تبليغاتX
siren

siren

"سایرن" یعنی حوری،نیمی زن،نیمی پرنده

از خشم خدا بترسیم

من طلبه نیستم، درس دین هم نخوانده ام اما بعضی واضحات را از دینداران حقیقی آموخته ام. حق الناس انسان را بیچاره می کند؛ تا آخر دنیا که بدویم نمی توانیم از آتش دیونی که برای خود خریده ایم، فرار کنیم.

در این مورد خاص خود خدا می گوید کاری از من ساخته نیست. ائمه اطهار هم فرموده اند که در حوزه حق الناس شفاعت راهی ندارد. خدا بخواهد می شود اما خیلی سخت است. برای عالمی بزرگ که از دنیا رفته بود خداوند قادر متعال شرایطی فراهم کرد تا بتواند در عالم خواب سری به پسرش بزند و وی را از دینی که به گردن اش مانده بود باخبر کند. این قدر بگویم که کار حضرت جلیل القدر حل نشد مگر به کرامت حضرت حق و رضایت فرد ضرر دیده که ناخواسته هم از قلم افتاده بود.

هک کردن وبلاگ دیگران، به دست آوردن رمز شخصی محیط های شخصی مردم به اندازه بالا رفتن از دیوار خانه آنها مجرمانه است. اگر مسلمان هستید بدانید که این عمل حرام قطعی است و حتی ممکن است تا آخر دنیا نتوانید آبروی رفته از یک مسلمان را به واسطه یک "فضولی نابجا" یا یک "شیطنت شیطانی" به جوی بازگردانید. راضی کردن خانمی که به هزار و یک دلیل با هویت محرمانه در محیط مجازی می نوشت تا اندکی بار دل رنجیده اش سبک شود، کار بسیار سختی است. عواقب سرک کشیدن در دل نوشته های شخصی مردم شاید جبران ناپذیر باشد. پس اگر انسان هستیم که ان شاء الله هستیم، پایبندی حداقلی به مرزهای اخلاق از واجبات است.

خیلی روضه را باز نمی خوانم و نمی گویم برای شکستن عامدانه دل یک بچه شهید چه عواقبی متصور است اما تصور اش نباید چندان دشوار باشد. به خودم و شما توصیه می کنم اندکی زندگی و قوانین اش را جدی تر بگیریم. دنیا شاید خیلی وسیع و بی در و پیکر به نظر برسد اما قطعا بی حساب و کتاب نیست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:54  توسط زهرا طباخی  | 

ارحم الراحمین

هفته اول عید تصمیم گرفتیم شال و کلاه کنیم برویم دست بوس مادرشوهر در شهر مقدس قم! یک کوله مناسب ۳ روز اقامت در قم آماده کردیم و حوالی ۱۰ صبح از تهران راه افتادیم تا به ناهار منزل مامان برسیم. توی راه کلی صحبت کردیم و خندیدیم... خلاصه بعد از کلی "خوشحالی"* رسیدیم قم! ناهار را صرف کرده بودیم که از تهران با شوهر تماس گرفتند ... کاری پیش آمده بود. با اکراه و ناراحتی تصمیم گرفتیم برگردیم. بخش اعظم اعصاب خوردی جریان به این علت بود که قول داده بودیم ناهار روز بعد را در منزل یکی دیگر از اقوام باشیم و امکان پیچاندن و کنسلی تقریبا وجود نداشت.

قفل در آپارتمان را باز کردیم و وارد خانه ای شدیم که چند ساعت پیش ترک اش کرده بودیم. من رفتم بساط چایی را آماده کنم. شوهر هم رفت دستشویی تا تجدید وضویی کند و آماده عزیمت به شرکت شود. یهو گفت: خانم جلو نیا! دویدم گفتم: چی شده مگه!؟ با یک کبوتر کوچولو در دست برگشت به طرفم!

از ترس رنگ ام پرید! اصلا تشخیص نداده بودم که کبوتر است. خلاصه بعد از معذرت خواهی از این که چرا من ترسیدم و او از این که مرا ترسانده نشستیم و کمی به ماجراهای آن روز فکر کردیم...

سفر سه روزه ما به واسطه اتفاقات پی در پی کنسل شده بود تا کبوتری که در دستشویی منزل گرفتار شده، نجات پیدا کند. از ترس بی رمق شده بود. هیچ مقاومتی نمی کرد! در دست حامد جای گرفته بود و حتی سر و صدا هم نمی کرد.

آب و دانه اش دادیم و در بالکن رهایش کردیم. ده دقیقه همانجا نشست و فقط به ما نگاه کرد! بعد پر زد و رفت. مشکل کاری بدون مراجعت به شرکت حل شد و فردا صبح دوباره به قم سفر کردیم.

انسان اشرف مخلوقات است. خدا ما را خیلی خیلی بیشتر از آن کبوتر کوچک و بی پناه دوست دارد. به ارحم الراحمین خیلی بیشتر از این حرف ها باید اطمینان کنیم. اگر به اندازه آن حیوان زبان بسته ایمان داشته باشیم کفایت می کند.

* : خوشحالی عبارت شخصی زندگی ماست. دلالت بر "هر آن چه که شادمان کند" دارد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:53  توسط زهرا طباخی  | 

دیپلماسی غذا در خدمت اعراب!

رفقا به این آدرس مراجعه کنید و به انتخاب نام خلیج مجهول ع ر ب ی برای یک شیرینی اعتراض کنید. ابتدا با صرف ۱۰ ثانیه وقت ثبت نام کرده و از گزینه ask a question برای ثبت نظر و درخواست تصحیح استفاده کنید.

این رفتار دقیقا برابر با ایجاد تغییر فرهنگی - سیاسی در جهان با مستمسک قرار دادن دیپلماسی غذا است. در ضمن به این نکته توجه داشته باشید که سایت مذکور مشهورترین سامانه جمع اوری دستور غذا در آمریکا است و از بازدید کنندگان بسیاری برخوردار است.

PERSIAN GULF

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:29  توسط زهرا طباخی  | 

خدمت به جانبازان

"راوی کتاب پرفروش "نورالدین پسر ایران" گفت: بالاترین آرزوی من اینست که در جبهه جنگ با رژیم صهیونیستی بجنگم زیرا این جنگ نهایت جهاد خالص است چون آن ها دشمن ترین دشمنان خدا هستند و در این میان هیچ شکی وجود ندارد که طرف مقابل، دشمن خداست و لذت این جهاد چیز دیگری است."

شهید نشده! بین ما زندگی می کند اما از ما نیست! جنس این آدم ها که تعدادشان کم هم نیست از جنس رفقای شهیدشان است. خدا به بنده نان می دهد به برکت حضور این حجت های گمنام و بی ادعای زمینی. دست بوسی از این ها، دلجویی از صاحب الزمان است. فرج را تسریع می کند...کارگشاست رفقا! قدر بدانیم.

من کسی نیستم اما توصیه می کنم برای خانواده خودتان یک جانباز انتخاب کنید و نوچگی اش را در دستور کار قرار دهید. حاج آقا نون بگیرم؟ حاج آقا خانواده امری ندارند؟ خرید منزل تان را به بنده بسپارید! کار اداری ندارید  انجام بدهم؟

به بچه ها هم باید یاد بدهیم جانباز با معلول متفاوت است. شان اش اجل افتادگی و ناتوانی است، این تصویر ساخته دنیا است چون بال هایش به چشم ما نمی آید!

غلامی کسی که با خدا معامله کرده، خدمتکاری ذات اقدس اش است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:17  توسط زهرا طباخی  | 

پیرامون ارتباط پارازیت، سقط؛ سرطان و نازایی و ناباروری

توضیح ضروری: نویسنده برای تهیه این مقاله بسیار زحمت کشیده است به حدی که بعد از چند روز کار سخت هنوز بیمار است. آمادگی پاسخگویی به سوالات دوستان و همکاران گرامی را دارم. با تشکر

پارازیت و شایعات بی پایان

یکی از راهکارهای آشکار غرب در برابر شکست برنامه های تهاجمی  در حوزه حملات فرهنگی و جنگ نرم و یا در حوزه جنگ سرد؛ رواج شایعه است. از 22 خرداد 1388 به بعد مسئله jamming  یا به قول ما ایرانی ها ارسال پارازیت بر امواج برخی شبکه های ماهواره ای برای بعضی از کشورهای غربی اهمیت بالایی یافته است. به طور مثال دولت های فرانسه، آمریکا، انگلیس و هلند به گونه ای با این موضوع مواجه شدند که گویی ایران مبدع روش مبارزه با امواج ناخواسته ورودی به مرزهای کشور است و این موضوع فاقد هر گونه سابقه جهانی است. علاوه بر آن با پخش گزارشات مغرضانه و فاقد پایه های علمی در فضای مجازی و رسانه های وابسته به شایعات و نگرانی های موجود در حوزه سلامت دامن زدند.

سابقه جهانی پارازیت امواج رادیویی

از زمان جنگ جهانی دوم پدیده ارسال پارازیت بر امواج رادیویی، امواج رادار و موتورهای الکترونیکی نظامی به کار رفته در جنگ آغاز شد؛ اما به نظر می رسد اولین مورد آن به آلمان نازی نسبت داده شده است. آلمان ها در زمان جنگ جهانی دوم پایگاه های ایجاد اختلال در فرکانس های رادیویی خلبانان انگلیسی را در مرزها احداث کردند و به این ترتیب با گمراه کردن اسکادران های هوایی انگلستان و ارسال پیام هایی به زبان انگلیسی موفق شدند خلبانان دشمن را در حمله به اهداف از پیش تعیین شده ناکام کنند. علاوه بر آن آلمان ها موفق شده بودند با استفاده از دستگاه های تولید کننده امواج افقی با بسامد بالا پخش برنامه های رادیو لندن را که ابزار ارتباط گیری جاسوسان انگلیسی بود در آلمان و کشورهای اشغالی با اختلال مواجه کنند. به همین دلیل بود که انگلیسی ها به سمت پخش اعلامیه و شب نامه در مناطق اشغالی روی آوردند. در طول سال های جنگ سرد نیز جنگ الکترونیک و ارتباطی میان دول قدرتمند شرق و غرب ادامه داشت و مراکز پرقدرت ایجاد پارازیت رادیویی در مرزهای آمریکای جنوبی و آسیا احداث شد.

امروزه نیز ارسال پارازیت بر امواج برخی شبکه های ماهواره ای، ایستگاه های رادیویی و حتی رادارهای زمینی و دریایی بسیار معمول است حتی بمب های معناطیسی نیز به عنوان بخشی از جنگ افزارهای نظامی  پیشرفت زیادی داشته اند. اما از آنجا که غرب در همه موارد تمامیت خواه است واقعیات را آن طور که به منفعت نزدیک تر باشد ذکر می کند.

پارازیت و بیداری اسلامی

 در طول وقایع مربوط به موج بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه ارسال پارازیت و اختلال در شبکه های جهانی ایران مانند پرس تی وی، سحر2، العالم و حتی جام جم آمریکا آشکارا توسط اسرائیل و آمریکا در دستور کار قرار گرفت. یک مورد گسترده آن مربوط به پرس تی وی می شود که از سوی پایگاه آمریکا در بحرین  پارازیت بر امواج آن  ارسال می شد و امروز به عنوان یک واقعیت بین المللی آشکار شده است. در مصر نیز در فاصله زمانی تحصن مردم انقلابی این کشور در مقابل سفارت اسرائیل و تا پایان قائله فتح سفارت، اسرائیل از مرز اردن، شبکه العالم را که به پخش زنده رویدادهای مصر اقدام کرده بود، با ارسال پارازیت بسیار قوی به کلی قطع کرد.

عوارض پارازیت بر سلامت جامعه

واقعیت این است که مدت هاست مانور روانی بسیار وسیعی در کشور ما بر موضوع مهم اختلالات رادیویی  و عوارض ناشی از تشعشع بر سلامت بشر آغاز شده است. مطالعات بین المللی در سطح وسیعی در کشورهایی مثل استرالیا، چین، هند، انگلستان و آمریکای لاتین انجام شده است. اغلب کشورهای جهان اول مرکز تحقیقاتی واحدی را به عنوان "کنترل کننده میزان تششعات یونیزان و غیربونیزان" به صورت ملی و به عنوان سازمان دهنده  باقی مراکز و محقیقین وابسته تعیین کرده اند تا برآیند تمامی داشته های آماری و تحقیقات موضوعی ثبت و برای قانون گزار و مرتبطین دولتی ارسال شود. به این ترتیب موفق شده اند با تعیین استانداردهای میزان مجاز امواج رادیویی و تششعات  به صورت سالانه به پایش جامعه خود بپردازند.

 در کشور ما سازمان انرژی اتمی به عنوان مرکز تعیین میزان تششعات موجود در شهرها و ارائه استانداردهای ملی در قانون تعریف شده است اما ظاهرا وزارت بهداشت متولی کنترل تغییرات، اعلام هشدار و پاسخگویی به مخاطرات و مناقشات است. متاسفانه ناهماهنگی های زیادی در این حوزه دیده می شود به نحوی که در برابر افزایش هشدارهای شبکه بی بی سی فارسی که با بودجه وزارت خارجه انگلستان ادار می شود حتی نمایندگان خانه ملت نیز درگیر شایعات شدند و ضمن بازخواست از وزیر اطلاعات و وزیر بهداشت تلاش کردند راهی برای حل مناقشه بیابند اما ناخواسته در دام شایعات و بازی دشمن گرفتار شدند. هم چنین  به دنبال عدم  اتخاذ موضعی واحد میان مسئولین وزارت بهداشت ناهماهنگی های بروز کرده در مقاطع مختلف موجبات سوء استفاده شایعه سازان را فراهم کرد. صاحبان شبکه هایی که پخش برنامه های شان با اختلال روبرو شده بود بارها تلاش کردند واقعیات علمی موجود در جهان را در کشور ما وارونه جلوه داده و جامعه را به سمت هر آن چه که منافع شان ایجاب می کند، سوق دهند.

طبق تحقیقات متعدد انجام شده در سطح جهان تاکنون عوارض قابل ملاحظه، تکرار پذیری که وابسته به اختلالات امواج رادیویی – نه میزان تششعات یونیزان و غیر یونیزان- باشد در مراکز تحقیقی معتبر ثبت نشده است که اگر چنین اتفاقی سبقه علمی داشت مطمئنا تاکنون بارها با استناد به آنها قوانینی بر ضد دولت های مطرحی مثل چین، رژیم اشغالگر قدس، کره جنوبی، کره شمالی، آمریکا، لیبی، انگلستان و ... که جملگی در موارد و مقاطعی از تاریخ گذشته و حال ارسال پارازیت بر امواج ناخواسته را در دستور کار قرار داده اند، تصویب می شد.

بررسی دامنه فرکانس دستگاه های پارازیت ساز

به طور کلی دامنه فرکانس امواج ماهواره های تلوزیونی 9-100 KHz است. برای ایجاد اختلال در این محدوده دو راه وجود دارد؛  پارازیت نوع اول پارازیتی است که روی فرستنده ارسال می شود و تاثیری بر جامعه هدف ندارد.

اما نوع دوم، پارازیت های محلی هستند که به آن پارازیت های افقی نیز گفته می شود. این امواج توسط دستگاه های فرستنده  مایکروویو که بر روی دکل ها و مناطق مرتفع و بلند نصب می شوند، ارسال می شود. این دستگاه ها با فرکانس متغییری که با توجه به دامنه شبکه مورد نظر ایجاد می کنند، بر روی گیرنده های ماهواره اثر می گذارند و مستقیما دریافت سیگنال توسط گیرنده ها را مختل می کنند. به طور معمول برای ایجاد اختلال در دریافت یک فرکانس خاص یا یک محدوده باید قدرت امواج ارسالی افقی - با توجه به خواست - کاربر برابر یا بیشتر از دامنه اولیه باشد. پس حتی اگر طبق شایعات موجود فرکانس دستگاه جمر یا پارازیت ساز هزار برابر دامنه ذکر شده باشد – فارغ از غیر منطقی بودن موضوع- میزان تشعشع برابر با 9 تا 100 مگاهرتز محاسبه می شود. طبق استانداردهای مرکز جهانی محافظت در برابر تشعشع که هر ساله در گزارش سالیانه خود محدوده مجاز فرکانس امواج غیریونیزان اعم از آنتن های موبایل، آنتن های تلوزیونی و ماهواره ای، سیستم های اختلال امواج و حتی میزان تشعشع دریافتی از خورشید در هر منطقه را تعیین می کند حد مجاز دریافت تشعشع در محدودهGHz  300- 0 عادی تعیین شده است. یعنی دریافت تشعشع تا میزان تعیین شده، طبق مطالعات فعلی؛ برای سلامتی انسان در دراز مدت خطرآفرین تشخیص داده نشده است.

پارازیت و اختلالات ژنتیکی

بر اساس تحقیقات انجام شده بر کشورهای حوزه آمریکای جنوبی از سال 98 تا 2002 و تحقیقات وسیع انجام شده در استرالیا از سال 2000 تا 2008  و برآیند نتایج سایر مقالات علمی معتبر؛ بروز علائم اختلالات  ژنتیکی ناشی از جهش های کروموزومی و ژنی در میان افرادی که در معرض تشعشع بیش از 300 گیگاهرتز بیشتر از 4 سال زندگی کرده اند تفاوت چشمگیری با گروه های شاهد نشان نداده  است. حتی بر خلاف آن چه که در کشور ما تبدیل به شایعه ای همه گیر شده است حیواناتی که در معرض تشعشع موضعی تا میزان 400 مگاهرتز قرار گرفته اند علائمی از سقط جنین بروز نداده اند. هر چند بروز بی قراری؛ اختلالات گوارشی و حتی اختلالات کبدی و ...  در مواردی مشاهده شده است. مدیر پروژه تحقیقاتی انجام شده در کشوره های حوزه لاتین، از بروز جهش های نقطه ای در مواردی از آزمایشات خبر داده است اما به علت تکرار پذیر نبودن نتایج و معنی دار نبودن تفاوت های میان گروه های با شاخص های سلامت بالا و سطح تشعشع عادی نسبت به ساکنین مورد آزمایش قرار گرفته در مناطقی از کشور اکوادور با سطح تشعشع بالا از نسبت دادن نتایج به عامل "تشعشع با قدرت بالا" خودداری کرده است. بروز عوارض ناشی از تشعشع وابسته به زمان در معرض قرار گرفتن و فاصله با منبع تولید کننده است. علاوه بر آن سن و جنس نیز در نتایج به دست آمده موثر بوده اند. بر خلاف آن چه عموم به آن باور دارند کودکان مقاومت بیشتری نسبت به تشعشع از خود نشان داده اند، هر چند این موضوع کلی نیست و نیاز به تحقیقات گسترده تری دارد اما به طور کلی یک فرضیه بر این موضوع استوار است که سن به عنوان نمایشگری از میزان زندگی در میان انواع منابع تولید کننده تشعشعات یونیزان و غیر یونیزان، دلالت بر تاثیر در معرض بودن طولانی مدت دارد.

 

در کل با توجه به این که زمان به کار گیری دستگاه های مختل کننده امواج ماهواره محدود بوده و از گستردگی کشوری برخوردار نیستند، ضمن در نظر گرفتن میانگین های ارائه شده توسط سازمان های جهانی از جمله WHO هنوز هیچ یافته ای مبنی بر خطرناک بودن چنین روش هایی بر روی شاخص های حیاتی بشر در دست نیست.

خلاء آماری و سوء استفاده دشمن

اما آن چه که در این میان قابل ذکر است ضعف وزارت بهداشت به عنوان نهاد متولی بهداشت روانی در جامعه است. انجام مطالعات بالینی گسترده در مورد وقایعی در جامعه که توام با موضع گیری های مغرضانه و اقدامات پیش دستانه دشمن می باشد بی شک ضروری است. متاسفانه برخلاف آن چه که بارها توسط وزارت بهداشت اعلام شده بود آمارهای میزان ناباروری و نازایی در جامعه ایرانی بیش از میانگین جهانی است. به نظر می رسد میزان سقط های بدون دلیل قطعی نیز رشد چشمگیری داشته است هر چند با مشاهدات شخصی نمی توان به نتایج متقن و قابل اطمینانی دست یافت. در شرایط خلاء آماری دشمن قادر است بروز علل و شواهدی که احتمال می رود  در راستای جنگ بیولوژیک شایع شده اند را با فرافکنی به گردن دولت انداخته و نتایج ناشی از آن را به جمرهای امواج ماهواره یا آب آلوده تهران و ... نسبت دهد و به واسطه بهره مندی از دستگاه های شایعه ساز محلی به نظریه های مغرضانه خود دامن زند. شایسته است نهادهای متولی بهداشت و سلامت جامعه با علم به جنگ های بیولوژیکی رخ داده در عراق، غزه، فلسطین، لبنان، افغانستان، اکوادور و ... صرفا احتمال دستکاری های ژنتیکی یا زیستی را در نظر داشته باشند.

راه های مبارزه با شایعه

یک راه معمول مبارزه با جنگ روانی در چنین مواردی ارائه توضیحات و اطلاعات ضروری در اسرع وقت به جامعه هدف است. راه دیگر تهیه آمارهای دقیق و به روز در موارد شبهه ناکی است که سلامت روانی جامعه را درگیر می کنند مثل تشکیل تیمی از دانشمندان و محققین برای بررسی موضوع مهم سقط های شایع  یا انجام تحقیقاتی برای یافتن علل بالا بودن میانگین ناباروری و نازایی در ایران نسبت به میانگین جهانی و منطقه ای هر چند که چنین تحقیقاتی زمان بر هستند اما نباید از یاد ببریم که از آغاز بروز شایعه تاثیرات دستگاه های پارازیت ساز در جامعه ایرانی بیش از 2 سال می گذرد. بدترین اتفاق ممکن شاید این باشد که بلافاصله بعد از اعلام بی خطر و بی اثر بودن جمرهای امواج بر سلامت جامعه توسط شخص دکتر وحید دستجردی به عنوان بالاترین مقام متولی سلامت و بهداشت کشور؛ معاون وی – امامی رضوی- در گفتگویی مدعی می شود دستگاه های سنجش میزان پارازیت در وزارت بهداشت وجود ندارد!

در پایان لازم به ذکر است که میزان دریافت تشعشع ناشی از انواع ابزارها و وسایل ایجاد کننده امواج از جمله موبایل؛ فرستنده های امواج و تقویت کننده ها موج های رادیویی و تلوزیونی، دیش های ماهواره، دکل های برق فشار قوی و حتی مترو و یا نور آفتاب خصوصا در کشوری مثل استرالیا با توجه به صدمات لایه اوزون؛ بحث هایی جهانی هستند و سال هاست که دانشمندان در حال تحقیق حول محور های مختلف این موضوع هستند. ایجاد حساسیت بسیار زیاد در کشور ما مسلما به علت سودجویی های سیاسی و حتی تجاری کشورهای بیگانه است. شبکه های تلوزیونی و رادیویی بیگانه فارسی  زبان که از حمایت دولت های متبوع شان برخوردار هستند با هدف گزاری های دقیق و برنامه ریزی درازمدت برای ایجاد تغییرات فرهنگی و سیاسی از پیش تعیین شده متولد می شوند و انتظار این است که با بهره گیری از قوانین ثبت شده جهانی موفق به حضوری ماندگار در جامعه هدف شوند. پس مبارزه با این نفوذ نرم قطعا تبعاتی دارد که ساده ترین آنها ایجاد شایعه در میان اقشار متعین و ایجاد بدبینی نسبت به دولت کشورهای هدف است.

انتشار در : وطن امروز

بازنشر در : صراط نیوز، بولتن نیوز، ۵۹۸، فارس

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:56  توسط زهرا طباخی  | 

کلیدواژه های مهم ویکی پدیا

اسرائیل، بهائیت، فراماسونری

یکی دیگر از راه های کنترل تاریخ و نگارش چندباره وقایع قدیمی در ویکی پدیا، محصور کردن حقیقت در میان قوانین این دانشنامه خطرناک است.

"محک گنجاندن مطالب در ویکی‌پدیا اثبات‌پذیری آنهاست نه حقیقت‌داشتن. به عبارت دیگر محک گنجایش مطالب این است که خوانندگان قادر باشند وجود مطالب اضافه شده به ویکی‌پدیا را در منابع معتبر مورد بررسی قرار دهند، و نه این که نویسندگان به حقیقت آنها معتقد باشند. هر مطلبی که منبع آن یاد نشده باشد می‌تواند مورد چالش قرار گرفته و در نهایت حذف شود. ویرایشگران باید منبع معتبری برای هر نقل قول یا هر مطلبی که امکان به چالش کشیده شدن آن باشد، ارائه کنند، و گرنه آن مطالب برچسب خورده و نهایتا پاک خواهند شد."

"اثبات‌پذیری یکی از سه سیاست محتوایی ویکی‌پدیا است. دو سیاست دیگر تحقیق دست‌اول ممنوع و دیدگاه بی‌طرف است. این سه سیاست به کمک هم نوع و کیفیت مطالبی که در فضای نام اصلی قابل قبول است را مشخص می‌کنند. این سیاست ‌ها را نباید جدا از یکدیگر بررسی و تفسیر کرد. ویراستاران باید سعی کنند که با هرسهٔ آنها آشنا شوند."

با یک مثال سعی می کنیم موضوع را روشن کنیم، اگر شما مقاله ای را برای ثبت در ویکی پدیا انتخاب کرده و برای اثبات آن از یک گزارش پخش شده در بی بی سی یا فاکس نیوز به عنوان منبع نام ببرید موفق خواهید شد مطلب خود را به عنوان "دانش" ثبت کنید اما اگر به طور مثال در بخش منابع به منبعی غیر از وابستگان رسمی به دجال ارجاع داده شود، توسط مدیر گروه زبان مربوطه سانسور خواهید شد!

یک هجمه بزرگ در زمینه منابع که چند سال گذشته در بخش فارسی ویکی پدیا در فضای مجازی به راه افتاد مربوط به دین نوظهور بهایی است که جزء ادیان آسمانی و ابراهیمی دسته بندی شده است. ویکی پدیا در برابر فشارهای کاربران مسلمان و ایرانی به همین سه قانون ذکر شده استناد کرده و بهائیان را تا درجه یهودیان مورد ظلم واقع شده در جریان هولوکاست بالا می برد!

ویکی پدیا بهائیت را این گونه معرفی کرده است : "دینی که توسط میرزا حسین‌علی نوری، ملقب به بهاءالله در قرن ۱۹ میلادی در ایران بنیانگذاری شد. بهائیان بهاءالله را فرستاده خدا (پیامبر) در این دور می‌دانند. بهاءالله در سال ۱۸۶۳ این دین جدید را اظهار کرد. شمار پیروانش بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است. با اینکه این شمار کمتر از ۰٫۲٪ جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی ادیان در عالم بعد از مسیحیت دومین دین جهان شمرده می‌شود (!) مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌است."

طبق قوانین ویکی پدیا هر گفته جدید در مقاله باید از رفرنس معتبر برخوردار باشد. در تعریف منابع معتبر روزنامه ها و خبرگزاری های با شهرت جهانی در رتبه نخست قرار دارند . مثال این بخش روزنامه لس آنجلس تایمز ذکر شده است. پس همه رسانه های مشهور وابسته به سیستم دجال به عنوان منابع معتبر و با شهرت جهانی در ویکی پدیا پذیرفته می شوند. به همین جهت است که دست مسلمانان اعم از ایرانی و عرب در قضیه فرقه ضاله بهایی به جایی نمی رسد چون منبع معتبر گفته های ذکر شده در بالا، دانش نامه معتبر و مشهور "بریتانیکا" درج شده است. یعنی بی شک بهائیت بعد از مسیحیت دومین دین جهانی از نظر پراکندگی ادیان در عالم برشمرده می شود و در صورت اعتراض شما می توانید به اصلاح مراجع اعظم ما مثل "بریتانیکا" اقدام کنید و اگر نمی توانید یعنی جایی هم در تاریخ دست چین شده ویکی پدیا نخواهید داشت!

نظام استبدادی و استوار بر رویه غلط اندر غلط ویکی پدیا تا آنجا پیش رفته است که سه مدیر ارشد بخش فارسی این دانشنامه حقیقت ستیز، خود بهایی هستند! کار به آنجا رسیده که این افراد با استفاده از ابزارهای قانونی ویکی پدیا به تقویت پان ترک ها و باقی جدایی طلبان در منطقه پرداخته و با حمایت از پشتون های افعانی و ترک های افراطی نظریه پیوستگی کشورهای فارسی زبان را به سرعت حذف کرده و به اختلافات قومی و قبیله ای در مقالات با امتیاز بالا، دامن می زنند. قضایای حول نظریه فلسفی- تاریخی "اُرد بزرگ" در باب پیوستگی کشورهای فلات ایران یکی از بحث بزانگیز ترین حوادث چندسال گذشته ویکی پدیا فارسی است که با ریزش جمع بزرگی از کاربران ویکی پدیا خاتمه یافت.

یکی دیگر از نمونه های بارز تاریخی در صفحه مقالات مربوط به بهائیان منبع یکی دیگر از ادعاها پیرامون بهائیان است که ارتباط گسترده اسرائیل، بهائیت و جدایی طلبان را آشکار می کند.

در بخش "واکنش ها" به محرومیت های بهائیان در جامعه ایرانی ضمن مظلومیت زایی برای پیروان این فرقه ضاله آورده است: "برنارد لوئیس معتقد است که حکومت‌های اسلامی و جوامع مسلمان همواره در پذیرش ادیانی که پس از اسلام ظهور پیدا کرده‌اند و به خدای یگانه اعتقاد دارند (مانند بهائیان) دچار مشکل فراوان بوده‌اند؛ چرا که از یک سو نمی‌توان پیروان این آئین‌ها را همانند پیروان ادیان چندخدایی آسیا یا انیمیست در آفریقا سرکوب کرد و از سوی دیگر هم برخورد با آن‌ها همانند مسیحیان و یهودیان بها دادن به آن‌ هاست. به علاوه پذیرش آنها مغایر پذیرش ختمیت وحی در زمان زندگی پیامبر اسلام است. وی معتقد است که به علت ضعف ایران در قرن بیستم مردم ایران به دنبال علتی برای این موضوع بودند و به همین تئوری‌های توطئه‌ای از اینکه یهودیان، بهاییان، فراماسون‌ها و... مقابل پیشرفت ایران می‌ایستند به وجود آمد و بین مردم و حتی اقشار تحصیل‌کرده جامعه محبوبیت یافت."

منبع ذکر شده برای این گفتارها کتاب یهودیان اسلام است که نگارنده آن برنارد لوئیس است. برنارد لوئیس (Bernard Lewis) ، (متولد ۳۱ می ۱۹۱۶ در لندن)، استاد بازنشسته مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون است. او در لندن از پدر و مادری یهودی متولد شد. تخصص وی در تاریخ اسلام و اثر متقابل میان اسلام و غرب است و به ویژه به خاطر تحقیقات خود بر تاریخ امپراتوری عثمانی و مناظره خبیثانه اش با پروفسور ادوارد سعید بر روی کشمکش میان اسرائیل و فلسطین، مشهور است.

در کنفرانس بیلدربرگ، لوئیس پیشنهاد نمود که ایران را به قطعات قومی گوناگون بشکنند و میان کشورهای نوپا تقسیم کنند ( پروژه‌های کردستان بزرگ، پشتونستان بزرگ و آذربایجان بزرگ).

 وی در سخنرانی "Iran in History" (ایران در تاریخ) که در مرکز موشه‏ دایان،دانشگاه تل آویو ایراد شده  (18 ژانویه 1999)، نقش ایران در تاریخ و تأثیر آن را بر تمدن جهان به اختصار مورد بحث قرار داده است. لوئیس در این سخنرانی خاطرنشان می‏کند که در دو هزارهء پیشین، هیچ فاتحی در ایران نتوانسته است در زبان و فرهنگ ایرانی تغییر عمده‏ای به وجود بیاورد. در عوض همان‏ طور که در برخی قسمت های دیگر دنیا هم دیده شده است، فرهنگ برتر، همیشه بر فرهنگ‏ فروتر چیرگی یافته است.

لوئیس را در جهان به عنوان نگارنده کتاب برخورد تمدن ها و پدر تئوری تجزیه طلبی در ایران می شناسند. جالب توجه است که بدانید فردی مثل سید محمد خاتمی در حالی که به عنوان رئیس جمهور و نماینده جامعه ایرانی در سازمان ملل حاضر شده بود در عقبگردی آشکار و با عبور از پایه های برتر فرهنگی ایرانی - اسلامی به زبانی دیگر بر موضع برخورد فرهنگ های لوئیس و ساموئل هانتینگتون صحه گذاشته و پیشنهاد تئوری "گفتگوی تمدن ها" را مطرح می کند تا بدین وسیله هم به بازسازی نظم نوین جهانی مورد نظر فراماسون ها کمک کرده باشد و هم غرب را از موضع ضعیف حمله فرهنگی ناموفق رهایی بخشد. خاتمی با علاقه نظریات برنارد لوئیس را دنبال کرده و با درس گرفتن از تاریخ باشکوه ایرانیان به این موضوع واقف بود که فرهنگ غنی ایران اسلامی ذاتا پتانسیل و بنیه بلعیدن بی فرهنگی شناور غربی را دارد پس تئوری بست دوستی ها و وادادگی فرهنگی را در ظاهری خوش و رنگ و لعاب پیش دستانه معرفی می کند.

ذکر این مطلب در ادامه جالب است که بدانیم ویکی پدیا فراماسونری را در ذیل همین بحث این گونه معرفی می کند : "فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط میان فراماسونری‌ های گوناگون تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. این انجمن بطور گسترده‌ای در فعالیت‌های خیریه و در زمینه خدمات اجتماعی فعال می‌باشد. در حال حاضر پول تنها از اعضای انجمن جمع آوری می‌شود و صرف امور نیکوکارانه می‌شود. فراماسونری به بسیاری از سازمان‌های خیریه غیر ماسونری، نهادهای محلی، ملی و بین المللی خیریه کمک‌های مالی قابل توجهی می‌کند"(!)

“بسیاری از مخالفت‌های مسلمانان ریشه در صهیونیسم‌ستیزی و یهودستیزی دارد. هم‌چنین دسته دیگری از مسلمانان منتقد فراماسونری، «دجال» را به فراماسونری پیوند می‌زنند. بعضی مسلمانان اعتقاد دارند که فراماسونری «منافع یهودیان» را دنبال می‌کند.به عنوان نمونه، ماده ۲۸ میثاق‌نامه حماس عنوان می‌کند که «فراماسونری از صهیونیسم دستور می‌گیرد».”

آموزه های مهم ویکی پدیا همه سر در یک آخور دارند. به جای وحشت از اقدامات دشمن باید نفوذی ها را شناسایی کرد و به دنبال راهکار بود. گردانندگان ویکی پدیا به خوبی از عاقبت جنگ میان خیر و شر در دنیا آگاه هستند اما با این وجود دست از تلاش نخواهند کشید. مسلمین که می دانند پیروزی نهایی با انهاست چطور؟ آیا ایستاده بر ساحل آسایش نشسته اند و تماشاگرند یا از هر فرصتی برای شناخت خدعه های فرهنگی دشمن استفاده کرده و به دنبال ضد حمله و چه بسا حمله پیشدستانه هستند؟ و العاقبه للمتقین

* این مطلب برای وطن امروز تهیه شده است.

بازنشر در : گرداب، جهان نیوز

 پ.ن: باعث تاسف است که "تقریبا" آدم های سالم و نان به نرخ دیروز خور هر دو جبهه متحد و پایداری موفق به حضور در مجلس نشدند. در عوض وکیل الدوله ها، هوچی ها، مال انحرافی خورها و بعضی از آدم خوب های سیاست باز حضورشان همیشه تضمین شده است! آیت الله مصباح، نماد مبارزه با جریان انحرافی، پلی شد برای موفقیت نزدیکان گردن کلفت مشایی!! ماشاء الله!

حالا شما نگاه نکن قدیانی می گوید چرا آیت الله می فرمایند جریان انحرافی از جریان فتنه خطرناک تر است! بازی خوانی سخت است! حتی اگر طرفدار فوتبال باشی مشکل می توانی مثل گواردیولا نقشه های رقبا را شب قبل از مسابقه پیش بینی کنی و فردا از املا نانوشته غلط بگیری! هر چند گواردیولا هم گاهی می بازد مثل آیت الله!

 پ.ن ۲: محسن رضایی به نمایندگی از پدرسالار بی سر و صدا کار کرد و ۱۸٪ کرسی های مجلس را از آن خود کرد. اگر درصد متعلق به امثال باهنر را که از مهره های شاخص کارگزاران در جبهه متحد- با میانگین کلی ۴۴٪ موفقیت- محسوب می شوند از کل آراء جبهه متحد کم کرده و به درصد ذکر شده اضافه کنیم هم چنان کشور در دست کانون قدرت و ثروت است و حتی دست به دست هم نشده است! حالا شما اگر علاقه دارید می توانید آن ۲٪ حامیان دولت و ۵٪ اصلاح طلب و درصدی از ۸٪ جبهه پایداری را هم به این عدد اضافه کنید! :) به هر حال شما مربی هستید!

 - حال به نیمه پر لیوان می رسیم... آخر کار زمین از آن مستضعفین است ما تنها مکلف به انجام وظیفه هستیم. خدا قوت ملت!


برچسب‌ها: ویکی پدیا, اسرائیل, بهائیت, فراماسونری, محمد خاتمی, برنارد لوئیس
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:55  توسط زهرا طباخی  | 

ویکی پدیا، ابزار تاریخ سازی صهیونیسم

ویکی‌پدیا دانش‌نامه‌ای است همگانی و آزاد؛ بدین معنی که همه می‌توانند به نوشتن و ویرایش نوشتارهای موجود در آن بپردازند. البته این نوشتارها و ویرایش‌ها باید مطابق با اساس‌نامهٔ ویکی‌پدیا باشند؛ یعنی مطالب بی‌طرفانه  و بدون پایمال کردن حق نشر دیگران نوشته شده باشند. مدیریت بررسی نوشتارها توسط گروهی از گردانندگان انجام می‌شود. کسانی که در امر تکمیل این پروژهٔ بی‌پایان مشارکت می‌کنند، به هم‌زبانان خود یاری رسانده‌اند تا در امر گردآوری بی‌همتاترین دانشنامه جهانی سهمی داشته باشند.

ویکی‌پدیا به لحاظ ساختاری نیز بی‌همتاست، چونان بدنی ارگانیک عمل می‌کند، یعنی آنکه کولونی نیست؛ اصول کلی در آن راه را برای هر عضو به جهت بهبودی ساختارش روشن می‌سازد، پس پراگماتیک نیز هست. ویکی‌پدیا شامل درخشان‌ترین اصول همکاری‌های نزدیک گروهی در تاریخ بشری است که تاکنون نظیر آن در تاریخ مشاهده نشده؛ از آن جمله: «ویکی‌پدیا محل تمرین دموکراسی نیست...» یا «هرگز در مورد چیزی رأی نگیرید مگر آن‌که واقعاً ناگزیر از انجام آن باشید...»

این جملات بالا عینا تعاریفی هستند که ویکی پدیا در وصف خود به کار برده است. اما آن چه در این میان جالب توجه است اشاره مستقیم ویکی به نظم نوینی است که در ذیل تعریف دموکرات نبودن اش به آن اشاره کرده است. ویکی پدیا پراگماتیک است! این عبارت دقیقا در برابر تعریف سیاسی "محاقظه کاری" به کار می رود و به معنای عمل گرایی است. از دیدگاه پراگماتیسم، معیار حقیقت، عبارت است از سودمندی، فایده، نتیجه و نه انطباق با واقعیت عینی. در واقع حقیقت هر چیز بوسیله نتیجه نهائی آن اثبات می‌شود.

همین عمل گرایی و تطبیق واقعیات با سودمندی شان موجب شده است ویکی پدیا برای دوام آن چه مایل است در تاریخ نگاری نوین اش ماندگار شود وابسته به تیم های صهیونیستی باشد که داوطبانه در برابر دریافت اندک هزینه همکاری، واقعیات را دستکاری یا حذف به دلخواه می کنند. بیماری نظم نوین ارائه شده توسط ویکی، شاید در فضای مجازی نوظهور باشد اما سابقه ای به قدمت تاریخ دارد. به قضایای مشهور صهیونیستی زمانه خودمان توجه کنید، جاودانگی حوادثی مانند هولوکاست یا ۱۱ سپتامبر با تمام حواشی حول آنها و غیرجهانی بودن شان مثال های فاش چگونگی اجرای این نظم توام با بی نظمی است. بی نظمی اش آنجا بروز می یابد که اهمیت جهانی حادثه ای مثل ۱۱ سپتامبر را با سایر وقایع هولناک بشری مقایسه کنیم و میزان توجه به هر کدام را در کفه ترازوی عقل و منفعت قرار دهیم. نتیجه عقلانی با برآورد منفعت طلبانه کاملا در تضاد هستند. این همان واقعیت فلسفی مهمی است که توجیه کننده کشتار کودکان غزه است در حالی که همزمان ویکی پدیا جنگ غزه را آغاز حضور نیروهای داوطلب بنیادهای خیریه جهانی برای آموزش کودکان غیر متمدن یک باریکه معرفی می کند.

یا در جایی دیگر با افتخار اعلام می کنند کاربری موفق شد نقشه اسرائیل را بدون بلندی های جولان و کرانه غربی در ویکی پدیا به ثبت رساند اما این که اکنون دیگر چنین چیزی وجود ندارد مربوط به ساز و کار ویکی پدیا می شود. ساز و کاری که فراماسون ها برای اداره جهان فعلی و گذر از حال به آینده دلخواه رقم زدند و از سازمان ملل تا شبکه های مجازی جهانی مثل فیس بوک و توییتر یا حتی گوگل و یاهو تابع و مجری قوانین آن هستند.

مجدد به تعریف باز می گردیم : دولت­مردان و سیاست­مداران «پراگماتیست» به کسانی اطلاق می­شود که امکانات عملی و مصلحت روز را بر معتقدات خود مقدم می­شمارند و به عبارت دیگر برای پیش­رفت مقاصد خود یا ماندن بر مسند قدرت، انعطاف نشان می­دهند.

حقیقت چیزی ثابت و تغییر ناپذیر نیست؛ بلکه با گذشت زمان، توسعه و تحول می‌یابد. آنچه در حال حاضر صادق است، ممکن است در آینده صادق نباشد؛ زیرا در آینده، افکار و نظریات دیگری بر حسب شرایط و اوضاع جدید، حقیقی شده و متداول می‌گردند. تمام امور تابع نتایج است و بنابر این، حق امری است نسبی؛ یعنی وابسته به زمان، مکان و مرحله معینی از علم و تاریخ است. ما هیچ زمان به حقیقت مطلق نخواهیم رسید. زیرا علم ما، مسائل ما و مشکلات ما همیشه در حال تغییر است و در هر مرحله، حقیقت، آن چیزی خواهد بود که ما را قادر می‌سازد تا به نحو رضایت بخش، مسائل و مشکلات جاری آن زمان را بررسی و حل کنیم.

در کل می توان نتیجه گرفت با وجود تلاش های بسیار بنیادهای صهیونیستی و طراحان پروژه نظم نوین جهانی، حقایق در میان افکار عمومی حفظ شده است چرا که هنوز این بشر است که راوی حقیقت است و برخلاف آن چه فراماسون ها می پندارند آزادگی و لفظ حقیقت مداری تنها متعلق به موزه های باستان شناسی نیست. وجود جزایر قدرتی مثل ایران در منطقه خاورمیانه خود دلالت بر ضعف بزرگ اطلاعاتی صهیونیست هایی دارد که خود را صاحب دنیا می پندارند اما برخلاف همه نقشه های شان خاورمیانه ای جدید و صهیون ستیز متولد شده است. تاریخ را همه اقوم بشر خواهند نوشت اما بی شک راوی و نگارنده آن ساکنان منطقه تاریخ ساز خاورمیانه خواهند بود.

 این مقاله برای وطن امروز تهیه شده است.

 بازنشر در: گرداب ،مقاومت اسلامی ، افسران، فارس و ...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:9  توسط زهرا طباخی  | 

پیشتازی فرهنگی سعودی ها در منطقه

پادشاه عربستان در چند سال گذشته به شدت به دنبال مقابله با قدرت روزافزون و محبوبیت جهانی رهبران شیعه مذهب جهان اسلام هم چون امام خامنه ای و سید حسن نصر الله بوده است. این رشد فزاینده علاقه جهانی خصوصا ملت های منطقه به رهبران شجاع، ساده زیست، عملگرا و اخلاق مدار به قدری میزان عصبانیت سعودی ها را افزایش داده که با صرف هزینه های فراوان تصمیم گرفتند برای ملک عبدالله سعودی احترام خریداری کنند!

شبکه های تلوزیونی روتانا و فاکس که به وسیله شاهزاده ولید بن طلال، میلیاردر مفسد سعودی اداره می شوند در طول یک سال گذشته به سراغ تمام خوانندگان و فعالین عرصه هنر جهان عرب رفته و با صرف هزینه های هنگفت آنها را ترغیب کردند تا با حضور در روتانا و ام بی سی و فاکس به عرض ارادت به قائد اعظم سعودی پرداخته و برای طول عمر وی دعا کنند.

گفتنی است در طول جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان با ارتش اسرائیل بسیاری از خوانندگان جهان عرب به منظور حفظ محبوبیت و شهرت یا انگیزه های میهمن پرستانه به تقدیر از سید حسن نصرالله و رزمندگان حزب الله پرداختند و حتی کمک های مالی در خوری هم به آسیب دیدگان از جنگ اختصاص دادند. یکی از مشهورترین خوانندگان جهان عرب که ارادت قلبی اش را با چشمانی اشک بار نثار سید حسن نصرالله و فرزند شهیدش هادی نصرالله کرد، عاصی الهلانی بود.

بن طلال با شناسایی و سرمایه گذاری بر تک تک این افراد هر کدام را به بهانه ای از جمله تطمیع مالی، قبول پخش رایگان آثار به وسیله شبکه پخش و توزیع روتانا، تبلیغات رایگان در مشهورترین شبکه تلوزیونی و رادیویی پخش موسیقی و کلیپ جهان عرب، حمایت از برگزاری کنسرت در کشورهای مختلف با حضور به عنوان عنوان اسپانسر مالی و حتی فشار و تهدید به حذف، وادار کرد در کلیپ های خبری کوتاهی ارادت شان را به شاه سعودی نشان دهند و از وی به عنوان ناجی و قائد قدر قدرت جهان عرب نام ببرند.

در این میان نام خوانندگان مشهوری مانند کاظم الساهر، عاصی الحلانی، روبی، هند، احلام، منصور زاید، ماجد المهندس، نانسی عجرم، شیرین احمد، هیفا وهبی و ... به چشم می خورد. همه این خوانندگان در طول جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه کنسرت های خود در کشورهای مختلف را لغو کرده و حتی در انقلاب های منطقه ای مشهور به بیداری اسلامی به حمایت از ملت ها پرداخته بودند ، البته همه این افراد زندگی توام با حواشی بسیاری دارند و صلاحیت مطرح شدن به عنوان الگوهای اسلامی را ندارند اما برای بهره برداری از مشاهیر، صرف هم هدف بودن در بعضی مسائل مورد وفاق کفایت می کند و چه بسا رایزن های فرهنگی جمهوری اسلامی موفق شوند زمینه ایجاد تغییر در نوع زندگی این افراد شهیر را نیز فراهم آورند.

برگزاری پر سر و صدای مسابقه ای میان شاعران جهان عرب به نام "شاعر الملک" با تبلیغات بسیار زیاد نیز از همین رو صورت گرفته است. در تیزر های تبلیغاتی این مسابقه صفات آن چنانی زیادی به شاه بیمار و پشت پرده سعودی که توان ادای یک جمله بدون لرزش صدا را ندارد از جانب شعرای مختلف نسبت داده می شود گویی این "ملک" غیر از آن است که ملت ها می شناسند! گفتنی است جایزه شاعر برگزیده ملک، یک دستگاه فورد آخرین مدل تعیین شده است!

شایان ذکر است عربستان به شدت نقش خود را در منطقه را به عنوان حامی اسرائیل و امریکا پررنگ کرده در حالی که دستگاه دیپلماسی ما در بخش های مشابه ضعیف و کم فروغ ظاهر می شوند. حضور رئیس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد - که اتفاقا از محبوبیتی چشمگیر در میان ملت های عرب منطقه برخوردار هستند- در مناطق و کشورهایی که بیداری اسلامی ظهور و بروز یافته و در نیمه راه موفقیت هستند بی شک تاثیری شگرف بر خواسته های ملت ها خواهد داشت. علاوه بر آن برگزاری تورهای آشنایی با فرهنگ ایرانی با مدیریت و برنامه ریزی مدون، می تواند ذائقه مسلمانان کشورهای منطقه که موج بیداری را پشت سر گذاشته اند به سمت ایران اسلامی بیش از پیش تحریک کند. ضعف سازمان ارتباطات در این بخش آشکار است و به نظر نمی رسد از کارایی مناسبی به عنوان حلقه گم شده برقراری ارتباطات بین فرهنگی میان فرق گوناگون اسلامی برخوردار باشد. علاوه بر آن سفارت خانه های ایران نیز در بخش های فرهنگی بسیار ضعیف عمل کرده و نتوانسته اند به عنوان رابط میان فرهنگ ها وظیفه خود را در اوقات مقتضی نسبت به مسلمانان منطقه ایفا کنند. مقایسه آزادی های موجود در ایران با کشوری دیکتاتور محور و وابسته، بدون تولیدات ملی قابل توجه مثل عربستان خودبخود سلفی ها را از میدان به در خواهد کرد. ما سال هاست که بازی جنگ جهانی بر مبنای فرهنگ ها را 3-0 به کشورهایی مثل چین و کره و آمریکا واگذار کرده ایم در حالی که در حوزه ساده ای مثل "فود دیپلماسی" رایزنان فرهنگی ایران به راحتی با برگزاری هفته غذاهای ایرانی می توانند با تکیه بر قدمت اقوام ایرانی و فرهنگ ماندگارمان، زمینه آشنایی ملت های جهان با فرهنگ ایرانی- اسلامی را فراهم کنند.

یکی از راهکارهای دیگر استفاده از ظرفیت شبکه هایی مانند العالم و پرس تی وی است. شبکه العالم و سحر موفق شده اند ارتباط مناسبی با ملت های جهان عرب برقرار کنند، دعوت از همه طیف های حامی بیداری اسلامی اعم از خواننده و بازیگر و ترغیب آنها به بیان حقیقت، حتما تاثیر مثبتی بر هواداران آنها که بعید نیست دیدگاه سکولار به انقلاب های منطقه داشته باشند، خواهد گذاشت. خواننده شهیری مثل کاظم الساهر که در دولت صدام و حتی زمان اشغال عراق توسط آمریکا، آزادگی اش را بارها به نمایش گذاشته، شایسته است که سوژه مستندی قوی قرار گیرد. اگر بخواهیم در مقام مقایسه برآییم پرونده فردی غیر سیاسی مثل شجریان که در ایام فتنه بازار مکاره ای برای بهره برداری سیاسی – فرهنگی دشمنان اروپایی و امریکایی کشور فراهم کرد، قابل توجه است. شجریان تمام شد اما دشمنان وی و ایران در مقطعی حساس با هزینه حداقلی بیشترین امتیاز را به دست آوردند.

بخش دیگر، استفاده از ظرفیت جهانی سینمای ایران به عنوان نهادی مردمی و در عین حال مورد حمایت دولت است. دعوت از هنرمندان و سینماگران جهان عرب که امروزه مثل سینماگران ایرانی مورد توجه هالیوود قرار گرفته اند به عنوان یک دیپلماسی و حمله فرهنگی پیش دستانه می تواند با تاثیر گذاری بر ملت ها مفید فایده باشد. مدیران و دولتمردان حوزه فرهنگ و هنر شایسته است از ضعف دولت غیر مردمی عربستان در حوزه سینما حداکثر استفاده را برده و با برگزاری جشنواره های فرهنگی و هنری در سطح منطقه قدرت شعراء، نویسندگان، هنرمندان، سینماگران و خوانندگان ایرانی را به عنوان سفیران فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به نمایش بگذارند.

همه ما باید توجه داشته باشیم که غافل شدن از تغذیه فرهنگی زیر مجموعه فرهنگ و هنر کشور برابر است با حضور غیر اسلامی امثال لیلا حاتمی، نیکی کریمی، سیمین معتمد آریا و ... در جشنواره های خارجی و گاه صحبت از این موضوع که "نمایش صحنه های خصوصی تر زندگی مردم در کشورهای مسلمان منطقه ما را به وجد آورده است"(!) این وادادگی های فرهنگی بیش از آن چه که مسئولین کشور تصور می کنند، به چهره ایران اسلامی در منظر مردم مسلمان و در جستجوی الگوی منطقه صدمه وارد می کند. واقعیت این است که کسی برای هنرمندان بدون سرزمین ارزشی قائل نیست، پس کنترل و فرهنگ سازی از اوجب واجبات است. مباد که از دیکتاتوری وابسته و منفوری مثل عربستان سعودی عقب بمانیم!

همین مطلب در وطن امروز، الف

 پ.ن: مشهد نائب الزیاره همه رفقا و دوستان وبلاگی بودم، ان شاء الله به زودی زیارت امام رئوف قسمت همه آرزومندان شود.

پ.ن ۲: از دوست عزیزی که خصوصی یک نکته دستوری را تذکر داده بودند تشکر می کنم. لطف عالی مستدام.

پ.ن ۳: قبای  این پزشک از جنس عبای ابن سیناست. مجددانه در برابر همه دنیای پرستش کنندگان جهل ایستاده است تا لباس عقل و اندیشه بر تن مردم کند. گویی عده ای قسم خورده اند عریانی جهل را ظالمانه حفظ کنند، پس به کمک اش بشتابید و  با دشمنان اندیشه مبارزه کنید! این وظیفه تک تک ابناء بشر است...مبارزه ای ماندگار به قدمت تاریخ!

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 19:4  توسط زهرا طباخی  | 

حکیمان نوظهور یا شیادین قدیمی؟!

یک تفکر حداقلی در میان جامعه طرفداران طب سنتی وجود دارد با این سرفصل که مخالفت با متقلبین و شیادین فعال در حوزه طب سنتی، زیر سوال بردن دانشمندان و محققین کرسی طب سنتی است.

شیادینی که با ارتزاق از این حوزه هم مردم و هم جامعه پزشکی را مستاصل کرده اند. متقلبین با سوء استفاده از عرق ملی حوزویان و عوام نسبت به طب سنتی، بزرگان و مردم را پلی ساخته اند برای طمع ورزی های بی پایانی که بعضا به جز پزشکان و داروسازان و متخصصین امر کسی از آن مطلع هم نمی شود.

با مثالی سعی می کنم بحث را روشن کنم. فردی به نام حکیم روازاده ادعاهای بسیار بسیار زیادی را در حوزه بهداشت و درمان با دستاویز قرار دادن طب سنتی به عنوان "طب شرعی" مطرح کرده و به واسطه غفلت مسئولین صدا و سیما و برخی از موسسات حوزوی موفق شده است رونقی برخواسته از جهالت به دکان خود ببخشد. صرف این که ادعای بزرگ شرعی نامیدن طب سنتی ایرانیان باستان چه بعد از ظهور اسلام و چه قبل از آن به دور از منطق و سوء استفاده ای آشکار از باورهای دینی ملت ایران است. حتی بعضا شیادین با علم به این که سند روایاتی که به ائمه اطهار و پیامبر اکرم در حوزه طب و درمان نسبت داده می شود از جانب عوام بررسی نخواهد شد به شرعی کردن ادعاهای گزاف شان اقدام می کنند.

تقریبا تمام تمدن قدیمی باقی مانده از قرون گذشته که به عنوان اقوام اولیه زمین شناخته می شوند طب برخواسته از سنت دارند که با افتخار نیز از آن سخن می گویند چرا که در روزگاری که به سبب مرارت های زندگی بشری و فقدان امکانات اولیه احتمال نابودی اقوام بسیار زیاد بوده با بهره مندی از دستورات و درمان های طبیبان سنتی شان موفق شده اند دوامی به درازای اعصار یابند. پس افتخار به طبابت سنتی افتخاری صحیح و قابل درک است. اما این که عده ای راهکارهای ابتدایی بشر برای برون رفت از مشکلات و بیماری ها و گرفتاری ها را دلیل فرض کنند برای حمله به طب جدید نه عقلانی است و نه چنین مقایسه ای صحیح است.

مسائلی که امروزه دستاویزی شده است برای حمله به طبابت جدید در برابر طبابت سنتی اغلب برخواسته از روش زندگی نوین بشر است تا نوع درمان هایی که تاکنون متوسط عمر بشر را نزدیک به دو برابر افزایش داده است. شاهد این قضیه سلامت مادران و فرزندان تولد یافته در عصر جدید و کاهش مرگ و میز ناشی از توالد، کاهش چشمگیر مرگ و میر بشر از بیماری های عفونی، رشد بسیار زیاد علم بشر در زمینه جراحی و بسیاری از علوم دیگر است که همگی با هم موجبات بهبود عمر بشر و کیفیت زندگی را موجب شده اند. البته هنوز هستند جاهلانی که بر خلاف نظریات باستان شناسان و محققین حقیقی، عمر بشر در گذشته را تا ۳۰۰ سال بالا برده اند! فرض را بر این می گذاریم که با عقلای طب سنتی و اساتید فن طرف هستیم نه آنها که از جهل عوام الناسی که در حوزه های دیگری غیر از سلامت متخصص به حساب می آیند اما در حوزه بهداشت و درمان عامی محسوب می شوند؛ حداکثر استفاده را می برند.

طب سنتی، امروزه به واسطه رشد عقلی محققین و توسعه ابزارهای تحقیق بسیار مورد توجه واقع شده است اما رهبران علمی جوامع پیشرفته به جای تکیه بر گذشته، آموزه های باقی مانده از دیروز را به آزمایشگاه ها و دانشگاه ها برده و بعد از تحقیق و محاسبه آن چه را که توجیه عقلانی و منطقی دارد به جهانیان با افتخار تمام ارائه می دهند. مثل حجامت که رسمی نیکو و باقی مانده از گذشته دور ایرانی اسلامی مردمان ماست. با افتخار اعلام می کنیم که حجامت رسم دیرینه مسلمانان به واسطه اتکا بر تحقیقات جدید و ارائه دلایل بالینی متعدد، در جهان پذیرفته شده است. مثال دیگر طب سوزنی به عنوان روش سنتی مردمان عهد باستان کشور چین است که به واسطه گسترش تحقیقات جهانی بر روش های آن و انتشار نتایج تحقیقات دانشمندان چینی و ... در قالب مقاله در بهترین ژورنال های علمی جهان مورد وفاق عامه دانشمندان و مردم جهان است.

پس راه از چاه کاملا مشخص است. بستری آماده تحقیق و توسعه پیش روی دانشمندان و محققین ایرانی قرار دارد. به حمدالله کرسی طب سنتی هم که چند سالی هست در دانشگاه تهران بنا شده است. راه مبارزه با خرافات و حذف بنگاه های تقلب و ریا که به نام "عطاری" یا سلامتکده حکیمان خودخوانده ای مثل روازاده سلامت جامعه را دستاویز طمع ورزی هایشان قرار داده اند ایجاد آگاهی در جامعه و حل موضوعی مورد بحث و غیر قابل اطمینان، با انجام تحقیقات وسیع و ارائه نتایج به دانشمندان سایر کشورها و پزشکان طب جدید و داروسازان و جامعه ایرانی است.

رها کردن مردم در میان انبوهی از ادعاها با شاهد و امثال بهبود خان باجی با نسخه فلان حکیم خودخوانده و رواج تبلیغات این چنینی که ابزار شیادان و متقلبین است جرم بزرگ وزارت بهداشت و درمان به عنوان متولی سلامت مردم است.

اغلب شیادانی که طب سنتی ایرانیان را بدنام و لکه دار کرده اند از رویارویی با متخصصین و دانشمندان طب سنتی پرهیز می کنند چرا که تکیه بر بهبود فلان بیمار با بهمان نسخه نسبت داده شده به طب الصادق(ع) بسیار راحت تر از ساعت ها آزمایش و تحقیق در دانشگاه ها و مراکز علمی است. از همین روست که با وجود سرعت بالای رشد علم در دنیا هر صد سال یک بار داشته های بشر نو می شوند نه هر ساعت!

تاکید بر دست یابی به منابع طب سنتی و نگهداری از آنها در گنجه منزل، یکی دیگر از نشانه های تقلب و شیادی است به صورتی که وقتی خود صاحبان کرسی علم طب سنتی از حکیمان صاحب دکان و درمانگاه می خواهند تا شاهد و مثال درمان های پیشنهادی عجیب شان به مردم را بیان کنند از ارائه یک رفرنس معتبر عاجز هستند. اغلب این افراد برای موجه نشان دادن درمان های شان به سراغ درمان بیماری هایی می روند که در طولانی مدت انسان را از پا در می آورند. مثلا ادعای بهبود بیماری مثل فشار خون که به طور طبیعی شامل دوره های افزایش و کاهش است با نمک دریا از همین دسته شیادی هاست.

 به بیماران ام اسی توصیه می کنند که داروهای شیمیایی! را قطع کنند و به رژیم های من درآوردی روی آورند در حالی که اگر واقعا چنین درمانی کشف شده باشد خود حکیم مدعی می تواند به واسطه آن جهانی را از رنج این بیماری خودایمنی نجات دهد و اتفاقا بهره مالی صد چندان هم ببرد پس چرا از ارائه نتایج تحقیقات شان یا معرفی منابع درمان سنتی شان به اساتید و مراکز درمانی خودداری می کنند؟ شما در صورتی عمق ناراحتی جامعه پزشکان را از این سوء استفاده ها درک خواهید کرد که مجبور باشید در مواجه با همان بیمار مبتلا به بیماری ام اس بگویید " دوست عزیز! متاسفانه به علت قطع داروها، عوارض بروز کرده غیر قابل بازگشت هستند" یعنی ایشان تا آخر عمر علاوه بر ظهور مشکلات جدید با فلج یک طرفه بدن نیز باید کنار بیایند؛ البته راه برای شکایت باقی است!

پس ضرورت برخورد با شیادین فارغ از تقویت کرسی های حقیقی علم موکد بر طب سنتی حتما باید در دستور کار قوه قضائیه و وزارت بهداشت قرار گیرد. علاوه بر آن آگاهی بخشی به مردم به عنوان جامعه هدف یکی از مهم ترین اقداماتی است که در دراز مدت راه را بر بروز فاجعه خواهد بست.

توجه به این نکته هم ضروری است که یکی از موارد رشد بی اعتمادی به پزشکان و کادر درمانی در کشور ما که بر خلاف باقی کشورهای دنیا از رشدی فزاینده هم برخوردار بوده، غیر اصولی بودن برخوردها و عدم اجرای منشور اخلاقی بیمار و پزشک است. در دنیایی که بیمارستان ها در بهترین و خوش آب و هوا ترین مناطق توریستی ساخته می شوند و شاخه ای از توریسم به نام پزشکی نامیده شده است برخوردهای طلبکارانه و غیرمسئولانه در میان کادر درمان در ایران بسیار رایج است! شکایات به واسطه درمان های غیرصحیح و بعضا غیرضرور بی شمار است و بخش عمده آن به علت این است که پزشکان به جای طبابت بعضا رو به سرمایه داری آورده اند و به جای این که وقت لازم و کافی برای توجیه بیمار اختصاص دهند ترجیح می دهند هزینه وکالت،بیمه مسئولیت و امور قضایی را اضافه کنند! نتیجه پزشک سالاری در دراز مدت رویگردانی مردم از جامعه علمی و اعتماد به متقلبین و سرازیر شدن هزینه های درمانی به سمت کشورهای همسایه خواهد بود. زنگ ها برای وزارت بهداشت سال هاست که به صدا درآمده، آیا گوش شنوایی هست؟

 همین مطلب در بولتن نیوز، وطن امروز


برچسب‌ها: طب سنتی, طب شرعی, روازاده, ام اس, نمک دریا, پزشکی
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 0:7  توسط زهرا طباخی  | 

پروژه اُسکل سازی خاورمیانه!

دیروز یاهو مکتوب سرویس مخصوص یاهو که اختصاصی برای جهان عرب و خاورمیانه راه اندازی شده است ۶ عکس از لحظه بوسیده شدن سلنا گومز خواننده مشهور نوجوان توسط جاستین بیبر پدیده چند سال اخیر هالیوود گذاشته بود. نظرات متنوع بود و بیشتر به مسخره کردن زوایای زندگی سخیف مدل هالیوودی پرداخته بود. از جمله یک کامنت جالب که در آن نویسنده از یاهو مکتوب سوال کرده بود: "چرا این عکس های غیر اخلاقی و مزخرف را برای ما نمایش داده اید؟ اصلا این تصاویر ارزش خبری ندارند، هدف شما چیست؟"

کامنت مذکور ۶۰۰ لایک و ۴ آن لایک دریافت کرده بود. امروز مجددا مراجعه کردم تا تصویرش را اینجا بگذارم...نبود! :)

در چند ماه گذشته اخبار یاهو مکتوب به طور معمول شامل اخبار ضد اخلاقی هالیوود، مزخرفات بالیوود، یک خبر ضد ایران و احمدی نژاد، ناراحتی در مورد وقایع سوریه و مژده حرکت سریع سعودی به سمت دموکراسی ذیل اخبار عربستان (!) بوده است.

یاد گزارش های ضایع بی بی سی از فستیوال موسیقی راک در کابل افتادم. ۵ تا جوان افغان با سر و شکل های جهنمی در حال بالا و پایین پریدن بودند و ۵۰ نفر هم مقابل آنها حرکات شیطانی از خود بروز می دادند. این جشنواره به علت تهدیدات امنیتی در پایگاه آمریکایی ها و در میان تدابیر شدید امنیتی برگزار شد. همین حرکات سخیف و خنده دار به قدری برای بنگاه بی بی سی ارزش داشت که ۴۵ دقیقه از آن گزارش با آب و تاب فراوان پخش کرد!  کابل با راک به جنگ تروریسم می رود!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 15:26  توسط زهرا طباخی  | 

بی قانونی در رئوس قوای سه گانه

- یک مفسد اقتصادی به جای یک مجرم جنائی به عنوان مهم ترین گزینه ریاست بر سازمان تامین اجتماعی یعنی ثروتمند ترین سازمان جمهوری اسلامی معرفی شد. مردم! تعجب من را بگیرید!

- مستضعفین هم برای بار دوم بی تریبون شدند. گفتنی است پیش از این سایت تریبون به واسطه نامه نگاری مدیرمسئول آن با رهبر معظم انقلاب و تذکر ایشان در سخنرانی آغاز سال نو در مشهد آزاد شده بود. جرم این سایت درج مقاله ای با عنوان " آیا لاریجانی خط قرمز نظام است؟" عنوان شده بود. مقاله ای که به علت فیلتر شدن سه سایت دیگر در بحبوحه انتخابات مجلس منتشر شده بود.

به این ترتیب سایت بی ادب الف که فحاشی به احمدی نژاد، فضاسازی رسانه ای برای ایجاد ناامنی روانی اقتصادی، زیر سوال بردن اصل طرح هدفمندی یارانه ها و ناسازگاری علنی با دولت و ملت را در دستور کار قرار داده و حتی در اقدامی تامل برانگیز تبدیل به تریبون سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا شد، از حاشیه امنیت نامحدود برخوردار است اما...

- فضاسازی رسانه ای صورت گرفته در مورد خبر بازگشت مهدی هاشمی رفسنجانی یک روز قبل از سفر از پیش تعیین شده به ایران نیز بی نظیر بود. به نظر می رسد ناهماهنگی قوه قضائیه با آرمان های انقلاب موجب شده است  حصول اصل مهم اجرای عدالت به آینده ای دور موکول شود.

- لازم به ذکر است حکم قضائی دستگیری خانم فائزه هاشمی رفسنجانی هم به نیروی انتظامی تحویل داده شده است اما به علت عدم همکاری قوه محترم قضائیه در صورت دستگیری وی یا برادر ایشان اتاقی برای بازداشت وجود نخواهد داشت. متوجه اید؟

شاید وقت آن رسیده باشد برای سوال از ریاست قوه قضائیه و پاسخگویی ایشان به مردم، رفقای دانشجو و حزب اللهی از امام خامنه ای استعلام کنند. مسلما ملت انقلاب نکردند که برادران لاریجانی از مصونیت جاودانه برخوردار باشند. به شدت معتقد هستم اگر با انحرافات نوظهور در مسئولین در ابتدای کار برخورد هر چند جزئی صورت گیرد از بروز جریانات انحرافی که تبر گردن شان را نمی زند تا حدی جلوگیری می شود. عدم نظارت بر صاحبان قدرت در نظام ما مشکلاتی مثل پرونده تخلف ۳۰۰۰ میلیاردی را رقم زد. قوی نبودن مجلس و ضعف های بی شمار قانون نیز موجب شد احمدی نژاد در کشاکش جاه طلبی و غرور خود و اطرافیان اش غرق شود. نظام ۳۳ ساله جمهوری اسلامی ضعف های قانونی زیادی دارد و این کار را مشکل کرده است. اگر سازمان بازرسی کل کشور دیروز به تخلفات مالی گسترده خاندان هاشمی رفسنجانی رسیدگی می کرد امروز ما در حسرت برخوردهای قضائی نمایشی در ژاپن و کره با مفسدین اقتصادی صاحب قدرت نبودیم... بودیم؟!

چاره ای جز اصلاح امور و نظارت از پایین به بالا نداریم. مدارا و مصلحت اندیشی مفید است و حتما ضرورت دارد اما سکوت در برابر تخلفات در جایگاه های حساس که اتفاقا منشاء قدرت زیادی هم هستند ظلم به ملت و رهبری است. بدترین رویه این است که در هر موردی به رهبری نامه بنویسیم و تقاضا کنیم ایشان به جای ما با مافیای قدرت و ثروت سرشاخ شوند. قدرت رهبری از خداست اما ملت بازوی رهبر هستند نه برعکس! وظایف مان را از یاد نبریم!

اگر در برابر تخلف یک راننده تاکسی گردن کشی می کنید اما نسبت به امور مهم مملکت بی تفاوت هستید یعنی ....ما یاد گرفته ایم هر ۴ سال یک بار به دنبال شوالیه ای بگردیم که به جای همه ما بجنگد و ملت فقط در پیروزی های اش شریک باشند. غافلیم از این که هزاران احمدی نژاد را مافیای قدرت و ثروت می بلعد...عزم همگانی برای ریشه کنی فساد لازم است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 20:52  توسط زهرا طباخی  | 

راه های رسیدن به شیطان!

از رشد جریانات منحرف در کشور نباید بترسیم اما اگر مبارزه با جهل را به بهانه این که از جمعیت قابل توجهی برخوردار نیستند تعطیل کنیم یعنی شیطان را دست کم گرفته ایم.

شیطان در برابر قدرت یاران الله موجودی دست و پا بسته و بی مقدار است اما اگر دیدمان را مثل پیامبر اعظم محمد مصطفی (صل الله) حداکثری کنیم سقوط یک نفر هم برایمان گران تمام خواهد شد.

رویه عرفان های نوظهور و حامیان آنها چنین است که باطل را در چشم دیگران، تزئین می کنند. هر بار با یک رنگ و یک بهانه نزدیک می شوند و امتیاز می گیرند.

یکی از نزدیکان به سبب سمتی که در استانی دارند با یکی از بزرگان گروهک انحرافی به همراه همسرشان دیداری داشتند. بسیار تحت تاثیر خانواده دوستی و ادب شان قرار گرفته بودند و از برخوردهای شان تعریف و تمجید می کردند. انها به این موضوع مهم واقف بودند که یک راه جذب قلوب مذهبی ها این است که از در اخلاق وارد شوید. در جلسه اول همسر این آقا با آب و تاب فراوان  از خصوصیات اخلاقی مربوط به بخش خصوصی زندگی همسرشان تعریف کرده بودند. تقریبا کل داستان زندگی شان را یک جا بیان کرده بودند! کجا؟ در میان جمعی از دختران و بانوان مذهبی که به سرعت تحت تاثیر داستان های عاشقانه و خصوصی زندگی مدیر مجموعه شان قرار می گیرند.

شاید واقعا این فرد منحرف سیاسی در زندگی شخصی اش بسیار نیکوروین و اهل مراقبه و مراعات باشد اما بیان این مطالب در جلسه اول یک سفر کاری عادی در میان گروه هایی که شاید هرگز دیگر با همسر ایشان برخوردی نداشته باشند کمی غیر طبیعی به نظر می رسد. به هر حال این دامی بود که برای یک یا چند نفر پهن شده بود و بنا بر تاثیرگزاری بر همه نبود اما قلوب عوام هم - به عنوان هدف جانبی-  با انها همراه شد.

این موضوع به ظاهر ساده را ذکر کردم که تذکری به خودم داده باشم. شیطان انصارش را آموزش می دهد تا در برخورد با هر شخصی از موضع ضعف وی وارد شوند. اگر شما اخلاق مدار هستید یک برخورد صد درصد اخلاقی و غیر مستقیم با شما خواهند کرد. اگر حساس به بیت المال در زندگی باشید مسلما به شما پیشنهاد برای پذیرفتن رشوه نمی دهند بلکه احتمالا می گویند: ما باید این قدر برای خدا کار کنیم تا زمینه را برای ظهور انسان صالح فراهم کنیم. اگر ولایتی هستید و سرباز جان برکف حضرت امام خامنه ای می گویند: شما چطور تنهایی حضرت آقا را می بینید و کاری نمی کنید؟ یک مشت انسان فلان و بهمان در بیت نفوذ کرده اند و به آقا اطلاعات درست نمی رسد (!) شما می گویید راهکار شما چیست؟ و بازی به نحوی که آنها می خواهند تا انتهای رضایت شیطان و نابودی یک بنده دیگر الله ادامه می یابد.

باید زیاد دعا کنیم. غرور انسان را به ورطه هلاکت می کشاند.

- ما بنیه ایمانی مان ضعف دارد... خدایا با ضعفا مکر نکن!


برچسب‌ها: جریانات انحرافی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 13:3  توسط زهرا طباخی  | 

روازاده متقلبی کوچک با حامیانی بزرگ!

مدت ها بود تصمیم داشتم مقاله ای در باره مدعیان خودخوانده طب سنتی که با سوء استفاده از جهل عمومی در جامعه جولان می دهند و هوادار جذب می کنند، بنویسم. ظهور متقلبی به نام حکیم روازاده که ادعای تقابل طب جدید با طب سنتی به پشتوانه دین را دارد بهانه بود! مقاله ای که می بینید به یکی از هزاران ادعای یکی از صدها متقلبی که به پشتوانه نقایص قانونی هر بار در برهه ای از زمانه سر بر می آورند و جولان می دهند بدون این که کسی یقه گیر علم نداشته شان شود پاسخ داده است. بخوانید و بدانید طب الصادق و طب بوعلی سینا را چطور به فضاحت کشیده اند تا اندک تمتعی از دنیا ببرند.

باور کنید اگر وزارت بهداشت را تعطیل کنیم اوضاع بدتر از حال نخواهد شد!

این مقاله را هم به بهانه هفته سلامت و به عنوان راهکارهایی برای ارتقاء کیفیت تولیدات در حوزه بهداشت نوشته ام. اگر نمی دانید چرا ما توان تولید داروهای ضد سرطان با پیچیدگی زیاد را داریم اما از ساخت یک برگ استامینوفن موثر و کارآمد عاجزیم نوشتار پیش رو را مطالعه کنید. به امید روزهای حاکمیت قانون!

 

 


برچسب‌ها: دکتر روازاده, وزارت بهداشت, هفته سلامت, طب سنتی, داروهای گیاهی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 18:37  توسط زهرا طباخی  | 

وحدت برای هتاکی به اهل بیت؟!

از منافقین به خلق تا وهابیون و اصلاح طلبان

در روزگاری که منافقین خلق با هزاران صفحه ایدئولوژی منشعب از اصول مذهب تشیع با وهابیون عربستانی که از سر تا دم وابسته به امپریالیسم هستند متحد می شوند تا در منطقه موفقیتی کوچک برای آمریکا بیافرینند خیلی نباید از حمایت اصلاح طلبان دیروزی با پرچم سبز اهل بیت علیهم السلام از هتاکین به هادی المضلین تعجب کرد. اما ذکر برخی از پارادوکس های حل نشدنی دشمنان جمهوری اسلامی که امروز همگی به بهانه هدفی مشترک زیر پرچم دجال پیمان دوستی بسته اند بی شک مفید خواهد بود.

ابزار حکومت دجال در آخرالزمان "جهل" است و این جهالت سرچشمه های گوناگونی دارد. بخشی از اعضاء حامی پروژه اهانت ورزی به ائمه اطهار جاهلینی هستند که به علت عدم بهره مندی از فرصت صحیح آموزش معارف اسلامی فی الواقع توفیق آشنایی با امام دهم شیعیان را نداشته اند. این جهالتی عظیم است که هنوز بعد از گذشت سال ها از ظهور اسلام هر بار از گوشه ای از جهان ظهور می کند. تعجب نکنید که یک جوان با مذهب تشیع هنوز آشنایی کافی و وافی با پیشوایان دینی خود ندارد. صاحبان زر و زور قرن ها تلاش کردند تا مسیر تاریخ را منحرف کنند، پیامبران و نیکان روزگار را از مردم جدا کردند تا نفوذ حق و حقیقت در جوامع را متوقف کنند. چراغ های راه پر پیچ و خم زندگی بشر را یکی پس از دیگری نابود کردند تا مقابل تلالوی عظیم را بگیرند. این وظیفه شیطانی همه پیروان جهل بوده و هست اما غافلند از مبارزه ای که پایان اش با بشارت بر نیکان و موحدین ثبت شده است.

به قول اصلاح طلبان دیروز و براندازان امروز، هدف مشترک داشتن به قدری وحدت آفرین است که موجب می شود سلطنت طلب، اصلاح طلب، منافق، همجنس گرا، بهائی و انواع گمراهان دیگر را زیر پرچم سبز جنبش گرد هم آورد پس چرا با پروژه هتاکی به اهل بیت علیهم السلام وحدت نکنند؟

از ابتدا نماد جنبش سبز به بهانه نسبت یکی از سران فتنه با سادات، سبز تعیین شد. از بستن پرچم علویان به گردن سگ های مرفه نشینان گذشتیم تا رسیدیم به ائتلاف با هتاکین! ائتلافی که اهداف معین و مشخص و از پیش تعیین شده ای دارد.

بنای وهابیت ترور هر آن چه که با وی مخالفت دارد بوده و هست. همه دنیا انتحار کنندگان وهابی را به نام تروریست های طرفدار نظریه حذف فیزیکی مخالفین شناخته اند اما شاید ترور اجتماعی مخالفین پدیده ای نوظهور از این گروهک بی مغز و غیر منطقی باشد چرا که وقتی می توان کسی را کشت نیازی به ترور اجتماعی حس نمی شود.

اما نکته همین است! وهابیت علاوه بر این که با محبوبیت روزافزون بزرگان اهل تشیع مثل سید حسن نصرالله، امام خامنه ای و ... روبروست به علت نقص معارف و سبقه تاریخی سلاحی برای مبارزه با گذشته پرشکوه اسلام ناب محمدی نیز ندارند. به همین علت است که وهابیون بسیار علاقمند هستند مجددا به کربلا، سامرا و حتی مدینه النبی حمله کنند. کوه ابوقبیس را با خاک یکسان می کنند، به کوچه بنی هاشم حمله کرده و درب خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) را برای همیشه پنهان می کنند. این مبارزه ای جدید نیست و مسلما موفقیتی هم برای این فرقه ضاله به همراه نخواهد داشت. اما حمله از دورن به تشیع به دست گمراهین و کینه ورزان به نظام مقدس جمهوری اسلامی به عنوان نماد حاکمیت اسلام ناب در مقابله و مقایسه با حکومت طالبان در افغانستان و پیامدهای آن و تنفر روزافزون مردم عربستان، مصر، یمن و لیبی از سلفی های خشک، بی مغز و به دور از تعقل که افسارشان به دست جهانخواران غربی است، می تواند در دراز مدت موفقیت هایی برای دوستان دجال به بار بیاورد.

شاید لازم باشد به جای مبارزه سخت با جندالشیطان، از همین امروز فاز تهاجم فرهنگی و ورود به جنگ نرم را کلید بزنیم. مبارزه ای که ائمه اطهار سال ها بدون توسل به قدرت نظامی به واسطه آن پیروز از نبردی تاریخی بیرون آمدند و امروز شاهدیم که نام و نواده ای از مخالفین شان بر صفحات تاریخ نمانده است. امام حسین علیه السلام در برابر خدعه معاویه و توهین به امیرالمومنین علی علیه السلام و ممنوعیت انتخاب نام "علی" برای فرزندان ذکور، همه فرزندان شان را علی نام نهادند. علی اکبر، علی اوسط و علی اصغر!

"هادی"، "جواد"، "علی"، "محمد"، "مهدی" نام هایی هستند که علاوه بر زیبایی فرهنگ ساز و دشمن کور کن هم هستند. شایسته است شیعیان به جای این که تنها به گسترش حرم امیرالمومنین علی علیه السلام بیاندیشند ابتدا سرعت بازسازی حرمین سامراء را افزایش دهند و همزمان با این مسئله اقدام به خرید زمین های اطراف نمایند تا به معضل بزرگ این شهر پایان دهند. شیعه سازی شهرهایی مثل سامراء و کاظمین اولویت مهم مسلمین است و باید به این موضوع توجهی ویژه شود. واقعیت این است که تعلل و بی توجهی مسلمین بالاخص شیعیان به مسائلی که حول موضوعات مرتبط با ائمه مظلوم مدفون در سامراء و کاظمین است دشمنان را در هتاکی و گستاخی به آل الله متفق و متحد کرده است.

یک بار بسته شدن راه کربلا یا نجف برابر است با اعتراض شدید شیعیان در سراسر جهان اما تاکنون بارها مسیر زیارت ائمه مظلوم ما در کاظمین و سامراء مسدود شده است بدون این که واکنشی درخور به این موضوع نشان داده شود.

شکوه بارگاه طفلان حضرت مسلم بی شک ناشی از ارادت و توجه مسلمین به دوستان و نوادگان اهل بیت علیهم السلام است اما مقایسه این بارگاه در خور شأن با خرابی های سامراء نشان از چه دارد؟

یک نکته مهم دیگر این است که نباید با ایجاد حساسیت بی مورد در میان مسلمین و خدای ناکرده پیروی از رویه جاهلین در مقابله به مثل، به نقشه شوم تفرقه اندازی میان مسلمانان اعم از شیعه و سنی دامن زد. باید برای توهین کنندگان به مظاهر فرق اسلامی شامل شیعیان و سنی مذهبان مجازاتی در قانون در نظر گرفته شود. امثال آقای دانشمند سال ها از راه توهین به مظاهر اهل سنت ارتزاق کرده اند. بی توجهی به ناراحتی و نارضایتی اهل سنت در حالی که ولی امر مسلمین توهین به مظاهر اهل سنت را حرام اعلام کرده اند بی حمیتی و عدم همراهی مسلمین در مسائلی مشابه را موجب خواهد شد.

فراموش نکنیم توهین به مظهر یک اندیشه نشان از خالی بودن دست هتاک دارد. ائمه اطهار به پیروان خود آموخته اند جهالت را با آگاهی بخشی و مبارزه فرهنگی از میان بردارند. برماست که به وظایف تاریخی مان در اخرالزمان جهالت عمل کنیم.

همین مطلب در وطن امروز


برچسب‌ها: هتاکین, وطن امروز, امام هادی, اصلاح طلبان, منافقین, وهابیون
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 17:8  توسط زهرا طباخی  | 

مرحوم مرتضوی!

- کاش کسی پیدا می شد و داستان مرحوم کردان را فیلم می کرد یا به صورت یک داستانک، کوتاه می نوشت و ثبت می کرد تا هر وقت کسی پیدا می شد و از روی "خریت"، "دنیا پرستی"، "قدرت طلبی" یا نمی دانم چه، تصمیم می گرفت با طناب پوسیده انحرافیون به چاه بیافتد راهنمایش می شد.

- دوست دارم با جمعی از حزب اللهی ها جلوی منزل حاج سعید قاسمی تحصن کنیم تا ریش تراشیده روی بالکن بیاید و برای ملت سخنرانی کند! :)

- خدایا من به عنوان یک حزب اللهی خودخوانده از ته دل دعا می کنم آقای هاشمی هر چه سریع تر به رحمت ایزدی بپیوندد تا خدای ناکرده بیش از این خفیف نشود. می گویند ایشان از بیماری پارکینسون رنج می برند، خدایا هیچ رجل سیاسی را به بیماری آلزایمر گرفتار نکن! الهی آمین

- چه می شد اگر این سال آخری احمدی نژاد تصمیم می گرفت به جای کل کل با مجلس و مجمع و ... به وظایف جهانی اش در قبال موج بیداری اسلامی عمل کند. محمود جان! منتظری امام زمان به مصر و لیبی و یمن سفر کنند و برای مسلمانان در جستجوی الگو دست تکان دهند؟ منتظر باش ولی برخلاف گفته دوستان غیر شریف ات ضرری ندارد شما هم قدمی برای تسریع فرج برداری!

- رای دادن یک توفیق الهی است. ممکن است مثل بعضی ها با هدفی دنیایی و غیر خدایی از ویلای داداش یواشکی بروی و در حوزه ای دورافتاده رای بدهی اما... صندوق دماوند باطل شد انگوری!

- تماشای مکر خدا هم لذت بخش است هم هولناک! یک کار خوب خودت پیش پایمان بگذار، نصیب مان کن تا به واسطه آن عاقبت مان به خیر شود...خواهش می کنیم! با ضعفا مکر نکن!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 15:26  توسط زهرا طباخی  | 

گزارش اقلیتی قلاده های طلا از وزارت اطلاعات

فیلمسازی امروزه مقوله ای تاثیر گذار و فراگیر است که ابزاری مهم در دست اربابان قدرت و حکومت هاست. رسم نانوشته دنیای امروز این است که کشورهای قدرتمند و مطرح جهان از لحاظ سیاسی و نظامی در مورد برهه های مهم و سرنوشت ساز تاریخ خود یا حتی دیگر کشورها  فیلم بسازند تا با توسل به این زبان همه فهم بین المللی نقش خود را در تاریخ سازی جهان پررنگ تر رقم بزنند.

یک غالب مشهور تاریخ سازی در هالیوود این است که سیستم تمایل به انتقاد از خود را با صرف هزینه عملی می کند چرا که اعتراض از درون یک راه شناخته شده برای کنترل جامعه و سوپاپ اطمینان فرهنگی اجتماع است. پس یک سیستم هوشمند تلاش می کند داستان این "انتقاد فراگیر یا جزئی از خود" را طوری طراحی کند که در پایان بیننده با مشکلات فلسفی و شکاکیت آزار دهنده نسبت به "قدرت حاکم" از سینما خارج نشود.

یک راه برون رفت از چنین مسئله ای بزرگ جلوه دادن فساد در پایین دست مجموعه و منزه نمایاندن بالادست سیستم است به گونه ای که نظام طراحی شده پیش چشم مخاطب چنان قدرتمند و کارآمد نشان داده شود که قادر باشد هر گونه آلودگی و فساد اعم از بزرگ یا کوچک را از درون شناسایی و به دست خود نابود کند. چه بسا که اگر غیر از این باشد فیلم سوق دهنده مردم به عنوان اجزاء تشکیل دهنده جامعه به سمت تغییر سیستم و حتی انقلاب است که به تبع این موضوع مطلوب هیچ حکومت دوراندیشی نخواهد بود.

فیلم سینمایی قلاده های طلا با پرچم گروه "روایت فتح" با زمینه سازی و جوسازی رسانه ای نسبتا زیاد به روی پرده رفت. فیلمی تقریبا خوش ساخت با خط داستانی مناسب، بازیگرانی شهره، موضوعی هیجان انگیز با عنوان "سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران" که در شرف توقیف هم معرفی می شود! مجموعه عواملی که هر علاقمندی را تحریک می کند حداقل برای از دست ندادن فرصت مغتنم آشنایی با "وزارت اطلاعات" همراه با نوید پرده برداری از زوایای پنهان فتنه ۸۸ خود را به سینما برساند. اما سوال این است که در پایان تماشاگر با چه دیدی نسبت به نظام و بالاخص مجموعه حفاظت اطلاعات به عنوان چشم ناظر وزارت اطلاعات از سینما خارج می شود؟

محور های اصلی فیلمی که قرار بود از موفقیت بسیار بزرگ نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کشورمان با همراهی گسترده مردم، رونمایی کند خلاصه است در چند مورد تکان دهنده  که در صحنه های مختلف درشت شده است:

اصل ماجرا:

بنیان داستان قلاده های طلا بر ماجرای بمب گذاری در هواپیمای کیش- تهران و طرح دروغین ترور خاتمی، استوار شده است. متاسفانه با وجود پایان یافتن فاز تحقیقات و معرفی متخلفین و متهمین این جریان به علت عدم همکاری برخی و فشارهای وارده از سوی جریان انحرافی، این پرونده هنوز بسته نشده است. حال مشخص نیست چه کسی از کارگردان متعهدی چون ابوالقاسم طالبی سوء استفاده کرده تا با توسل به روایت داستان فتنه ۸۸، عوامل یک پروژه شکست خورده و خطرناک را تبرئه کرده و فرافکنی کند. بهتر بود کارگردان فیلم به جای تکیه بر اطلاعات محفلی کذب، مانور بیشتری بر دستورالعمل های بنیادهای براندازی می داد که مرتبا در فیلم از آنها نام برده است اما حتی در مورد طرح های جزوه های کلاسه بندی شده  جین شارپ در انقلاب های مخملی منطقه ای و جهانی، صحبتی به میان نیاورده است.

عدم توجه به اصول و روابط عناصر نظامی:

ورود دوربین فیلم به محوطه وزارت اطلاعات به عنوان یک مکان نظامی همراه شده است با نمایش درگیری و عدم هماهنگی گروه های مختلف امنیتی شامل نیروی انتظامی، افسران اطلاعاتی در سطوح بالای مدیریتی و عدم فرمانبری از مافوق در سطوح پایین که در ارگان های نظامی جرمی غیرقابل اغماض محسوب می شود. بزرگ کردن این موضوع ادامه می یابد تا آنجا که افسر معلق اطلاعات بدون مدارک و کارت الکترونیکی به دفتر معاون وزیر می رسد گویی هیچ گونه ضوابطی در این وزارت خانه وجود ندارد و قانون بازیچه است!

تاکید مکرر و عجیب بر غیر قابل اطمینان بودن همه افسران حفاظت اطلاعات اعم از بالادستی یا دون پایه، بدون توجه به این موضوع که هر سیستمی برای روز مبادا ناظری مطمئن ذخیره کرده است، تنها به اعتماد مخاطب به سیستمی صدمه می زند که قرار است حافظ جان و مال و ناموس مردم در برابر بیگانگان و دشمنان باشد و این شکی خطرناک است که متاسفانه تا پایان فیلم هم رفع نمی شود. 

به عنوان مثال توهین به روحانیت معظم در یک مورد و  افسران اطلاعاتی - که در اغلب سکانس های فیلم ساری و جاری است-  از جمله عصبی و غیر منطقی نشان دادن افسر قهرمان فیلم (امین حیایی) و مانور دادن بر قضایای مشکوک زندگی شخصی وی که تا آخر داستان نیز بی پاسخ می مانند.

دشمن شناسی ضعیف فیلم:

ضعیف نشان دادن دشمن و تاکید بر نقاط قوت فردی به جای پرداختن به استراتژی های کلاسه بندی شده بنیادها و سازمان هایی که مرتبا در فیلم از آنها نام برده می شود بیننده را متوجه این موضوع می کند که "پیروزی" در برابر چنین افرادی چندان هم باارزش و قابل افتخار نیست. حتی در اوج فتنه مدیران خارج نشین مستقر در کشتی تفریحی و در حال عیش و نوش جلوه می کنند در حالی که اتاق های فکر ظاهرا خالی هستند! عدم توجه به مورد جالب و لو رفته ای مثل کلوتید ریس با پرونده قطور جاسوسی هم نشان از کم دقتی و شناخت ضعیف نویسنده داستان از دشمنان قدرتمند و آموزش دیده نظام است که یک علت آن می تواند ناشی از ارتباط نگرفتن با وزارت اطلاعات پیش از کلید خوردن پروژه قلاده های طلا باشد.

مانور ضعیف بر داشته های خودی ها:

عدم توجه به قابلیت های فنی، تاکتیکی و تکنیکی افسران اطلاعاتی و نیروی انتظامی با وجود تحریم همه ابزارها و لوازم جنگ های الکترونیک و فنی، بیننده را در کشف قابلیت های قهرمانان فیلم تنها می گذارد. تغییر قیافه و تاکید بر رصد شهر با دوربین های ترافیکی و مترو یک نکته از هزاران است که متاسفانه این موضوع هم به علت ارتباط برقرار نکردن با وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی است. ذکر این نکته ضروری است که "ضعف مدیریت رسانه" در وزارت اطلاعات موج می زند. روابط عمومی این وزارت خانه مهم بسیار ضعیف است. سایتی در خور شان وجود ندارد و بی شک دسترسی طالبی به افسران اطلاعاتی و مدیران حفاظت تقریبا ناممکن بوده است. وزارت اطلاعات وظیفه داشت به محض اگاهی از نیت کارگردانی مومن و متعهد مثل ابوالقاسم طالبی با وی ارتباط گیرد هر چند احتمالات دیگری هم ممکن است.

ظلمی بی پایان به خانواده های نظامیان:

ضعیف، سرخورده و بی بصیرت نشان دادن خانواده های سربازان گمنام امام زمان (عج) و عدم توجه به فداکاری ها این قشر که متاسفانه در پلان های مختلف این فیلم و بسیاری از فیلم و سریال های دیگر با موضوع مشابه، بر روی آن مانور داده می شود. خانواده هایی که نه مثل زن و فرزند قهرمان فیلم (امین حیایی) تهران را تا اطلاع ثانوی همسر ترک کردند و نه مانند همسر تنها روحانی فیلم برای درمان به خارج از کشور اعزام می شوند! یا حتی هم چون همسر افسر خائن قلاده ها از بحث سیاسی می گریزند مبادا که جنین شان ناراحت شود! در مقابل حوادث جامعه منفعل هستند و هیچ از سیاست نمی فهمند! نه رصد سیاسی دارند و نه کمک حال همسر در اوج درگیری ها هستند! آیا پشت هر مرد موفقی زنی صبور، با بصیرت، مومن و متعهد به نظام چون کوه نایستاده است؟ آیا موفقیتی بدون همراهی خانواده برای یک افسر اطلاعاتی با کاری شبانه روزی متصور است؟

نمایش ناتوانی نیروهای نظامی:

- تاکید بر توانایی های فردی یک افسر همراه با زیر سوال بردن توانمندی های تیم های عملیاتی تعقیب مراقبت (ت میم) به اضافه نمایش شکست های پی در پی گروه های عملیاتی وزارت اطلاعات.

- ضعیف و سست عنصر نشان دادن نیروهای بسیجی و حذف کامل نقش بسیار مهم این بازوی پرتوان نظام در برچیدن بساط فتنه و پاکسازی خیابانی و مبارزات میدانی.

انتخاب بازیگران:

- استفاده از حمیدرضا پگاه بازیگر نقش افسر موفق اطلاعاتی در تله فیلم ها و سریال ساخته شده به سفارش وزارت اطلاعات در همان نقش به عنوان "خائن به سیستم" اشتباهی غیر قابل اغماض است. این انتخاب به قدری غیر حرفه ای است که گویی "رمبو" یا "آرنولد" در سری جدید فیلم شان به طالبان ملحق شوند!

پشت پرده تخریب وزارت اطلاعات:

بعد از برکناری حجه الاسلام محسنی اژه ای -به علت عدم سازش و مسامحه با تخلفات جریان انحرافی و حلقه خطرناک نظامی حامی این طیف - یکی از مسئولین در توجیه اقدامات خود موضوعی را مطرح کرد با این عنوان که وزارت اطلاعات در برخورد با فتنه ضعیف عمل کرده و همین موضوع به عنوان بهانه ای برای کلید خوردن پروژه خطرناک تسویه جمع کثیری از نیروهای مومن و انقلابی به عنوان "پروژه پاکسازی وزارت از نیروهای نزدیک به میرحسین موسوی" مطرح شد. در ذیل این برخوردها اتفاقاتی در این وزارتخانه رخ داد که بخشی از آن در همان زمان افشا شد. اما فارغ از این که چرا چنین شد و چه دست هایی پشت این جریان بودند صرف وجود این احتمال ضعیف که کارگردان قلاده های طلا ناخواسته در دام طیف نظامی حامی جریان انحرافی افتاده باشد، قابل بررسی است.

تخریب برای کاهش محبوبیت:

بی شک محبوب ترین نیروی نظامی جمهوری اسلامی در طول ۳۰ سال گذشته در میان مردم، وزارت اطلاعات متشکل از سربازان گمنام امام زمان (عج) است. بررسی این موضوع که چرا در بازگشایی مقطعی از تاریخ کشور که افسران مومن و انقلابی وزارت اطلاعات به اذعان دوست و دشمن (اشاره به گزارش سالیانه سازمان های اطلاعاتی انگلیس، آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۱۰-۲۰۱۱) به موفقیت های چشمگیری در حوزه فنی، اطلاعاتی و عملیاتی دست یافتند، داستانی تخریبی به محوریت فتنه به نمایش عام گذاشته می شود، حتما ضروری است.

ورودی شجاعانه به مسئله فتنه:

نویسنده این مقاله به هیچ وجه قصد تخریب شخص ابوالقاسم طالبی کارگردان برگزیده، خیرخواه، مصلح و انقلابی قلاده های طلا را ندارد چرا که شجاعت وی در پرداختن به موضوع مهم و تاریخی فتنه ۸۸ با توجه به نمایش نقاط ضعف و قدرت نظام به دور از پشت پرده سیاسی این جریان جای هزاران بار تقدیر و تمجید را دارد اما روایت یک جنگ اطلاعاتی بدون مشورت با یک افسر اطلاعاتی یا ارگان "حفاظت اطلاعات" به عنوان موضوع اصلی فیلم کمی عجیب و غیر حرفه ای است. سینماگران ما ناگزیرند بیاموزند سیاست از سینما جدا نیست. چه بسا مشاوری که امروز در پوستین یک انقلابی دو آتشه خزیده است همان نفوذی قلاده طلایی باشد که در به درش بوده ایم. همان طور که ذکر شد ضعف وزارت اطلاعات در بخش تعامل، ارتباط گیری و مدیریت فضای رسانه باید برطرف شود چرا که این تازه ابتدای راه است.

 همین مطلب در : جهان نیوز ،جام نیوز

مقاله شبهات پیرامون انتصابی مجدد که در سایت الف منتشر شده متاسفانه با اصل مطلب  سایرن در دو مورد تفاوت دارد که ممکن است شائبه دفاع از انتصاب مرتضوی به سمت ریاست سازمان تامین اجتماعی را ایجاد کند. مقاله مرقومه بنده در دفاع از انتصاب هاشمی رفسنجانی به حکم ولی امر مسلمین به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. ذکر این نکته را ضروری می دانستم که علت این بی توجهی برای بنده روشن نیست!

 


برچسب‌ها: وزارت اطلاعات, ابوالقاسم طالبی, قلاده های طلا, نیروی انتظامی, بسیج, امین حیایی, ترور خاتمی
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 6:9  توسط زهرا طباخی  | 

موج مکزیکی سفرهای نوروزی

سفر کردن در ایام تعطیلات مزایای زیادی دارد، مهم ترین اش این است که کله مبارک انسان یک بادی می خورد و بعد از عمری ماشین سواری در تهران به یاد می آوری که در ایران اقوامی به جز قوم ... تهرانی هم زندگی می کنند. از مردمی صحبت می کنم که با هتل و رستوران های شیک بیگانه هستند. توشه سفرشان را که جمع می کنند هنوز نخود و لوبیا و گاز پیک نیکی و چادر سفری نقشی انکار ناپذیر دارد.

برعکس خیلی از تهرانی های آماده خر (منظور خرید کننده های حرفه ای است!) که یک فلاسک چای هم به ندرت همراه دارند شهرستانی ها مجهز سفر می کنند تا هزینه را کاهش دهند. اما یک جای کار خیلی می لنگد...وقتی هوا سرد و بارانی می شود و مثلا مشاهده می کنی ملت مظلوم را در رودخانه قم اسکان داده اند! البته اسکان که چه عرض کنم فقط اسم اش باکلاس است..."کمپینگ" می نامند اش چون مطمئن هستند کسانی که در چنین جایی کمپ می زنند هرگز گذرشان به خارج از کشور نیافتاده تا معنای کمپ را بدانند.

کمپ در ایران نه نیازی به سرپناه دارد نه دستشویی! حتی لازم نیست در نزدیکی آن آب وجود داشته باشد. کلا چیز خاصی نیست جز یک تابلو! مثلا رودخانه قم در زمانی که امکان طغیان وجود دارد محلی مناسب برای کمپ است. باران و سرما بیداد می کند دیگر به ما ربطی ندارد!

این که کلا شهر قم با ۳۰ میلیون توریست در سال ظرفیت اسکان ۲۰ هزار نفر را دارد هم حتما به کسی ربطی ندارد. فقط یک لحظه تصور کنید حاکم دبی با گردش مالی سالی ۲۵ میلیون بازدید کننده چه ها می کرد! یک نکته می گویم برای استفاده کلاه قرمزی و پسرخاله: پاریس سالی ۲۰ میلیون بازدید کننده دارد.

زیاد فکر نکن! عیده! تعطیلات یک زمانی است که فکر کردن و استفاده از مخ در آن حرام است. به اخبار صدا و سیما توجه کن...گویی به مناسبت نوروز باستانی ایرانیان، جهانی به تعطیلی تن داده است!

موج مکزیکی سفرهای بی پایان نوروزی در کشور یعنی پهن شدن سفره ای به وسعت ایران که همه اقوام ایرانی از آن بهره مند می شوند. فقط باید خم شویم و اُدلارها را از روی زمین جمع کنیم! الان که خسته ایم شاید وقتی دیگر! :)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 22:30  توسط زهرا طباخی  | 

عرب آیدول

شب گذشته یک دختر مصری به عنوان عروسک جهان عرب معرفی شد. عرب آیدول مصری بعد از طی مراحل مختلف به این مقام نائل شد و از دست نمایندگان پپسی نماد ستاره را دریافت کرد. کارمن همراه با مادر محجبه اش روی سن با پرچم مصر -ام القرای جهان اسلام- رقصید.

      

اسپانسرهای این برنامه پپسی، شورلت، خطوط کشتیرانی عربستان سعودی، اپراتور زین، شکلات تویکس و کی اف سی بودند.

مصر ورود خواننده های مصری زن به این کشور را ممنوع کرده است. اسرائیل روی پشت شیر بیدار و خشمگین خاورمیانه به پشتیبانی سعودی ها می رقصد اما فراموش کرده است تغییر دادن جهت حوادث این برهه از تاریخ طبق پیش بینی های خود بنی اسرائیل، محال است، شاید دجال موفق شود چند نفر بیشتر را قربانی هواپرستی و انحراف دوستان یهود کند اما دیگر هرگز مسلمین به خواب خوش هزارساله فکر نخواهند کرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 14:6  توسط زهرا طباخی  | 

شبهات پیرامون انتصابی مجدد

من و شمای مسلمان حکایت های تاریخی بسیاری از علماء، پیامبران و ائمه اطهار شنیده ایم در تاکید این موضوع که خدا به سرعت از بندگان اش قطع امید نمی کند، پس شایسته است که خلفاء خدا روی زمین نیز صبورانه با کجی ها و انحرافات جزئی و حتی کلی خلق الله مدارا کنند.

یک نمونه جالب اش استغاثه یکی از فرعون های مصر به درگاه ذات اقدس اش است. فرعون ها خود را خداوندگار زمین و آسمان می دانستند و مردم عصرشان و حتی قرون بعدی بالاجبار ایشان را پرستش می کردند. ایامی در مصر رسید که خشکسالی طولانی شد. مردم نزد خداوندگار خودخوانده سرزمین شان رفتند و گله کردند که چگونه خدایی این طور در حق مردم اش ظلم می کند و "باران" را حبس می کند؟!

فرعون مستاصل شد. یک شب تا صبح نخوت و خودپسندی اش را بر زمین گذاشت و کنار نیل به درگاه خداوند قهار استغاثه کرد تا آبرویش را خودش از روی کرامت حفظ کند. در تاریخ آمده است که صبح فردا روز، باران بر مصر بارید و قحطی به پایان رسید. مردم شادمانه به جهل خود بازگشتند و فرعون نیز طغیانگری از نو آغاز کرد.

در مقابل بودند توبه کنندگانی که خلفاء الله بر روی زمین، نیکان و پسندیدگان دوران، واسطه شدند تا انگیزه ای برای رستگاری طغیانگران و بدکاران را فراهم سازند. بزرگ ترین حادثه تاریخ تشیع، عاشوراء، مثال تکان دهنده فداکاری یک برگزیده با هر آن چه که خدا به او بخشیده، است برای رستگاری قومی از بدکاران و منحرفین که امیدها برای اصلاح امورشان به خاموشی می گراوید.

برگزیدگان آل الله، کمتر نفرین می کردند و بیشتر می بخشیدند تا اسباب هدایت خلق را فراهم کنند، حتی از دشنام دهندگان و گنه کاران دلجویی می کردند. به عیادت زن یهودی بددهان می رفتند تا شیرینی جاری شدن شهادتین بر زبان اش در آخرین لحظات عمر جاودانه شود. لشکر حر بن یزید ریاحی را سیراب می کردند با این که علم به آینده توام با تشنگی داشتند اما باورشان این بود که مدیریت تقدیر و عاقبت یک مسلمان باارزش تر از چند جرعه آب است.

با بدکاری مثل معاویه صلح می کردند تا زمان برای ارشاد امت و بصیرت افزایی در میان مسلمین بخرند. از حق خود می گذشتند و ۲۵ سال خار در چشم و استخوان در گلو نامردی و نامردمی خلق الله را تحمل می کردند اما با این وجود هر گاه غاصبین حکومت گره در کارشان می افتاد برای رفع مشکل دریغ نمی کردند.

همه این شواهد و امثال تاریخی و مذهبی نقل شد تا بار دیگر به این موضوع مهم توجه کنیم که اگر سیاستمداری در نظر من و شما مقید به مصلحت مداری و عدالت محوری نیست اما با این وجود از جانب ولی امر مسلمین مدیریت می شود تا در دامان کج اندیشان و بدکاران قوم اش سقوط نکند، خدای ناکرده لحظه ای بدبینی یا ناامیدی دل ها را درگیر نکند.

این یک مقاله مذهبی است چرا که بیان دلایل سیاسی ولی امر مسلمین از این انتصاب چندان مصلحانه نخواهد بود  هر چند مردم فهیم ایران با بینش و درک بالای سیاسی و اعتقادی که دارند به راحتی مسائل روز جهان را تحلیل می کنند و این بی شک از افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است...تربیت افسرانی بصیر، مطیع و دانشمند که هرگز اُحدی را به دشمن واگذار نکردند با این که بنی صدرها بر سر راهشان قرار گرفتند اما از پیمودن راه و حق مداری دلسرد نشدند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 15:21  توسط زهرا طباخی  | 

آیا حضور احمدی نژاد در مجلس تضعیف دولت است؟

هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی با همه فراز و فرودهای بیادماندنی به پایان خود رسیده است اما پرونده طرح سوال از رئیس جمهور احمدی نژاد همچنان جنجالی و مفتوح در پیش روی نمایندگان مردم قرار دارد. این که یک اختیار قانونی و کارگشای مجلس به چه علت به عنوان نماد مخالفت و تضعیف مقام ریاست قوه مجریه مطرح شده است و رسانه مشترک دولت و جریان انحرافی سعی دارد از این جریان غیر بحرانی "نهنگ" صید کند در جای خود جالب توجه است و باید بررسی شود. بحران زیستی و غوغا سالاری این گروهک که علی رغم هزینه کرد سنگین و به راه انداختن جو تبلیغاتی سنگین موفقیتی در انتخابات دوره نهم مجلس کسب نکرد، هم چنان برای دولت پرکار احمدی نژاد هزینه می سازد و متاسفانه به نظر می رسد بعضی از نمایندگان پیگیر طرح سوال از رئیس دولت هم در دام این بحران سازی ها گرفتار شده اند.به هر حال جریان انحرافی به شدت از مواجهه رئیس جمهور با سوالات نمایندگان نگران است چرا که همزمانی مطرح شدن این سوالات با برگزاری دادگاه مفاسد اقتصادی و مطرح شدن نام بزرگان و وابستگان این گروهک می تواند زمینه فاصله گرفتن بیش از پیش شخص احمدی نژاد را از آینده سیاسی انحرافیون فراهم سازد. حیات جریان انحرافی در خطر قرار گرفته است، پس به شدت در تلاش هستند تا اقتدار رئیس جمهور را منوط به عدم حضور در مجلس و پاسخگو نبودن وی در برابر نمایندگان مردم جلوه دهند.

در مقابل بعضی نمایندگان مجلس هم سعی در بهره برداری سیاسی از پیگیری طرح سوال از رئیس جمهور را دارند که موجب شده است صدق گفتار و نیت خیر همه گروه تحت تاثیر واکنش و اظهار نظر های هیجانی و منفی آنها قرار گیرد. رقیب هم با اطلاع از این نقاط ضعف معدود افراد سوال کننده از رئیس جمهور به شدت در تلاش است با سوء استفاده از شرایط نمایندگان طراح سوال در دور دوم انتخابات مجلس، شرایط پاسخگویی دولت به مجلس را فراهم نسازند و به جو "غیر مردمی بودن" این افراد و سیاسی بودن اغراض نمایندگان دامن بزند.

با این وجود به نظر نمی رسد هیچ کدام از طرفین موضوعی نه چندان مهم که اکنون تبدیل به یک مناقشه با اهمیت جهانی شده است در دو روز باقی مانده تغییری در رویه شان ایجاد کنند اما هم مجلس و هم دولت باید توجه داشته باشند که نحوه انجام وظایف و برخوردهای شان در تاریخ کشور ثبت خواهد شد. باید بپذیریم که اصل مهم استقلال قوا در جمهوری اسلامی ایران به این دلیل گنجانده شده است که از به دیکتاتوری کشیده شدن نظام به هر عنوان و دلیلی جلوگیری شود. امتیازات منفی هر دو طرف موضوع به اندازه ای زیاد است که برای مردم جانبداری از دولت یا مجلس علی السویه است. گویی ملت "حق" را با هیچ گروه نمی دانند اما پیگیری موضوعات مطرح در سیاهه سوالات نمایندگان از دولت هم بسیار مهم هستند و حل نشده باقی ماندن این مطالبات مردمی قطعا به صلاح نیست.

سیاسی شدن موضوعاتی که در قانون گنجانده شده تا گره گشایی از امور کشور و به تبع آن مردم تسریع شود به نفع زمامداران کشور و نمایندگان مردم نیست چرا که بی توجهی مردم به مطالبات و تصمیمات نمایندگان و حاکمان را در پی خواهد داشت. آیا بهتر نبود مجلس محترم هر کدام از این سوالات را در بزنگاه تاریخی و سر وقت مطرح می کردند؟ چه بسا که انجام وظیفه به موقع نمایندگان مجلس هشتم می توانست مانع از بروز وقایع تلخ بعدی نیز شود. در مقابل دولت نیز با استفاده از فرصت پاسخگویی می توانست از بحرانی شدن بعضی از امور حساس و مهم حکومتی مانند برنامه های اقتصادی که مستقیما به معیشت مردم گره خورده اند، جوی از خوشبینی و رضایت روانی را در جامعه ایجاد کند با وجود این که مردم به خوبی می دانند بعضی از مشکلات اقتصادی کنونی به سرعت قابل حل نیستند اما عدم مواجهه مسئولین در وقایع مهم تاریخی مانند نابسامانی بزرگ بازار ارز و طلا زمینه ساز بی اعتمادی و ناامیدی مردم از کسانی را فراهم ساخت که وظیفه داشتند جامعه را در سختی ها مدیریت کنند و پاسخگوی مشکلات به وجود آمده باشند.

دولت محترم طبق قوانین نظام اسلامی باید قبول کند که پاسخگویی به نمایندگان مردم بر خلاف آن چه که جریان انحرافی مروج و مبلغ آن است نه تنها دلیل بر ضعف و یا بی اعتبار شدن خدمات دولت نیست بلکه می تواند موجبات بهبود روابط رئیس جمهور با نمایندگان مردم و اعتماد مجدد ملت به خادمان اش را فراهم سازد.

متاسفانه دولت رئیس جمهور احمدی نژاد هم اکنون مشکلات زیادی با قوای قضائیه و مقننه دارد که یک بخش مهم این درگیری ها به علت عدم تعامل مناسب دولت با سایر مسئولین و قواست. ناسازگاری های رخ داده تا مرحله ای پیش رفت که رهبر انقلاب، آیت الله شاهرودی را به عنوان میانجی حل اختلافات و تعامل میان روسای قوا برگزیدند اما تاکنون بهبودی در روابط دولت با سایر قوا دیده نشده است. این ناسازگاری دولتی ها با باقی بدنه نظام با توجه به جریاناتی که در طول ۴ سال گذشته بروز و ظهور داشته اند، نشان از خیر ندارند. بی شک به نفع مردم است که مسئولین محترم دولتی و نمایندگان خدوم مجلس، اختلافات را با برگزاری جلسه ای به دور از سیاسی کاری تا اندازه ای کاهش دهند و به جای تعامل سیاسی به تعاون روی آورند. جلسه ای قانونی برای طرح سوالاتی مهم، تاریخی و بی پاسخ رها شده اما "محترمانه" نه به قول پیشنهاد سیاستمدارانه جمعی از نمایندگان مجلس، جلسه ای "دوستانه و بدون پشتوانه قانونی" که مسلما نتیجه ای هم در بر نخواهد داشت چرا که الزام قانونی در آن گنجانده نشده است.

این مطلب در وطن امروز منتشر شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 13:46  توسط زهرا طباخی  |