جایی دیگر از ضرورت قطع روابط سیاسی با کشوری به هر علتی صحبت می کنند و چیزی نمانده بود که فتوا هم صادر کنند در حالیکه این مورد هم از وظایف ولی فقیه است و اصلا ربطی به سایر مراجع ندارد.

به نظر می رسد در شرایطی که برخی رجال سیاسی برای مطرح ماندن در رسانه های داخلی و ضد انقلاب هر اقدامی را برای خود مباح می دانند و بی تقوایی در رفتارها و عملکردشان موج می زند بعضی مراجع نیز به اختلافات دامن می زنند و با دخالت های نابجا در دعواهای سیاسی به عمیق تر شدن شکاف ایجاد شده در جامعه کمک می کنند.

صلاح نمی دانم در این موضوع که محدوده ان باریک تر از مو است بیشتر از این صحبت کنم ولی حرف قبلی ام در مورد ضروری نبودن تقوا در باب سیاست را پس می گیرم.ظاهرا و باطنا تقوا برای همه امور زندگی و همه احوالات دنیوی از نان شب هم واجب تر است.خواهشات نفسانی خیلی خیلی دست و پای انسان را می بندند و با یک لحظه غفلت همه اعمال و مجاهدت های افراد را هبط می کنند.انگار خودمان همیشه در کمین خودمان نشسته ایم!

و امان از روزی که نقاط ضعف ادمی بر دیگران نیز اشکار شود.انوقت دیگر با تلنگر هوشمندانه دوست و دشمن با نسیمی منحرف می شویم و رنگ عوض می کنیم.یک روز داد مسلمانان چین را از دولت و ملت می ستانیم و روزی دیگر صلاحیت این و ان را زیر سوال می بریم و برای خشنودی هر خسی هم حاضر می شویم نامه های انچنانی بنویسیم و در همه احوال هم وجدانمان به سرعت نور دلایل متعددی برای توجیه رفتارمان می تراشد و دشمنان دوست نما هم مرتب کف می زنند!همیشه هم دوست نما نیستند و گاهی ما دیگر شورش را در می اوریم و مثل محمد مطهری می نشینیم مقاله می نویسیم در این باب که چندان اشکال هم ندارد که دشمنان برای ما کف می زنند!اصلا پدر من هم همینطور بود!!

خدا عاقبت همه مان را ختم به خیر کند.

 

+ نوشته شده توسط سوده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 16:35 |
قرار شد روسای مافیا خودشان ترتیب خودشان را بدهند!وزیری که دستش تا ارنج در سیستم درگیر است توانایی تغییر دارد؟تشکیلات بی قانون وزارت بهداشت برای هر کس اب و نان نداشته برای ایشان دست کم ۴ تا بیمارستان و  ۵ تا مطب داشته است!

ان شاء الله خیر است!تا حالا دیده اید در ۳۰ سال گذشته وزیری سعی کند قوانین وزارت بهداشت را نظام مند کند؟یا خدای ناکرده همان قوانین نیم بند را اجرا کند؟قرار است درست بشود ولی به اتکاء چه کسی و با چه قانونی خدا می داند!همه بخوابید که بهاییان بیدارند!

 

پ.ن: وقتی دانشجو بودم خیلی پیگیر این موضوع بودیم.هر چی جلو می رفتیم اخرش به یه مشارکتی کله گنده یا یه بهایی پر نفوذ ختم می شد.یک سری شان با امدن احمدی نژاد کله پا شدند.یک سری هم به خاطر تساهل اقایان پست های بالاتری در وزارت بهداشت گرفتند.عده ای هم مثل دیناروند با انرژی شروع کردند ولی زود قافیه را باختند و ترجیح دادند عقب بایستند و فقط دامن خودشان را نگه دارند!دلم نمی خواهد تندرو باشم ولی احساس می کنم شعار بت بزرگ را شکستن فارغ از بت شکن اش شعار به جایی است و درمان درد های امروز خیلی ها.من زیاد ایده الیست نیستم...به تغییرات کوچک هم راضی هستم.

برای دفترچه بیمه الکترونیکی داشتن که دیگه لازم نیست امام زمان ظهور کند!برای الکترونیکی شدن نسخه های ملت که لازم نیست انقلاب کنیم.والله از طرح سهمیه بندی بنزین یک میلیون بار اسان تر است و با کمترین هزینه مانع سودجویی هزاران نفر می شود.قاچاق دارو خیلی خیلی کم می شود.پزشکان و داروسازان بی سواد مشخص می شوند و اقدامات همه کادر پزشکی قابل پیگیری خواهد بود.فساد موجود در بخش درمان و دارو کم می شود.امکان تهیه نقشه های اماری گوناگون فراهم می شود و هزاران مزیت دیگر که با یک اقدام به موقع و کمی همت قابل حصول هستند.حالا ببینید اینها به نفع چه کسانی نیست و شعار بت های بزرگ از کجا می اید!

 

+ نوشته شده توسط سوده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 16:22 |

"کودتاچیان در ایران ادعا می‌کنند فعالان جنبش سبز از بی‌بی‌سی خط می‌گیرند، اما این تنها یک دروغ است؛ نشانه‌اش هم اینکه دیشب حتی بی‌بی‌سی هم از فعالان جنبش سبز ایران جا ماند و غافلگیر شد. عکس‌های این ماجرا ببینید"

من واقعا تحت تاثیر این غافلگیری قرار گرفتم!ببینید اپوزیسیون خارج نشین چه زحماتی را متحمل می شود که به ما ثابت کند وابسته به بیگانگان نیست!شاهد باشید که بعد از این جریان گزارشگر بی بی سی به پایین ساختمان مراجعه کرد و  اقدام به تهیه گزارش زنده از معترضین سبز کرد.

با تشکر از خروس های انگلستان به جهت اهدای دست جمعی دم هایشان!

bbc

 

 

  
+ نوشته شده توسط سوده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 15:39 |